افغانستان در نظم امنیتی جدید اوراسیا؛ از تهدید امنیتی تا شریک امنیتی

افغانستان در نظم امنیتی جدید اوراسیا؛ از تهدید امنیتی تا شریک امنیتی

افغانستان در چهار دهه گذشته یکی از مهم ترین کانون های تحولات سیاسی و امنیتی در منطقه بوده است. موقعیت جغرافیایی این کشور در قلب آسیا باعث شده که هر تحول سیاسی و امنیتی در افغانستان بر کشورهای همسایه و حتی قدرت های بزرگ منطقه ای تأثیر بگذارد. به همین دلیل، افغانستان همواره در محاسبات امنیتی کشورهای منطقه جایگاه ویژه ای داشته است. با این حال، نوع نگاه به افغانستان در سال های مختلف یکسان نبوده است. در دو دهه گذشته، این کشور بیشتر به عنوان یک تهدید امنیتی معرفی می شد، اما در سال های اخیر نشانه هایی دیده می شود که برخی کشورهای منطقه افغانستان را به عنوان یک شریک بالقوه در تأمین امنیت و توسعه همکاری های منطقه ای نیز مورد توجه قرار می دهند. برای درک بهتر این تحول، می توان از نظریه امنیتی سازی و غیرامنیتی سازی مکتب کپنهاگ استفاده کرد.

بر اساس نظریه امنیتی سازی مکتب کپنهاگ، یک موضوع زمانی به مسئله امنیتی تبدیل می شود که بازیگران سیاسی آن را به عنوان یک تهدید جدی معرفی کنند و دیگران نیز این برداشت را بپذیرند. در چنین وضعیتی، موضوع مورد نظر از حالت عادی خارج شده و به یک اولویت امنیتی تبدیل می شود. در مقابل، غیرامنیتی سازی زمانی رخ می دهد که همان موضوع از جایگاه تهدید خارج شده و در چارچوب تعاملات عادی سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک مورد بررسی قرار گیرد.

اگر تحولات افغانستان در دو دهه گذشته را از این زاویه بررسی کنیم، به خوبی دیده می شود که این کشور پس از رویدادهای سال ۲۰۰۱ وارد یک مرحله گسترده امنیتی سازی شد. در آن زمان، افغانستان در گفتمان سیاسی و امنیتی غرب به عنوان یکی از مهم ترین چالش های امنیت بین المللی مطرح گردید. حضور نیروهای خارجی، جنگ های طولانی، ناامنی های داخلی، قاچاق مواد مخدر و مهاجرت های گسترده باعث شد که نام افغانستان بیش از هر چیز با مسائل امنیتی گره بخورد. در نتیجه، بسیاری از کشورها افغانستان را نه به عنوان یک شریک منطقه ای، بلکه به عنوان منشأ مشکلات امنیتی می نگریستند. در این میان، کشورهای منطقه نیز نگرانی های خاص خود را داشتند. روسیه نگران تأثیر ناامنی افغانستان بر جمهوری های آسیای مرکزی بود. چین تحولات افغانستان را با امنیت مرزهای غربی خود و همچنین پروژه های اقتصادی منطقه ای پیوند می داد. ایران، پاکستان و کشورهای آسیای مرکزی نیز هر کدام از زاویه منافع و نگرانی های امنیتی خود به افغانستان نگاه می کردند. به همین دلیل، در بیشتر سال های دو دهه گذشته، نگاه امنیتی بر روابط منطقه با افغانستان حاکم بود.

مطالب بیشتر:  آخرین سرباز و آخرین پرواز؛ نگاهی به طولانی‌ترین جنگ امریکا در افغانستان

اما تحولات سال ۲۰۲۱ و خروج نیروهای خارجی از افغانستان شرایط جدیدی را به وجود آورد. با شکل گیری وضعیت سیاسی جدید در کشور، بسیاری از کشورهای منطقه به این نتیجه رسیدند که ادامه بی ثباتی در افغانستان به سود هیچ طرفی نیست. آنان دریافتند که امنیت و ثبات افغانستان با امنیت و ثبات کل منطقه ارتباط مستقیم دارد. از همین رو، به تدریج سیاست تعامل و همکاری جایگزین سیاست انتظار و فاصله گیری شد. یکی از مهم ترین دلایل این تغییر نگرش، اهمیت روزافزون همکاری های اقتصادی و منطقه ای است. افغانستان در نقطه ای قرار دارد که می تواند آسیای مرکزی را به جنوب آسیا و حتی خاورمیانه متصل کند. بسیاری از پروژه های ترانزیتی، تجارتی و انرژی بدون مشارکت افغانستان با دشواری روبه رو خواهند شد. به همین دلیل، کشورهای منطقه به این باور رسیده اند که ثبات افغانستان تنها یک مسئله امنیتی نیست، بلکه یک ضرورت اقتصادی نیز به شمار می رود.

عامل مهم دیگر، تلاش های حکومت کنونی افغانستان برای گسترش روابط با کشورهای همسایه و اطمینان دهی در مورد امنیت منطقه بوده است. امارت اسلامی بارها اعلام کرده است که اجازه نخواهد داد از خاک افغانستان علیه کشورهای دیگر استفاده شود. این موضع سبب شده است که برخی کشورهای منطقه با دیدگاه عمل گرایانه تری به همکاری با کابل نگاه کنند. افزایش سفرهای دیپلماتیک، نشست های منطقه ای و گسترش روابط تجارتی در چند سال گذشته تا حدی نشان دهنده این تغییر رویکرد است. در کنار این مسائل، رقابت های جدید ژئوپلیتیکی در اوراسیا نیز اهمیت افغانستان را افزایش داده است. روسیه و چین به عنوان دو قدرت مهم منطقه ای، افغانستان را بخشی از معادلات آینده اوراسیا می دانند. این کشورها معتقدند که ثبات افغانستان می تواند به توسعه همکاری های اقتصادی، ترانزیتی و امنیتی در منطقه کمک کند. از همین رو، نگاه آنان نسبت به افغانستان در مقایسه با گذشته تا اندازه ای تغییر کرده است.

مطالب بیشتر:  توافق شرم‌الشیخ در بن‌بست: همکاری‌های مشکوک امریکا در غزه و آینده مبهم طرح صلح ترامپ

با وجود این تحولات، این پرسش همچنان مطرح است که آیا افغانستان وارد مرحله غیرامنیتی سازی شده است؟ واقعیت این است که پاسخ به این پرسش نه کاملاً مثبت است و نه کاملاً منفی. از یک سو، روابط اقتصادی، نشست های منطقه ای و تعاملات سیاسی نشان می دهد که افغانستان دیگر تنها از دریچه تهدید امنیتی دیده نمی شود. بسیاری از کشورهای منطقه اکنون بر همکاری اقتصادی، اتصال منطقه ای و ثبات پایدار افغانستان تأکید دارند. این وضعیت نشان دهنده آغاز روند غیرامنیتی سازی است. اما از سوی دیگر، هنوز برخی چالش ها پابرجاست. مشکلات اقتصادی، مسائل سیاسی، موضوع شناسایی رسمی حکومت افغانستان از سوی برخی کشورها و نگرانی های امنیتی موجود باعث شده است که افغانستان همچنان در محاسبات امنیتی منطقه جایگاه مهمی داشته باشد. بنابراین، نمی توان گفت که فرایند غیرامنیتی سازی به طور کامل تحقق یافته است. در مجموع، می توان گفت که افغانستان در دو دهه گذشته یکی از روشن ترین نمونه های امنیتی سازی در نظام بین الملل بوده است. اما تحولات چند سال اخیر نشان می دهد که نگاه کشورهای منطقه به تدریج در حال تغییر است. اگر در گذشته افغانستان بیشتر به عنوان منبع تهدید معرفی می شد، امروز بسیاری از بازیگران منطقه ای آن را بخشی از راه حل های امنیتی و اقتصادی منطقه می دانند. به همین دلیل، می توان گفت که افغانستان در حال گذار از یک موضوع صرفاً امنیتی به سوی ایفای نقش به عنوان شریک امنیتی و اقتصادی در نظم جدید اوراسیا است. البته موفقیت این روند به ادامه ثبات داخلی، گسترش همکاری های منطقه ای و توانایی افغانستان در ایجاد اعتماد میان کشورهای منطقه بستگی خواهد داشت.

مطالب بیشتر:  مهاجران افغان در پاکستان؛ قربانیان بازی‌های سیاسی؟

 

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *