گزارش تازه «بنیاد تحقیقاتی آبزرور» (ORF) با عنوان «ارزیابی سیاست خارجی امارت اسلامی»، تلاش میکند نشان دهد که سیاست خارجی حکومت افغانستان از زمان بازگشت به قدرت در اگست ۲۰۲۱ تا امروز چگونه از مرحله بقا به مرحله تثبیت و کسب مشروعیت رسیده است. نویسنده معتقد است امارت اسلامی، هرچند هنوز تنها از سوی روسیه بهصورت رسمی به رسمیت شناخته شده، اما توانسته با بهرهگیری از تغییرات محیط بینالمللی، رقابت قدرتهای بزرگ و تحولات امنیتی منطقه، دامنه تعاملات خارجی خود را به شکل محسوسی گسترش دهد.
این گزارش با اشاره به مواضع متناقض جامعه جهانی آغاز میشود. از یک سو، ایالات متحده امارت اسلامی را به استفاده از «دیپلماسی گروگانگیری» متهم کرده، دادگاه کیفری بینالمللی برای رهبر امارت اسلامی و رئیس دادگاه عالی این گروه حکم بازداشت صادر کرده و برخی کشورهای غربی نیز مقامهای امارت اسلامی را به دلیل محدودیتهای گسترده علیه زنان تحریم کردهاند. از سوی دیگر، بسیاری از کشورهای منطقه به دلایل امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی مسیر تعامل با کابل را در پیش گرفتهاند؛ روندی که به اعتقاد نویسنده، باعث شده موضوع حقوق بشر و تشکیل حکومت فراگیر نسبت به سالهای نخست بازگشت امارت اسلامی اهمیت کمتری در محاسبات دولتها پیدا کند.
گزارش تأکید میکند امارت اسلامی برخلاف گذشته، اهمیت زیادی برای تصویر بینالمللی خود قائل است. هر سفر خارجی مقامهای این حکومت، هر دیدار دیپلماتیک و هر گام در جهت پذیرش نمایندگان امارت اسلامی از سوی کشورهای مختلف، در رسانههای رسمی حکومت بهعنوان یک «پیروزی دیپلماتیک» معرفی میشود. نویسنده یادآور میشود که تنها در سال ۲۰۲۵، مقامهای امارت اسلامی نزدیک به ۱۰۰ سفر خارجی در سطح عالی انجام دادهاند؛ موضوعی که از نگاه این گروه، نشانه شکست سیاست انزوای بینالمللی است.
یکی از محورهای اصلی گزارش، مفهوم «سیاست خارجی متوازن و اقتصادمحور» است؛ مفهومی که مقامهای امارت اسلامی بارها از آن سخن گفتهاند. بر اساس این رویکرد، افغانستان تلاش میکند با همه کشورها، حتی کشورهایی که اختلاف سیاسی با آنها دارد، روابط اقتصادی برقرار کند. امارت اسلامی توسعه تجارت، جذب سرمایهگذاری، گسترش ترانزیت، اجرای پروژههای منطقهای و تبدیل افغانستان به چهارراه اتصال آسیای مرکزی، جنوبی و غربی را در اولویت سیاست خارجی خود قرار داده است.
نویسنده معتقد است انگیزه این رویکرد، علاوه بر نیاز اقتصادی، کسب مشروعیت سیاسی نیز هست. امارت اسلامی میکوشد نشان دهد که بدون اتکا به کمکهای غرب، قادر است اقتصاد افغانستان را از طریق همکاریهای منطقهای احیا کند. به همین دلیل، پروژههایی مانند تاپی، کاسا-۱۰۰۰، راهآهن ترانسافغان، توسعه بندر چابهار و کریدورهای ترانزیتی در تبلیغات رسمی این حکومت جایگاه ویژهای دارند؛ هرچند بسیاری از این پروژهها همچنان با مشکلات مالی، امنیتی یا سیاسی روبهرو هستند.
گزارش همچنین به وضعیت دشوار اقتصاد افغانستان اشاره میکند. هرچند بانک جهانی رشد اقتصادی حدود ۴.۸ درصدی را گزارش کرده، اما کاهش کمکهای خارجی، توقف بخش بزرگی از برنامههای آژانس توسعه بینالمللی ایالات متحده امریکا USAID، افزایش بازگشت مهاجران از ایران و پاکستان، بلایای طبیعی، بیکاری، کاهش درآمد خانوارها و محدودیت سرمایهگذاری، همچنان اقتصاد کشور را در وضعیت شکننده نگه داشته است.
از دید نویسنده، مهمترین عامل گسترش تعامل کشورهای منطقه با امارت اسلامی، ملاحظات امنیتی است. حضور گروههایی مانند داعش خراسان، القاعده، القاعده در شبهقاره هند و جنبش اسلامی ترکستان شرقی، باعث شده کشورهای همسایه افغانستان، حتی بدون به رسمیت شناختن امارت اسلامی، ناچار به همکاری با این حکومت شوند. چین نگران فعالیت گروههای جداییطلب اویغور، روسیه نگران تهدید داعش، کشورهای آسیای مرکزی نگران نفوذ افراطگرایی و ایران و پاکستان نیز نگران پیامدهای امنیتی تحولات افغانستان هستند.
در همین چارچوب، گزارش روند گسترش روابط امارت اسلامی با کشورهای منطقه را بررسی میکند. چین نخستین کشوری بود که سفیر خود را پس از بازگشت امارت اسلامی به کابل اعزام کرد و همچنین استوارنامه سفیر معرفیشده از سوی امارت اسلامی را پذیرفت. روسیه نیز نخستین کشوری شد که حکومت امارت اسلامی را به رسمیت شناخت و سپس توافق همکاری نظامی ـ فنی با کابل امضا کرد. کشورهای آسیای مرکزی، از جمله ازبکستان، ترکمنستان، قزاقستان و قرقیزستان نیز سطح روابط خود را افزایش دادهاند و حتی برخی از آنها امارت اسلامی را از فهرست گروههای تروریستی خارج کردهاند. هند نیز با وجود اختلافات گذشته، سطح روابط خود با کابل را ارتقا داده و نمایندگی دیپلماتیک خود را فعالتر کرده است.
در مقابل، روابط امارت اسلامی با غرب همچنان پیچیده و محدود باقی مانده است. آمریکا همچنان امارت اسلامی را به نقض توافق دوحه و حمایت از گروههای تروریستی متهم میکند، اما همزمان گفتوگوهای امنیتی و تبادل زندانیان میان دو طرف ادامه یافته است. کشورهای اروپایی نیز اگرچه حکومت امارت اسلامی را به رسمیت نشناختهاند، اما برای بازگرداندن مهاجران افغان و مدیریت مسائل مهاجرتی، ناچار به برقراری ارتباط عملیاتی با این گروه شدهاند.
گزارش به نقش شبکههای اجتماعی در سیاست خارجی امارت اسلامی نیز توجه ویژهای دارد. به گفته نویسنده، امارت اسلامی از رسانههای رسمی و شبکه ایکس (توییتر سابق) برای بازتاب دیدارهای دیپلماتیک، پاسخ به انتقادهای غرب، برجستهسازی دستاوردهای اقتصادی و مقابله با روایتهای منفی استفاده میکند.
یکی دیگر از محورهای گزارش، تلاش امارت اسلامی برای استفاده از سیاست خارجی بهعنوان ابزاری برای مشروعیتبخشی داخلی است. نویسنده میگوید امارت اسلامی هر تعامل خارجی را به مردم افغانستان بهعنوان نشانه پذیرش بینالمللی حکومت خود معرفی میکند و تأکید دارد که دیگر هیچ کشوری از مقاومت مسلحانه علیه امارت اسلامی حمایت نمیکند. از نگاه انها ، پذیرش دیپلماتهای امارت اسلامی، بازگشایی سفارتخانهها و حضور در نشستهای منطقهای، حتی بدون شناسایی رسمی، به معنای مشروعیت عملی حکومت است.
در بخش پایانی، نویسنده نتیجه میگیرد که امارت اسلامی در پنج سال گذشته موفق شده است دامنه تعاملات خارجی خود را گسترش دهد. این موفقیت بیش از آنکه ناشی از تغییر رفتار امارت اسلامی باشد، حاصل تغییر اولویتهای کشورهای منطقه و جهان است؛ کشورهایی که اکنون امنیت، مبارزه با تروریسم، تجارت، انرژی و اتصال منطقهای را بر فشارهای سیاسی و حقوق بشری ترجیح میدهند.
با این حال، گزارش تأکید میکند که این تعاملات الزاماً به معنای پذیرش کامل حکومت امارت اسلامی نیست. بسیاری از کشورها همچنان روابط خود را در سطحی محدود نگه داشتهاند و همکاری با امارت اسلامی را ابزاری برای تأمین منافع امنیتی و اقتصادی خود میدانند، نه تأییدی بر ساختار سیاسی یا سیاستهای داخلی این حکومت. به همین دلیل، سیاست خارجی امارت اسلامی اگرچه توانسته انزوای اولیه را تا حد زیادی کاهش دهد، اما هنوز نتوانسته به شناسایی گسترده بینالمللی یا رفع کامل موانع مشروعیت سیاسی این حکومت منجر شود.
