کارشناسان اندیشکده آمریکایی «شورای آتلانتیک» در تحلیلی درباره «پیمان دفاعی مشترک مکه» میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه، این توافق را یکی از مهمترین تحولات امنیتی سالهای اخیر در خاورمیانه و جنوب آسیا ارزیابی کردهاند؛ توافقی که بر اساس آن، حمله نظامی به هر یک از سه کشور، حمله به هر سه کشور تلقی خواهد شد. این پیمان در شرایطی امضا شده که احتمال ازسرگیری جنگ ایران و آمریکا-اسرائیل همچنان وجود دارد، حملات حوثیها ادامه یافته و کشورهای عربی نسبت به توانایی آمریکا در تضمین امنیت منطقه تردیدهای جدی پیدا کردهاند.
در بخش مربوط به عربستان، آلیسون ماینر، مدیر پروژه ادغام خاورمیانه در شورای آتلانتیک، تأکید میکند که این توافق نباید با ناتو مقایسه شود و هنوز به معنای شکلگیری یک ائتلاف نظامی مشابه ماده پنجم ناتو نیست. به گفته او، ریاض با ایجاد شبکهای از مشارکتهای امنیتی تلاش دارد وابستگی خود را به تضمینهای امنیتی واشنگتن کاهش دهد و در عین حال جایگاه خود را بهعنوان محور ثبات منطقه تثبیت کند. از نگاه این تحلیل، عربستان با میزبانی امضای این توافق، در پی نمایش نقش رهبری خود در منطقه است؛ بهویژه در شرایطی که ایران و اسرائیل از سوی بسیاری از بازیگران بهعنوان عوامل بیثباتی تلقی میشوند.
ماینر یادآور میشود که عربستان پیشتر نیز با پاکستان و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس توافقهای دفاعی مشابهی امضا کرده بود، اما این توافقها هرگز به واکنش جمعی مشابه ناتو منجر نشدند. او معتقد است اگرچه پاکستان و ترکیه ممکن است در صورت تهدیدهایی از سوی ایران یا حوثیها حمایت امنیتی بیشتری از ریاض ارائه کنند، اما مهمترین دستاورد این پیمان در حوزه دیپلماسی و هماهنگی سیاسی خواهد بود، نه در ایجاد یک چتر دفاعی جدید.
در بخش مربوط به پاکستان، مایکل کوگلمن، پژوهشگر ارشد جنوب آسیا، این توافق را گامی در جهت ادغام بیشتر اسلامآباد در معماری امنیتی جدید خاورمیانه توصیف میکند. به اعتقاد او، این پیمان جایگاه منطقهای پاکستان را تقویت کرده و با توجه به برخورداری این کشور از توان هستهای، نفوذ و اعتبار بیشتری برای آن در جهان اسلام ایجاد میکند.
کوگلمن مینویسد این توافق علاوه بر افزایش پرستیژ بینالمللی پاکستان، منافع عملی نیز برای اسلامآباد دارد؛ زیرا خاورمیانه محل استقرار بسیاری از متحدان اصلی پاکستان، بخش عمده منابع انرژی وارداتی این کشور و میلیونها شهروند پاکستانی مقیم خارج است. او همچنین معتقد است این همکاری میتواند روابط پاکستان و آمریکا را نیز تقویت کند، زیرا دولت دونالد ترامپ همواره از متحدان خود خواسته است سهم بیشتری در تأمین امنیت منطقه بر عهده بگیرند. از این منظر، مشارکت فعال پاکستان در سازوکارهای امنیتی جدید میتواند ارزش راهبردی این کشور را برای واشنگتن افزایش دهد.
در بخش مربوط به ترکیه، ریچ اوتزن، پژوهشگر برنامه ترکیه در شورای آتلانتیک، این توافق را نقطه عطفی در شکلگیری نظم چندقطبی جدید در خاورمیانه و جنوب آسیا میداند. او معتقد است آنکارا با افزودن عربستان و پاکستان به شبکه همکاریهای امنیتی خود در کنار قطر، سوریه و لیبی، در حال ایجاد نوعی سازوکار دفاع جمعی میان کشورهای مسلمان است.
به گفته او، این توافق از منظر سه کشور اهداف متفاوتی را دنبال میکند. عربستان آن را ابزاری برای ایجاد موازنه در برابر ایران میبیند، پاکستان به دنبال تقویت موقعیت خود در برابر هند است و ترکیه نیز با پیوند خوردن به یک قدرت اقتصادی مانند عربستان و یک قدرت هستهای مانند پاکستان، بازدارندگی خود در برابر اسرائیل را افزایش میدهد. او همچنین با اشاره به حمله هوایی اسرائیل به دوحه در سال گذشته، مینویسد بسیاری از کشورهای منطقه اکنون بیش از گذشته به ضرورت ایجاد سامانههای دفاع هوایی و همکاریهای امنیتی مشترک برای مقابله با تهدیدهای احتمالی از سوی ایران و اسرائیل پی بردهاند.
این تحلیل همچنین تأکید میکند که پیمان مکه تنها یک توافق نظامی نیست، بلکه میتواند زمینهساز همکاریهای گستردهتر در حوزه صنایع دفاعی، انتقال فناوری، تولید مشترک تجهیزات نظامی، تبادل اطلاعات، رزمایشهای مشترک و حتی توسعه کریدورهای انرژی و تجارت میان خاورمیانه، جنوب آسیا و اروپا باشد. از نگاه نویسندگان، گسترش احتمالی این پیمان به دیگر کشورهای منطقه میتواند در آینده، موازنههای ژئوپلیتیکی و امنیتی خاورمیانه را وارد مرحلهای تازه کند.
