الجزیره در یک مستند مفصل، تحولات سه دهه اخیر افغانستان را از آغاز جنگهای داخلی دهه ۱۹۹۰ تا بازگشت امارت اسلامی به قدرت در سال ۲۰۲۱ مرور کرده و تلاش دارد عوامل سیاسی، نظامی و اجتماعی فروپاشی جمهوری مورد حمایت غرب را بررسی کند. این گزارش، جنگ افغانستان را نه صرفاً یک شکست نظامی، بلکه نتیجه مجموعهای از تصمیمهای راهبردی، اشتباهات سیاسی و تحولات داخلی و منطقهای میداند.
مستند با سقوط کابل در ۱۵ آگست ۲۰۲۱ آغاز میشود؛ زمانی که امارت اسلامی پس از دو دهه جنگ بار دیگر کنترل افغانستان را در دست گرفتند. الجزیره یادآور میشود که جنگی ۲۰ ساله با بیش از ۱۷۶ هزار کشته و هزینهای حدود ۲.۳ تریلیون دلار، در نهایت به بازگشت همان گروهی انجامید که آمریکا در سال ۲۰۰۱ برای سرنگونی آن وارد افغانستان شده بود.
در ادامه، گزارش به ریشههای شکلگیری امارت اسلامی بازمیگردد. به روایت الجزیره، پس از خروج نیروهای شوروی و سقوط حکومت نجیبالله، جنگ قدرت میان گروههای مجاهدین کابل را به میدان نبرد تبدیل کرد. ناامنی، درگیریهای داخلی، تخریب گسترده و فروپاشی نظم عمومی، زمینه را برای ظهور امارت اسلامی در سال ۱۹۹۴ فراهم ساخت؛ گروهی که با شعار برقراری امنیت، پایان دادن به جنگ و اجرای شریعت، بهسرعت در بخشهای وسیعی از کشور گسترش یافت.
مستند تأکید میکند که امارت اسلامی پیش از به قدرت رسیدن، اسامه بنلادن را به افغانستان دعوت نکرده بودند، بلکه او پیشتر در مناطق تحت نفوذ برخی فرماندهان محلی حضور داشت. پس از تسلط امارت اسلامی بر کابل در سال ۱۹۹۶، القاعده با این گروه بیعت کرد و حضور بنلادن در افغانستان، بعدها به یکی از مهمترین دلایل حمله آمریکا تبدیل شد.
الجزیره سپس به حملات ۱۱ سپتامبر و تصمیم دولت جورج بوش برای حمله به افغانستان میپردازد. در این گزارش گفته میشود که واشنگتن هرگونه مذاکره با امارت اسلامی را رد کرد و با تکیه بر فرماندهان ائتلاف شمال و دیگر گروههای مسلح، عملیات سرنگونی امارت اسلامی را آغاز کرد. مستند یادآور میشود که برخی مقامهای اطلاعاتی آمریکا در همان زمان معتقد بودند امارت اسلامی مستقیماً در حملات ۱۱ سپتامبر نقش نداشتند، اما این دیدگاه در تصمیم نهایی واشنگتن تأثیری نگذاشت.
یکی از محورهای اصلی گزارش، بازگشت فرماندهان محلی و جنگسالاران به ساختار قدرت پس از سال ۲۰۰۱ است. الجزیره میگوید بسیاری از چهرههایی که در جنگهای داخلی دهه ۹۰ نقش داشتند، با حمایت آمریکا دوباره به قدرت رسیدند؛ موضوعی که به گسترش فساد، رقابتهای قومی، اقتصاد مواد مخدر و تضعیف مشروعیت دولت جدید انجامید. به روایت مستند، تولید تریاک پس از سقوط امارت اسلامی بهشدت افزایش یافت و میلیاردها دلار کمک خارجی نیز نتوانست ساختار اقتصادی پایداری ایجاد کند.
در بخش دیگری از گزارش، روند بازسازی افغانستان بررسی میشود. الجزیره ضمن اشاره به گسترش آموزش، رسانهها، خدمات صحی و برخی زیرساختها، تأکید میکند که این دستاوردها بیشتر در شهرها متمرکز بود و بسیاری از مناطق روستایی همچنان با فقر، ناامنی و نبود خدمات اساسی روبهرو بودند. این شکاف، به امارت اسلامی فرصت داد تا با ایجاد دادگاههای محلی و ارائه نوعی نظم در مناطق تحت نفوذ خود، دوباره حمایت بخشی از جامعه را جلب کنند.
گزارش همچنین به افزایش نیروهای آمریکایی در قالب راهبرد «افزایش نیرو» در دوران باراک اوباما میپردازد و میگوید با وجود استقرار حدود ۱۲۰ هزار نظامی خارجی، حملات امارت اسلامی ادامه یافت. عملیات شبانه، حملات هوایی و استفاده گسترده از پهپادها، اگرچه به کشته شدن شماری از فرماندهان امارت اسلامی انجامید، اما در موارد متعدد باعث تلفات غیرنظامیان شد و به افزایش نارضایتی عمومی انجامید.
الجزیره یکی دیگر از عوامل تداوم جنگ را وجود پناهگاههای امارت اسلامی در پاکستان و نیز ناکارآمدی ساختار حکومت افغانستان میداند. فساد اداری، تقلب انتخاباتی، اختلافهای سیاسی و وابستگی نیروهای امنیتی به حمایت خارجی، بهتدریج توان دولت را فرسوده کرد. در همین حال، امارت اسلامی ساختار اداری و نظامی خود را توسعه دادند و به گفته مستند، در سالهای پایانی جنگ در بسیاری از مناطق، سیستم قضایی، مالیاتی و اداری موازی ایجاد کرده بودند.
در بخش پایانی، گزارش به مذاکرات مستقیم آمریکا و امارت اسلامی اشاره میکند. الجزیره معتقد است توافق دوحه در سال ۲۰۲۰، بدون مشارکت مؤثر دولت افغانستان، روحیه نیروهای امنیتی را تضعیف کرد و این تصور را به وجود آورد که واشنگتن تصمیم به خروج قطعی گرفته است. با آغاز خروج نیروهای خارجی، امارت اسلامی با سرعت کنترل ولایتها را در دست گرفتند و سرانجام در ۱۵ آگست ۲۰۲۱ وارد کابل شدند.
الجزیره در پایان میگوید امارت اسلامی اکنون بار دیگر بر افغانستان حکومت میکنند؛ حکومتی که از یکسو پایان جنگ را به همراه آورده، اما از سوی دیگر با انتقادهای گسترده روبهرو است. این مستند نتیجه میگیرد که تجربه افغانستان نشان میدهد راهحل صرفاً نظامی نتوانست ثبات پایدار ایجاد کند و آینده این کشور همچنان به توانایی حاکمان در ترمیم شکافهای اجتماعی، بازسازی اقتصاد و پاسخ به مطالبات شهروندان وابسته است.
