نبرد بر سر واخان؛ رقابت ژئوپلیتیک و پایان رویای عمق استراتژیک پاکستان

نبرد بر سر واخان؛ رقابت ژئوپلیتیک و پایان رویای عمق استراتژیک پاکستان

آنچه در ادامه می‌خوانید، گزارش تحلیلی جامعی است که بر مبنای مقاله‌ای به قلم «فاطمه الهاشمی» در نشریه معتبر «اوراسیا ریویو» (Eurasia Review) در تاریخ ۲۲ آگست ۲۰۲۶ تهیه و تنظیم شده است. این گزارش به بررسی یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های ژئوپلیتیک معاصر در مرزهای افغانستان و پاکستان می‌پردازد.

گزارش الهاشمی در «اوراسیا ریویو» با یک واقعیت انکارناپذیر آغاز می‌شود: سیاست دیرینه پاکستان در قبال افغانستان که بر مبنای دکترین «عمق استراتژیک» بنا شده بود، اکنون با شکستی تمام‌عیار مواجه شده است. دهه‌ها بود که بخش‌هایی از تشکیلات نظامی و اطلاعاتی پاکستان، افغانستان را به عنوان امتداد معماری امنیتی خود می‌نگریستند. در گفتمان منطقه‌ای، پاکستان انتظار داشت، همواره در راستای اولویت‌های امنیتی اسلام‌آباد گام بردارد.

نویسنده این مقاله تحلیلی تاکید می‌کند که فروپاشی انتظارات پاکستان، با سخت‌تر شدن بی‌سابقه لفاظی‌های رسمی همراه بوده است. تا فیبروری ۲۰۲۶، ادبیات مقامات پاکستانی به سمت تقابل آشکار سوق یافت.

پاسخ اسلام‌آباد، به تدریج به سمت ابزارهای قهریه تغییر کرده است که شامل حملات فرامرزی، انسداد طولانی‌مدت مرزها، محدودیت‌های ترانزیتی و فشار اقتصادی می‌شود. در حالی که پاکستان ادعا می‌کند کابل در مهار تحریک طالبان پاکستان ناکام بوده، کابل ضمن رد این ادعا، متقابلاً پاکستان را به پناه دادن به عناصر شاخه ولایت خراسان دولت اسلامی (داعش خراسان یا ISKP) متهم می‌کند.

در کانون این تنش‌های فزاینده، منطقه بدخشان و کریدور باریک «واخان» قرار دارد. به نوشته فاطمه الهاشمی، این منطقه به صحنه کلیدی رقابت بر سر نفوذ تبدیل شده است. واخان تنها مرز مستقیم افغانستان با منطقه سین‌کیانگ چین است. برای کابل، توسعه این کریدور یک دستاورد دگرگون‌کننده است؛ چرا که امکان توسعه تجارت مستقیم و پیوندهای زیرساختی با پکن را بدون نیاز به عبور از خاک پاکستان فراهم می‌کند. طبق مطالعات انجام‌شده در سال ۲۰۲۶، کابل تا دسامبر ۲۰۲۵ حدود ۷۰ درصد از جاده منتهی به سین‌کیانگ را تکمیل کرده بود.

مطالب بیشتر:  پیمان مکه و بازتعریف معادلات امنیتی غرب اقیانوس هند    

برای کشوری محصور در خشکی مانند افغانستان، وابستگی تاریخی به بنادر و مسیرهای ترانزیتی پاکستان همواره نقطه ضعفی بزرگ بوده است. راه افتادن کریدور واخان می‌تواند وابستگی کابل به ترانزیت پاکستان را به شدت کاهش دهد و از اهمیت انحصاری کریدور اقتصادی چین و پاکستان (CPEC) در انتقال کالا بکاهد.

بر اساس این مقاله، تحلیلگران بر این باورند که با کاهش اهرم‌های متعارف پاکستان، عناصری در تشکیلات امنیتی این کشور بار دیگر به استفاده از گروه‌های تروریستی نیابتی برای اجبار سیاسی روی آورده‌اند. مقامات امارت اسلامی به طور فزاینده‌ای مدعی هستند که شبکه‌های عملیاتی داعش خراسان در مناطق مرزی خیبر پختونخوا و بلوچستان پناه گرفته‌اند. زنده ماندن ثناءالله غفاری (شهاب المهاجر)، رهبر داعش خراسان که گمان می‌رفت کشته شده باشد و فرار او به پاکستان، سوءظن امارت اسلامی را تقویت کرد؛ تا جایی که وزارت دفاع امارت اسلامی در جون ۲۰۲۶ اعلام کرد تأسیسات مرتبط با داعش خراسان را در خاک پاکستان هدف قرار داده است.

گزارش اوراسیا ریویو در نهایت به این دوراهی حیاتی می‌رسد: یک کریدور واخانِ باثبات و متصل به چین، قدرت چانه‌زنی افغانستان را به شدت افزایش داده و اهرم فشارهای تاریخی پاکستان را خنثی می‌کند. اما در مقابل، یک واخانِ ناامن و درگیر با نیروهای داعش خراسان و شورشیان محلی، موقعیت پاکستان را به عنوان تنها شریک و دروازه غربی معتبر چین حفظ کرده و مرکزیت کریدور اقتصادی خود با پکن را تضمین می‌نماید. به نظر می‌رسد نبرد بر سر واخان، رقابتی حیاتی برای آینده ترانزیت و قدرت در قلب آسیاست.

 

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *