گزارش مؤسسه GIS Reports با عنوان «رقابت امارات و عربستان در سایه جنگ ایران» به بررسی تغییرات ژئوپلیتیکی در خلیج فارس پس از جنگ ایران و آمریکا/اسرائیل میپردازد و استدلال میکند که سیاست خارجی مستقل امارات، رقابت این کشور با عربستان را وارد مرحلهای تازه کرده است. نویسنده معتقد است ابوظبی بیش از گذشته تلاش میکند منافع خود را مستقل از اجماع سنتی کشورهای عربی و شورای همکاری خلیج فارس دنبال کند؛ روندی که انسجام این شورا را با چالش روبهرو ساخته است.
به نوشته این گزارش، امارات از زمان تحولات موسوم به «بهار عربی» بهتدریج به بازیگری مستقل در منطقه تبدیل شده و در پروندههایی مانند یمن، سوریه، سودان، توافقهای ابراهیم، خروج از اوپک و حتی احتمال به رسمیت شناختن سومالیلند، مسیر متفاوتی نسبت به عربستان در پیش گرفته است. این رویکرد باعث شده در ریاض این تصور شکل بگیرد که ابوظبی در برخی بحرانهای منطقهای با همکاری اسرائیل از گروههای غیردولتی حمایت میکند؛ ادعایی که مقامهای امارات آن را رد کردهاند.
در بخش دیگری از گزارش آمده است که جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل اگرچه در ابتدا عربستان و امارات را به یکدیگر نزدیک کرد، اما نتوانست اختلافات راهبردی دو کشور را از میان بردارد. حملات موشکی و پهپادی ایران علیه برخی کشورهای عربی و انتقال کانون بحران به یمن، بابالمندب و دریای سرخ، تهدیدهای مشترکی برای ریاض و ابوظبی ایجاد کرد، اما همزمان شکاف میان امارات از یک سو و عربستان، قطر و عمان از سوی دیگر نیز عمیقتر شد. با وجود این، انتشار پیامهای هماهنگ مقامهای دو کشور در اواخر جولای، نشانهای از تلاش برای کاهش تنشهای دوجانبه ارزیابی شده است.
گزارش تأکید میکند که امارات در جریان جنگ ایران، بیش از هر کشور عربی دیگر به آمریکا و اسرائیل نزدیک شد. به ادعای نویسنده، ابوظبی علاوه بر حمایت سیاسی، در برخی عملیاتها علیه اهداف ایرانی نیز مشارکت داشته و حتی تلاش کرده عربستان و قطر را به این رویکرد نزدیک کند؛ تلاشی که با موفقیت همراه نبوده است. در مقابل، عربستان، قطر و عمان همچنان بر دیپلماسی و کاهش تنش با ایران تأکید دارند و از گسترش رویارویی نظامی حمایت نمیکنند.
نویسنده همچنین معتقد است نزدیکی امارات و اسرائیل، نگاه ابوظبی به امنیت منطقه را تغییر داده است. به باور مقامهای امارات، همکاری نظامی اسرائیل در مقابله با حملات موشکی و پهپادی ایران، این کشور را به شریک امنیتی قابل اتکاتری تبدیل کرده است. در مقابل، عربستان، قطر و عمان حضور پررنگتر اسرائیل در ساختار امنیتی خلیج فارس را عاملی برای بیثباتی منطقه میدانند و همچنان بر راهکارهای مبتنی بر گفتوگو با تهران تأکید دارند.
گزارش در ادامه به رقابت دو کشور در شاخ آفریقا میپردازد و مینویسد که امارات پس از کاهش نفوذ خود در جنوب یمن، توجه بیشتری به سواحل دریای سرخ و بابالمندب معطوف کرده است. احتمال به رسمیت شناختن سومالیلند از سوی ابوظبی نیز میتواند هماهنگی این کشور با اسرائیل را در شرق آفریقا افزایش داده و اختلافات آن با عربستان، مصر، پاکستان و ترکیه را تشدید کند؛ کشورهایی که از تمامیت ارضی سومالی حمایت میکنند.
در بخش پایانی، نویسنده سه سناریو برای آینده روابط عربستان و امارات ترسیم میکند. سناریوی محتمل آن است که رقابت میان دو کشور ادامه یابد، اما از کنترل خارج نشود و همکاریهای محدود در چارچوب شورای همکاری خلیج فارس حفظ شود. سناریوی دوم، که احتمال کمتری دارد، نزدیکی دوباره ریاض و ابوظبی در برابر تهدیدهای ایران و انصارالله یمن است. کماحتمالترین سناریو نیز تشدید اختلافات تا سطح قطع روابط دیپلماتیک یا حتی رویارویی مستقیم است؛ وضعیتی که میتواند انسجام شورای همکاری خلیج فارس را بهشدت تضعیف کند.
در مجموع، این گزارش نتیجه میگیرد که آینده خلیج فارس بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر رقابت راهبردی میان عربستان و امارات قرار گرفته است. اگرچه دو کشور همچنان در برخی حوزهها منافع مشترک دارند، اما اختلاف در نگاه به ایران، اسرائیل، یمن، شاخ آفریقا و نظم امنیتی منطقه، چشمانداز شکلگیری یک سیاست واحد در میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس را با ابهام روبهرو کرده است.
