گزارش تحلیلی | برگردان و تنظیم بر بنیاد مقاله شادی خان سیف در اندیشکده لووی استرالیا
ساخت یک جاده در یکی از دورافتادهترین مناطق افغانستان، ممکن است در نگاه نخست تنها یک پروژه زیربنایی محدود به نظر برسد؛ اما این مسیر که به سوی مرز چین امتداد یافته است، میتواند در آینده بر روابط اقتصادی و محاسبات منطقهای افغانستان تأثیر بگذارد. این جاده هنوز به یک گذرگاه تجاری فعال با چین وصل نشده، اما از دید برخی تحلیلگران، میتواند زمینهای برای کاهش وابستگی افغانستان به مسیرهای پاکستان و تقویت قدرت چانهزنی کابل فراهم کند.
شادی خان سیف، خبرنگار مستقر در ملبورن و گزارشگر پیشین خبرگزاری رویترز و دویچهوله در افغانستان و پاکستان، در مقالهای که ۱۵ اکتوبر ۲۰۲۶ در نشریه تحلیلی «اینترپرتر» وابسته به اندیشکده لووی استرالیا منتشر شده، به اهمیت راهبردی این جاده پرداخته است. او استدلال میکند که ارزش این پروژه تنها به انتقال کالا محدود نمیشود، بلکه میتواند موقعیت افغانستان را در تعامل با چین و پاکستان نیز تحت تأثیر قرار دهد.
به نوشته این تحلیلگر، امارت اسلامی، برای ساخت این جاده ۳۶۵ میلیون افغانی، معادل حدود ۵.۵ میلیون دالر، هزینه کرده است. این مسیر ۱۲۱ کیلومتر طول دارد و از بروغیل در ولسوالی واخان ولایت بدخشان تا نزدیکی مرز چین امتداد مییابد. جاده یادشده در چهارم اکتوبر ۲۰۲۶ افتتاح شد و شامل چهار پل، ۶۶ آبرو و بیش از سه هزار متر دیوار استنادی میشود.
این پروژه در دهلیز واخان ساخته شده است؛ نوار باریکی از خاک افغانستان که از میان تاجیکستان و پاکستان به سوی منطقه سینکیانگ چین امتداد مییابد. این منطقه به دلیل موقعیت جغرافیایی و نزدیکی به چین، از اهمیت راهبردی برخوردار است.
با این حال، هنوز گذرگاه تجاری فعال و تأسیسات لازم برای رفتوآمد منظم موترهای باربری در این مسیر ایجاد نشده است. به باور نویسنده مقاله، تبدیل این جاده به یک مسیر واقعی تجارت، به توافق پکن، ایجاد تأسیسات گمرکی، تأمین امنیت و فراهمسازی زیرساختهای مناسب برای انتقال کالا نیاز دارد.
بنابراین، اهمیت کنونی این پروژه بیشتر در ایجاد یک امکان تازه برای ارتباط افغانستان با چین نهفته است؛ امکانی که در صورت تکمیل زیرساختها و توافق دو کشور، میتواند در آینده به یک مسیر تجاری مهم تبدیل شود.
کاهش وابستگی به مسیرهای پاکستان
افغانستان سالها برای دسترسی به بازارهای بینالمللی و انتقال کالا به بنادر دریایی، به مسیرهای پاکستان وابسته بوده است. اما افزایش تنشها میان کابل و اسلامآباد و بستهشدن گذرگاههای عمده مرزی پس از درگیریهای خونین اکتوبر ۲۰۲۵، آسیبپذیری این وابستگی را آشکار کرد. بستهشدن گذرگاهها، تجارت دو کشور را مختل ساخت و صدها موتر باربری را متوقف کرد.
چنین وابستگیای سبب میشود که تصمیمهای سیاسی و امنیتی اسلامآباد پیامدهای مستقیم اقتصادی برای افغانستان داشته باشد. از همین رو، ایجاد مسیرهای بدیل تجاری میتواند برای کابل اهمیت قابل توجهی داشته باشد.
اگر راه واخان در آینده به یک مسیر فعال تجاری تبدیل شود، افغانستان ممکن است گزینههای بیشتری برای گسترش مبادلات اقتصادی با چین در اختیار داشته باشد. در چنین حالتی، کابل میتواند در مذاکرات اقتصادی و سیاسی با اسلامآباد، از امکان دسترسی به مسیرهای دیگر بهعنوان یک عامل تقویتکننده موقعیت خود استفاده کند.
گسترش ارتباط زمینی افغانستان با چین، در حالی مطرح میشود که روابط پکن با امارت اسلامی، در سالهای اخیر بر پایه تعاملات دیپلماتیک، اقتصادی و امنیتی ادامه یافته است. چین به افغانستان بهعنوان کشوری دارای ظرفیتهای اقتصادی و موقعیت جغرافیایی مهم در منطقه توجه دارد.
به نوشته شادی خان سیف، مقامهای افغانستان و چین در دیدارهای سال جاری درباره روابط دوجانبه، اتصال منطقهای و گسترش تجارت گفتوگو کردهاند. در فبروری، اسدالله بلال کریمی، سفیر افغانستان در چین، با لیو جینسونگ، رئیس اداره امور آسیایی وزارت خارجه چین، دیدار کرد. گزارشهای افغانستان همچنین از مطرحشدن فعالسازی دهلیز واخان در این گفتوگوها خبر داده بودند.
در ماه مارچ نیز نورالدین عزیزی، وزیر صنعت و تجارت امارت اسلامی، با یو شیائویونگ، نماینده ویژه چین در امور افغانستان، درباره گسترش تجارت، سرمایهگذاری و اتصال منطقهای گفتوگو کرد.
این دیدارها نشان میدهد که موضوع ارتباطات تجاری میان دو کشور در سطح دیپلماتیک مطرح بوده است؛ اما گفتوگو درباره یک مسیر، به معنای موافقت نهایی چین با ایجاد گذرگاه تجاری نیست. پکن تاکنون تعهد علنی مشخصی برای بازگشایی یک گذرگاه تجاری کامل در این مسیر اعلام نکرده است.
افغانستان؛ پل ارتباطی منطقه یا یک ظرفیت بالقوه؟
موقعیت جغرافیایی افغانستان این کشور را در نقطه اتصال آسیای مرکزی، چین، آسیای جنوبی و خاورمیانه قرار داده است. در صورت توسعه زیرساختها و ایجاد توافقهای منطقهای، افغانستان میتواند در انتقال کالا و گسترش ارتباطات اقتصادی میان این مناطق نقش بیشتری ایفا کند.
راه واخان بخشی از همین ظرفیت بالقوه است. در کنار آن، دسترسی افغانستان به بندر چابهار ایران نیز میتواند یکی از گزینههای بدیل برای انتقال کالا به بازارهای منطقهای و بینالمللی باشد. با این حال، مسیر چابهار نیز از تحولات سیاسی و ژئوپولیتیکی تأثیر میپذیرد و نمیتوان آن را بهتنهایی راهحلی کامل برای مشکلات ترانزیتی افغانستان دانست.
به همین دلیل، توسعه چندین مسیر تجاری میتواند برای افغانستان اهمیت بیشتری از اتکا به یک مسیر مشخص داشته باشد. چنین رویکردی، در صورت عملیشدن، امکان انتخاب مسیرهای متفاوت را افزایش میدهد و خطر اختلال در تجارت بر اثر تنشهای سیاسی یا بستهشدن مرزها را کاهش میدهد.
پروژهای با اهمیت فراتر از یک جاده
در جمعبندی مقاله لووی، اهمیت راه واخان بیش از آنکه در فراهمکردن فوری یک مسیر تجاری جدید باشد، در ایجاد امکانهای تازه برای افغانستان نهفته است. امارت اسلامی، میتواند این پروژه را بهعنوان نمونهای از سرمایهگذاری داخلی در زیرساختها و تلاش برای گسترش ارتباطات منطقهای مطرح کند.
از سوی دیگر، اگر چین در آینده با ایجاد گذرگاه تجاری موافقت کند و زیرساختهای لازم فراهم شود، این مسیر میتواند به تنوعبخشی تجارت افغانستان و کاهش بخشی از وابستگی آن به پاکستان کمک کند. در آن صورت، کابل گزینههای بیشتری برای تعامل اقتصادی با همسایگان و تقویت موقعیت خود در مذاکرات منطقهای خواهد داشت.
اما تا زمانی که گذرگاه تجاری فعال نشود و شرایط لازم برای انتقال منظم کالا فراهم نگردد، نباید این جاده را جایگزینی عملی برای مسیرهای موجود دانست. آینده این پروژه به تصمیم چین، توانایی افغانستان در توسعه زیرساختها و وضعیت روابط منطقهای وابسته است.
فیالمجموع، راه واخان میتواند آغاز تلاشی برای گسترش گزینههای اقتصادی افغانستان باشد. ارزش راهبردی آن نه در تضمین فوری تجارت با چین، بلکه در فرصتی است که برای کاهش آسیبپذیری ترانزیتی و تقویت قدرت چانهزنی کابل در آینده ایجاد میکند.
منبع اصلی: مقاله «Could the Taliban’s new road to China drive negotiating power?» نوشته شادی خان سیف، منتشرشده در ۱۵ اکتوبر ۲۰۲۶ در نشریه The Interpreter وابسته به اندیشکده Lowy Institute استرالیا.
