در شرایطی که تنش های منطقه ای، به ویژه میان ایران و ایالات متحده، همچنان یکی از دغدغه های اصلی امنیت بین المللی به شمار می رود، پاکستان تلاش دارد با ایفای نقش میانجی، خود را به عنوان یک بازیگر مسئول و صلح طلب در معادلات منطقه معرفی کند. سفرهای دیپلماتیک مقام های پاکستانی و اعلام آمادگی اسلام آباد برای کمک به کاهش تنش ها، نشان می دهد که این کشور در پی تقویت جایگاه سیاسی و افزایش اعتبار بین المللی خود است. با این حال، این رویکرد زمانی با پرسش های جدی روبه رو می شود که در کنار آن، همچنان گزارش ها و نگرانی هایی درباره فعالیت گروه های افراطی در خاک پاکستان مطرح است.
در سال های اخیر، دو کشور همسایه این کشور: افغانستان و ایران بارها نسبت به فعالیت گروه های مسلح ضد صلح و ثبات در مناطق مرزی پاکستان ابراز نگرانی کرده و از اسلام آباد خواسته اند که برای جلوگیری از حملات این گروه ها اقدام های مؤثر انجام دهد. از سوی دیگر، گزارش هایی نیز درباره شناسایی یا بازداشت اعضای وابسته به داعش در بخش هایی از پاکستان انتشار یافته است. هرچند دولت پاکستان همواره این ادعاها را رد کرده و تأکید دارد که خود یکی از قربانیان اصلی تروریزم است، اما تکرار چنین گزارش هایی سبب شده است که بخشی از افکار عمومی و برخی بازیگران منطقه ای، نسبت به کارآمدی سیاست های امنیتی این کشور تردید داشته باشند. تناقض اصلی دقیقاً از همین جا آغاز می شود. در روابط بین الملل، میانجی گری تنها یک اقدام دیپلماتیک نیست، بلکه نوعی سرمایه سیاسی و اخلاقی نیز محسوب می شود. کشوری که می خواهد میان دو طرف متخاصم اعتماد ایجاد کند، باید در حوزه امنیت داخلی و مبارزه با افراط گرایی نیز از اعتبار لازم برخوردار باشد. در غیر این صورت، این پرسش مطرح می شود که چگونه دولتی که خود با اتهام های امنیتی مواجه است، می تواند ضامن کاهش تنش میان دیگر کشورها باشد.
به نظر می رسد اسلام آباد از رهگذر ایفای نقش در گفت و گوهای منطقه ای، در پی تغییر تصویری است که طی سال های گذشته از سیاست خارجی این کشور در سطح بین المللی شکل گرفته است. میانجی گری میان ایران و امریکا، علاوه بر کاهش تنش های منطقه، می تواند جایگاه پاکستان را در تعامل با قدرت های جهانی و کشورهای منطقه تقویت کند. اما موفقیت این راهبرد، بیش از هر چیز به میزان اعتماد دیگر بازیگران وابسته است؛ اعتمادی که تنها با دیپلماسی به دست نمی آید، بلکه نیازمند اقدام های عملی و شفاف در مبارزه با همه گروه های افراطی است. برای افغانستان نیز این موضوع اهمیت ویژه دارد. امنیت افغانستان و پاکستان به گونه ای به هم پیوند خورده است که هرگونه فعالیت گروه های تروریستی در آن سوی مرز، می تواند پیامدهای مستقیم بر افغانستان داشته باشد. از همین رو، ثبات منطقه زمانی تقویت خواهد شد که مبارزه با تروریزم به یک سیاست بدون تبعیض و فارغ از ملاحظات ژئوپولیتیکی تبدیل شود.
در نهایت، اگر پاکستان واقعاً می خواهد به عنوان یک میانجی معتبر و قابل اعتماد در منطقه شناخته شود، ناگزیر است میان اهداف دیپلماتیک و عملکرد امنیتی خود هماهنگی ایجاد کند. صلح، تنها با صدور بیانیه های سیاسی یا میانجی گری در بحران ها تحقق نمی یابد، بلکه در گرو آن است که هیچ گروه افراطی، از جمله داعش یا دیگر گروه های مسلح، نتواند از قلمرو یک کشور برای تهدید امنیت همسایگان استفاده کند. در غیر این صورت، هر اندازه که اسلام آباد برای ایفای نقش در روندهای صلح تلاش کند، سایه اتهام های امنیتی همچنان اعتبار این نقش را با چالش مواجه خواهد ساخت.
