قدرتی که نتوانست اراده را تحمیل کند

قدرتی که نتوانست اراده را تحمیل کند

با امضای تفاهم‌نامه میان امریکا و ایران، یک توافق موقت حاصل شده است. در روندی که به‌عنوان یک فرآیند دو مرحله‌ای برای صلح تعریف شده، مرحله نخست جنگ را از طریق تمدید آتش‌بس برای ۶۰ روز دیگر متوقف می‌کند. این مرحله ایران را متعهد به بازگشایی تنگه هرمز و امریکا را متعهد به پایان دادن به محاصره ایران می‌سازد؛ روندی که هم‌اکنون آغاز شده است. اما بخش دشوارتر در پیش است؛ زیرا مرحله دوم باید به پرونده هسته‌ای و سایر مسائل پیچیده و اختلاف‌برانگیز بپردازد. اگر دستیابی به یک توافق اولیه تا این اندازه دشوار بوده، رسیدن به یک توافق جامع بسیار سخت‌تر خواهد بود، به‌ویژه در شرایطی که نقش مخرب اسرائیل همچنان در پس‌زمینه مذاکرات سایه افکنده است.

پس از چهار ماه جنگ، هر دو طرف به‌دنبال راهی برای خروج از درگیری بودند. به نظر می‌رسید دونالد ترامپ بیش از همه به این خروج نیاز دارد. فشارهای سیاسی و اقتصادی داخلی بر او افزایش یافته بود، به‌ویژه نگرانی از اینکه افزایش قیمت نفت و تورم، مصرف‌کنندگان امریکایی را تحت فشار قرار داده و به اقتصاد امریکا آسیب برساند. این وضعیت در حالی رخ می‌داد که انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره نزدیک بود، جنگ محبوبیتی نداشت و حزب جمهوری‌خواه نیز با شکاف‌های داخلی فزاینده‌ای روبه‌رو بود.

علاوه بر این، ادامه جنگ ترامپ را به هیچ‌یک از اهداف متغیر و دائماً در حال تغییرش نزدیک‌تر نمی‌کرد. اگر تغییر نظام در ایران یکی از اهداف اصلی بود، جنگ در تحقق آن ناکام ماند. بمباران‌های بیشتر نیز نمی‌توانست چنین نتیجه‌ای را تضمین کند. ترامپ در طول ۹۰ روز، حدود ۴۰ بار ادعا کرد که «توافق نزدیک است». این اظهارات نه‌تنها نشان‌دهنده تمایل شدید او به دستیابی به توافق بود، بلکه تلاشی برای آرام کردن بازارها و کاهش قیمت نفت نیز به شمار می‌رفت. پیامدهای اقتصادی تداوم بسته بودن تنگه هرمز به‌تدریج فشار سنگینی بر واشنگتن وارد می‌کرد.

ایران آماده بود بازی بلندمدتی را دنبال کند، به‌ویژه آنکه کنترل تنگه هرمز یک اهرم راهبردی مهم در اختیارش قرار داده بود. حملات تلافی‌جویانه ایران به پایگاه‌های امریکا و زیرساخت‌های انرژی در کشورهای خلیج فارس، هزینه‌های جنگ را برای امریکا، متحدان منطقه‌ای آن و اقتصاد جهانی افزایش داد. تهران از این سلاح اقتصادی به‌خوبی بهره برد. با این حال، این راهبرد نیز محدودیت‌های خود را داشت؛ زیرا ایران نیز متحمل خسارات قابل توجهی شده بود. اقتصاد آسیب‌دیده این کشور به‌دلیل محدود شدن دسترسی به بازارهای نفت، محدودیت‌های حمل‌ونقل دریایی و افزایش تورم، تحت فشار شدید قرار داشت. از این رو، پس از آنکه ایران دست بالا را در جنگ به دست آورد، دستیابی به توافق در زمانی که موقعیت مذاکره‌ای‌اش همچنان قوی بود، منطقی‌تر به نظر می‌رسید. ایران در این مدت به نمادی از مقاومت و ایستادگی تبدیل شده بود.

مطالب بیشتر:  سایه اقتدار بر برج‌های آزادی؛ ترامپ و جنگ خاموش بر رسانه، دانشگاه و عدالت

توافقی که به جنگ چهارماهه پایان داد، نشان‌دهنده شکست استفاده از زور نظامی است. جنگی که امریکا و اسرائیل بر ایران تحمیل کردند، نتوانست این کشور را وادار به تسلیم و پذیرش شرایط مورد نظر آنان کند. کشوری که از نظر نظامی ضعیف‌تر بود و تحت تحریم قرار داشت، توانست مقاومت کند؛ زیرا امریکا بار دیگر عاملی را دست‌کم گرفت که در طول تاریخ بارها اهمیت خود را نشان داده است: قدرت ملی‌گرایی.

در حالی که امریکا جنگی اختیاری با اهداف نامشخص را آغاز کرده بود، برای ایران این نبرد یک چالش وجودی محسوب می‌شد. اراده برای بقا، که با احساسات ملی‌گرایانه تقویت شده بود، عامل تعیین‌کننده‌ای در توانایی تهران برای مقاومت در برابر فشارها و حملات شد.

این مسئله پرسش بزرگ‌تری را درباره محدودیت‌های قدرت نظامی مطرح می‌کند. الگوی «قدرت مساوی حق است» در دورانی به چالش کشیده شده که قدرت‌های بزرگ دیگر نمی‌توانند صرفاً با اتکا به برتری نظامی اراده خود را تحمیل کنند. جنگ‌های مدرن تا حد زیادی میدان رقابت را میان قدرت‌های بزرگ و کشورهای کوچک‌تر هم‌سطح کرده‌اند. برتری نظامی لزوماً به معنای سلطه یا پیروزی نیست؛ همان‌گونه که در عملیات «خشم حماسی» امریکا، جنگ ناتمام روسیه در اوکراین و حمله سال گذشته هند به پاکستان مشاهده شد.

اینکه آتش‌بس شکننده میان ایران و امریکا به صلحی پایدار منجر شود یا نه، به نحوه رسیدگی به موضوعاتی بستگی دارد که به مرحله بعدی مذاکرات موکول شده‌اند. در این مرحله، دو طرف یک دوره ۶۰ روزه ــ که امکان تمدید آن نیز وجود دارد ــ در اختیار خواهند داشت تا درباره برنامه هسته‌ای ایران و رفع تحریم‌ها به توافق برسند.

مطالب بیشتر:  چهار سال با امارت اسلامی؛ از سیاست داخلی تا سیاست خارجی

اما پیش از آن، لبنان همچنان یک مانع مهم به شمار می‌رود. اگر اسرائیل که با توافق ایران و امریکا مخالف است، به عملیات نظامی خود در لبنان ادامه دهد، روند اجرای توافق با خطر مواجه خواهد شد. در حالی که تفاهم‌نامه تصریح می‌کند لبنان بخشی از «پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در همه جبهه‌ها» است، به نظر می‌رسد اسرائیل مصمم است نقش یک خرابکار را ایفا کند.

مذاکرات هسته‌ای، بدون تردید، کلید دستیابی به یک توافق دائمی خواهد بود. ایران پیش‌تر در تفاهم‌نامه ۱۴ بندی تأکید کرده که «به‌دنبال تولید یا توسعه سلاح هسته‌ای نخواهد رفت». این سند همچنین به توافق برای حل مسئله ذخایر اورانیوم غنی‌شده در مذاکرات آینده اشاره دارد. یکی از گزینه‌های مطرح‌شده، کاهش سطح غنی‌سازی یا رقیق‌سازی مواد هسته‌ای در داخل ایران و تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است؛ پیشنهادی که ایران از مدت‌ها قبل مطرح کرده بود، هرچند ترامپ بارها اعلام کرده بود که «رقیق سازی هسته‌ای» را از ایران خواهد زدود.

مذاکرات همچنین باید درباره مدت زمان توقف غنی‌سازی سوخت هسته‌ای به یک نقطه مشترک برسد. رفع تحریم‌ها نیز به توافق در این زمینه‌ها وابسته خواهد بود.

این تفاهم‌نامه گواهی بر ناتوانی امریکا در دستیابی به اهدافش، هم در میدان نبرد و هم در مذاکرات است. این سند شامل امتیازات متعددی است که ایران به دست آورده و نشان می‌دهد واشنگتن از بسیاری از خطوط سرخ قبلی خود عقب‌نشینی کرده است.

این موضوع در اظهارات تدافعی ترامپ در نشست گروه هفت نیز مشهود بود. او گفت ایران می‌تواند بخشی از موشک‌های بالستیک خود را حفظ کند؛ موشک‌هایی که پیش‌تر وعده نابودی آن‌ها را داده بود، زیرا کشورهای دیگر منطقه نیز چنین توانایی‌هایی دارند. ترامپ همچنین اظهار داشت که ایران می‌تواند برنامه هسته‌ای خود را حفظ کند، چون «کشورهای همسایه نیز چنین برنامه‌هایی دارند».

مطالب بیشتر:  نشست سازمان ملل؛ تاکید بر تعامل و جلوگیری از انزوای افغانستان

بر اساس تفاهم‌نامه، ایران بلافاصله پس از امضا و پیش از آغاز مذاکرات هسته‌ای، معافیت‌هایی برای صادرات نفت دریافت خواهد کرد. درباره آزادسازی میلیاردها دالر از دارایی‌های مسدودشده ایران نیز ترامپ گفت: «ما پول زیادی از آن‌ها گرفته‌ایم؛ این پول متعلق به ما نیست و باید بازگردانده شود.» با این حال، او تصریح کرد که آزادسازی این منابع مالی به «رفتار خوب» ایران و اجرای مفاد تفاهم‌نامه بستگی خواهد داشت.

این سند همچنین مسیرهایی برای تأمین مالی گسترده بازسازی ایران پیش‌بینی کرده است. نکته قابل توجه آن است که موضوع حمایت ایران از متحدان منطقه‌ای خود در این تفاهم‌نامه جایی ندارد.

این توافق با استقبال سریع جامعه بین‌المللی روبه‌رو شد، اما آینده آن همچنان نامشخص است. نخستین آزمون، اجرای مفاد تفاهم‌نامه است؛ اینکه آیا دو طرف به تعهدات خود پایبند خواهند ماند یا نه. پس از آن، مذاکرات فنی برای دستیابی به یک توافق پایدار آغاز خواهد شد. با توجه به فاصله زیاد مواضع دو طرف، این گفت‌وگوها ممکن است طولانی و فرسایشی باشد.

در حال حاضر، این توافق شکاف میان امریکا و اسرائیل را عمیق‌تر کرده است. رهبران امریکایی از انتقادهای اسرائیل نسبت به توافق انتقاد کرده‌اند و ترامپ نیز به‌طور علنی به بنیامین نتانیاهو کنایه زده است. اسرائیل هم‌اکنون آتش‌بس جدید در لبنان را نقض می‌کند، اما بعید به نظر می‌رسد تلاش‌های آن برای برهم زدن توافق موقت موفقیت‌آمیز باشد.

ملیحه لودهی، سفیر پیشین پاکستان در امریکا، روزنامه داون پاکستان

 

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *