ستون‌های نظم جهانی در حال فروپاشی است؛ جهان به‌سوی عصر جنگ و رقابت امپراتوری‌ها می‌رود

ستون‌های نظم جهانی در حال فروپاشی است؛ جهان به‌سوی عصر جنگ و رقابت امپراتوری‌ها می‌رود

نشریه فارین افرز در گزارشی تحلیلی به قلم تانت مینت – یو هشدار داده است که دو اصل بنیادین نظم جهانی پس از جنگ جهانی دوم؛ یعنی «ممنوعیت جنگ‌های تهاجمی» و «پایان امپراتوری‌ها»، به‌سرعت در حال فروپاشی است و جهان وارد مرحله‌ای تازه از بی‌ثباتی و رقابت قدرت‌ها شده است.
در این گزارش آمده است که صلح نسبی هشتاد سال گذشته بر پایه این دو باور شکل گرفت که جنگ‌های تجاوزکارانه غیرقابل قبول‌اند و ملت‌ها حق تعیین سرنوشت دارند. به نوشته نویسنده، منشور سازمان ملل در سال ۱۹۴۵ این دو اصل را به ساختار سیاسی جهان تبدیل کرد و زمینه را برای شکل‌گیری نزدیک به ۲۰۰ دولت مستقل و جلوگیری از وقوع یک جنگ جهانی دیگر فراهم ساخت.
فارین‌افرز تأکید می‌کند که اگرچه جهان پس از جنگ جهانی دوم شاهد درگیری‌ها و بحران‌های متعدد بوده، اما در مجموع میلیاردها انسان در دوره‌ای از رشد اقتصادی و ثبات نسبی زندگی کرده‌اند. با این حال، این دوران اکنون در حال پایان است و نشانه‌های آن در افزایش جنگ‌های داخلی و بین‌دولتی، رقابت‌های تسلیحاتی و تضعیف دیپلماسی جهانی آشکار شده است.
در این تحلیل، از جنگ اوکراین و همچنین جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران به‌عنوان نمونه‌هایی از بازگشت «جنگ‌های تهاجمی قدرت‌های بزرگ» یاد شده است. نویسنده همچنین هشدار می‌دهد که قدرت‌های هسته‌ای در حال توسعه زرادخانه‌های خود هستند، توافق‌های کنترل تسلیحات رو به نابودی‌اند و جهان با خطرات بی‌سابقه‌ای روبه‌رو شده است.
گزارش فارین‌افرز می‌گوید برخلاف تصور رایج، «نظم لیبرال آمریکامحور» عامل اصلی صلح جهانی نبوده، بلکه در بسیاری موارد همین نظم به تضعیف اصول ضدجنگ و ضد امپراتوری کمک کرده است. به باور نویسنده، بحران کنونی بیش از آنکه ناشی از عقب‌نشینی آمریکا باشد، حاصل فراموشی تاریخی فجایع جنگ و استعمار و تضعیف رهبری اخلاقی در جهان است.
این گزارش با مرور نقش تاریخی سازمان ملل در دهه‌های ۱۹۵۰ تا ۱۹۹۰، به میانجیگری‌های موفق این نهاد در بحران‌هایی چون کانال سوئز، بحران موشکی کوبا، جنگ هند و پاکستان، جنگ ایران و عراق و منازعات آفریقا اشاره می‌کند. نویسنده تأکید دارد که دبیرکل‌های وقت سازمان ملل توانسته بودند با اتکا به اعتبار اخلاقی و بی‌طرفی سیاسی، مسیر خروج از بحران‌ها را برای قدرت‌های جهانی فراهم کنند.
در بخش دیگری از این تحلیل آمده است که کشورهای تازه استقلال‌یافته آسیا و آفریقا، سازمان ملل را به نهادی جهانی برای مقابله با استعمار و سلطه خارجی تبدیل کردند. این کشورها معتقد بودند که استقلال واقعی تنها با پایان مداخله خارجی و برقراری برابری میان ملت‌ها ممکن است.
فارین‌افرز همچنین به تغییر ماهیت سازمان ملل پس از پایان جنگ سرد اشاره می‌کند؛ دورانی که به گفته نویسنده، مداخلات نظامی با عنوان «حقوق بشر» و «کمک‌های بشردوستانه» افزایش یافت و اصل حاکمیت ملی به‌تدریج تضعیف شد. در این چارچوب، حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ ضربه‌ای جدی به اصل منع جنگ‌های تهاجمی وارد کرد و پس از آن، جهان به‌سمت فروپاشی نظم پیشین حرکت کرد.
این گزارش هشدار می‌دهد که با افول نظم آمریکامحور و ظهور قدرت‌هایی چون چین، جهان وارد مرحله‌ای تازه شده که در آن هیچ قدرتی توان مدیریت کامل نظام بین‌الملل را ندارد. به باور نویسنده، در چنین شرایطی، سازمان ملل تنها در صورتی می‌تواند دوباره نقش‌آفرین شود که اصل «نه به جنگ» و «نه به امپراتوری» بار دیگر به محور سیاست جهانی تبدیل شود.
در پایان، نویسنده خواستار ظهور رهبران سیاسی و دبیرکل جدیدی در سازمان ملل شده که بتوانند با احیای دیپلماسی فعال و بازگرداندن حافظه تاریخی ملت‌ها نسبت به فجایع جنگ و استعمار، از ورود جهان به دوره‌ای خطرناک‌تر جلوگیری کنند.

مطالب بیشتر:  بازگشت امریکا به بگرام؟ شایعه یا واقعیت؟

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *