روابط افغانستان و قزاقستان؛ از عمل‌گرایی سیاسی تا همکاری‌های اقتصادی

روابط افغانستان و قزاقستان؛ از عمل‌گرایی سیاسی تا همکاری‌های اقتصادی

در سال‌های اخیر، روابط افغانستان با کشورهای آسیای میانه بویژه قزاقستان وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ مرحله‌ای که بیش از آنکه بر ملاحظات فکری استوار باشد، بر واقع‌گرایی سیاسی و منافع اقتصادی دو طرف تکیه دارد. در حالی که امارت اسلامی افغانستان هنوز از سوی جامعه جهانی به رسمیت شناخته نشده، قزاقستان از جمله کشورهای منطقه است که سیاست تعامل فعال با کابل را در پیش گرفته و تلاش می‌کند از طریق فعال سازی دیپلماسی اقتصادی ، ثبات و امنیت منطقه‌ای را تقویت کند.

اعلان موضع تازۀ « یرکین توکوموف» نماینده ویژه رئیس‌جمهور قزاقستان در امور افغانستان، تصویری روشن از رویکرد آستانه در قبال افغانستان ارائه می‌دهد. او باور داردکه ایجاد خلأهای اقتصادی، بشردوستانه و نهادی در افغانستان می‌تواند زمینه‌ساز گسترش بی‌ثباتی، افراط‌گرایی و تهدیدهای امنیتی شود. از نگاه مقام‌های قزاق، تجربه چند دهه گذشته نشان داده است که هرگاه افغانستان با انزوای سیاسی یا فروپاشی اقتصادی مواجه شده، پیامدهای آن تنها محدود به مرزهای این کشور نمانده و سراسر منطقه را به گونه ای در بر گرفته است.

از این روی، «تعامل بدون به‌رسمیت‌شناسی» راهبرد قزاقستان در برابر حکومت افغانستان است. به عبارت دیگر، آستانه ضمن حفظ ارتباط با افغانستان و توسعه همکاری‌های اقتصادی، هنوز گام رسمی برای به‌رسمیت‌شناختن این حکومت برنداشته است. حتی حذف نام امارت اسلامی از فهرست گروه‌های ممنوعه در قزاقستان نیز از سوی مقام‌های این کشور به منزله شناسایی رسمی حکومت کابل تلقی نشده و این کشور همچنان خود را متعهد به چارچوب‌های تعیین‌شده از سوی سازمان ملل متحد می‌داند.

پرسش جدی این است که چرا کشور قزاقستان به گسترش روابط خود با افغانستان علاقه‌مند است؟

مطالب بیشتر:  ادعاهای بی‌پایان پاکستان و واقعیت‌های امنیتی؛ اسلام‌آباد از کابل چه می‌خواهد؟

برای پاسخ­گویی به این پرسش باید به عوامل مهم ذیل اشاره نمود:

  1. ملاحظات امنیتی:

کشور قزاقستان به عنوان یکی از قدرت‌های مهم آسیای مرکزی، ثبات افغانستان را بخشی از امنیت منطقه‌ای خود می قلمداد می­کند. آن­ها احساس می­کنند که هرگونه بحران عمیق اقتصادی یا انسانی در افغانستان می‌تواند زمینه مهاجرت‌های گسترده، رشد شبکه‌های جرایم سازمان‌یافته و فعالیت گروه‌های افراطی و … را فراهم سازد. از این رو، کمک به حفظ ثبات اقتصادی افغانستان در واقع سرمایه‌گذاری برای امنیت منطقه محسوب می‌شود.

  1. منافع اقتصادی:

مردم افغانستان توان تولید داخلی قوی ندارند. افغانستان به مثابه یک بازار مصرفی، اهمیت زیادی برای تاجران و صادرکنندگان همسایه دارد. کشورهای مختلف در اطراف افغانستان، برای صدور کالا به این بازار بکر، رقابت دارند. این بازار چندین میلیونی، برای صادرات محصولات کشاورزی، آرد، گندم و سایر کالاهای قزاقستانی هم مهم به شمار می‌رود. در سال‌های اخیر، حجم مبادلات تجاری میان دو کشور افزایش یافته و قزاقستان تلاش کرده است جایگاه خود را به عنوان یکی از شرکای مهم اقتصادی افغانستان تثبیت کند. در مقابل، افغانستان نیز می‌تواند به عنوان حلقه اتصال قزاقستان به بازارهای جنوب آسیا نقش مثبت بازی نماید.

  1. اهمیت ژئوپلیتیکی:

افغانستان در طرح‌های ترانزیتی منطقه دارای اهمیت ژئوپلیتیکی است. قزاقستان جهت گسترش تجارت خود، به سیاست تنوع‌بخشی به مسیرهای تجاری، روی آورده است. این کشور محاط به خشکی، همواره به دنبال دسترسی بیشتر به آب‌های آزاد و بازارهای جنوبی است. موقعیت جغرافیایی افغانستان این ظرفیت را دارد که به پلی میان آسیای مرکزی و جنوب آسیا تبدیل شود. از همین رو، پروژه‌های حمل‌ونقل، راه‌آهن و کریدورهای تجاری از جمله حوزه‌هایی هستند که می‌توانند روابط دو کشور را در آینده عمیق‌بیشتر ببخشند.

مطالب بیشتر:  گور دسته‌جمعی امدادگران؛ گوشه‌ای دیگری از نقض حقوق بشر در غزه

از جانب دیگر، افغانستان نیز از توسعه روابط با قزاقستان سود می‌برد. اقتصاد افغانستان در شرایط کنونی به سرمایه‌گذاری خارجی، توسعه تجارت و ایجاد مسیرهای جدید ترانزیتی نیازمند است. همکاری با کشور قزاقستان که از  ثبات نسبی اقتصادی و سیاسی برخودار است؛ می‌تواند بخشی از این نیازها را تأمین نماید.

چشم‌انداز آیندۀ روابط دو کشور افغانستان و قزاقستان، روشن به نظر می­رسد. شواهد نشان می‌دهد که دو طرف، اهمیت موضوع را درک کرده و در مسیر گسترش همکاری‌های اقتصادی و منطقه‌ای قرار دارند. هرچند مسئله به‌رسمیت‌شناسی حکومت افغانستان همچنان نقطۀ چالش بر انگیز در سیاست خارجی دو طرف به شمار می رود؛ اما واقعیت‌های ژئوپلیتیکی و منافع اقتصادی سبب شده است که قزاقستان رویکردی عمل‌گرایانه را در پیش گیرد. این رویکرد، بر این فرض استوار است که تعامل سازنده با افغانستان، حتی در غیاب شناسایی رسمی، می‌تواند به ثبات داخلی این کشور و امنیت جمعی منطقه کمک کند.

در نهایت می توان اظهار داشت که امروزه روابط افغانستان و قزاقستان، بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر منافع مشترک اقتصادی و نگرانی‌های امنیتی قرار دارد. اگر روند کنونی ادامه یابد و افغانستان بتواند بسترهای لازم برای توسعه همکاری‌های منطقه‌ای را فراهم سازد، روابط دو کشور می‌تواند به یکی از نمونه‌های موفق همکاری در منطقه تبدیل شود؛ این تعامل در دراز مدت، به نفع دو کشور و حتی منطقه خواهد بود.

 

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *