آیا دوران نتانیاهو به پایان نزدیک شده است؟

آیا دوران نتانیاهو به پایان نزدیک شده است؟

بنیامین نتانیاهو طی بیش از ۱۷ سال حضور در مقام نخست‌وزیری اسرائیل، بارها توانسته است با عبور از بحران‌های سیاسی، انتخابات، پرونده‌های قضایی و اختلافات ائتلافی، قدرت خود را حفظ کند. بسیاری او را یکی از ماهرترین سیاستمداران معاصر در بقا و مدیریت بحران می‌دانند؛ فردی که هر بار پس از آنکه پایان دوران سیاسی‌اش قطعی به نظر می‌رسید، با ائتلاف‌های جدید، تغییر آرایش سیاسی یا بهره‌گیری از فضای امنیتی، دوباره به قدرت بازگشت. اما نویسنده این گزارش معتقد است که اکنون نتانیاهو شاید به نقطه‌ای رسیده باشد که دیگر هیچ راه فراری برای او باقی نمانده است.

به باور نویسنده، جنگ گسترده در غزه، رویارویی مستقیم با ایران و ادامه عملیات نظامی در لبنان، اگرچه در ابتدا موقعیت سیاسی نتانیاهو را تقویت کرد، اما اکنون به عاملی برای تضعیف جایگاه او تبدیل شده است. در همین حال، پیشرفت مذاکرات صلح میان آمریکا و ایران، مهم‌ترین سرمایه سیاسی نتانیاهو یعنی «تهدید دائمی ایران» را زیر سؤال می‌برد. او طی دهه‌های گذشته همواره خود را تنها رهبر قادر به مقابله با ایران، حزب‌الله و محور مقاومت معرفی کرده و بخش مهمی از مشروعیت سیاسی‌اش را بر همین روایت بنا کرده است. از این رو، هرگونه کاهش تنش و حرکت به سمت توافق، بنیان اصلی سیاست امنیتی او را تضعیف می‌کند.

در داخل اسرائیل نیز وضعیت برای نتانیاهو پیچیده‌تر شده است. شرکای راست‌گرای افراطی او که بقای دولتش به حمایت آنان وابسته است، مخالف هرگونه مصالحه با ایران، لبنان یا حتی پایان جنگ غزه هستند. این جریان‌ها خواهان حفظ کنترل بر غزه و ادامه فشار نظامی هستند و هرگونه توافق را عقب‌نشینی تلقی می‌کنند. بنابراین، بازگشت به شرایط عادی نه‌تنها دستاوردی برای نتانیاهو محسوب نمی‌شود، بلکه می‌تواند به فروپاشی ائتلاف حاکم منجر شود.

مطالب بیشتر:  افغانستان پس از چهار سال؛ امنیتی که زندگی را دوباره جان بخشید

این گزارش همچنین از افزایش اختلافات میان دونالد ترامپ و نتانیاهو سخن می‌گوید. اگرچه هر دو در آغاز جنگ علیه ایران در یک جبهه قرار داشتند، اما اکنون مسیر متفاوتی را دنبال می‌کنند. ترامپ تلاش دارد از دستاوردهای نظامی برای رسیدن به یک توافق سیاسی و ایجاد ثبات منطقه‌ای استفاده کند، در حالی که نتانیاهو معتقد است هرگونه توافق، تهدیدهای امنیتی علیه اسرائیل را به طور کامل از بین نمی‌برد و سیاست فشار حداکثری را بی‌اثر می‌کند. به نوشته نویسنده، آنچه زمانی یک اتحاد راهبردی بود، اکنون به شکاف میان «معامله‌گر» و «رهبر جنگ‌طلب» تبدیل شده است.

بر اساس این تحلیل، دولت آمریکا طی هفته‌های اخیر بارها از اسرائیل خواسته است از تشدید درگیری‌ها در لبنان و ایران خودداری کند، زیرا ادامه جنگ می‌تواند روند مذاکرات صلح را با شکست روبه‌رو سازد. حتی گزارش‌هایی درباره نارضایتی شدید ترامپ از اقدامات اسرائیل و انتشار اظهارات تند او علیه نتانیاهو منتشر شده که به گفته نویسنده، در روابط دو طرف بی‌سابقه بوده است.

نویسنده همچنین تأکید می‌کند که ادامه جنگ برای آمریکا نیز هزینه‌های اقتصادی سنگینی به همراه داشته است. افزایش قیمت انرژی، اختلال در تجارت دریایی، نگرانی درباره تنگه هرمز و فشار بر اقتصاد آمریکا باعث شده ترامپ بیش از گذشته به دنبال پایان بحران باشد. در مقابل، اسرائیل تلاش می‌کند نشان دهد توافق احتمالی آمریکا و ایران الزام‌آور برای تل‌آویو نیست، اما در عمل بدون حمایت واشنگتن قادر به ادامه سیاست‌های خود نخواهد بود.

در عرصه داخلی اسرائیل نیز فشارها افزایش یافته است. ایتامار بن‌گویر، وزیر امنیت داخلی، توافق احتمالی را رد کرده و گفته است اسرائیل شریک توافقی که امنیت این کشور را تضمین نکند، نخواهد بود. از سوی دیگر، یائیر لاپید، رهبر مخالفان، هشدار داده که نتانیاهو اکنون میان دو انتخاب دشوار قرار گرفته است: یا تقابل مستقیم با مهم‌ترین متحد اسرائیل یعنی آمریکا، یا پذیرش توافقی که از نگاه جریان‌های تندرو به معنای عقب‌نشینی است. هر دو گزینه، آینده سیاسی او را تهدید می‌کنند.

مطالب بیشتر:  اخلاق نمایشی در نظام بین ‌الملل؛ تحلیلی نظری از مواضع واشنگتن درباره ایران

در پایان، نویسنده نتیجه می‌گیرد که اگر توافق صلح میان آمریکا و ایران به سرانجام برسد، ایران، حزب‌الله و محور مقاومت می‌توانند آن را یک پیروزی سیاسی و اخلاقی معرفی کنند، در حالی که نتانیاهو با جنگی پرهزینه، ده‌ها میلیارد دالر خسارت، تلفات انسانی، شکاف‌های سیاسی داخلی و پرونده‌های قضایی حل‌نشده وارد انتخابات سراسری اکتبر ۲۰۲۶ خواهد شد. از نگاه نویسنده، اکنون جنگ دیگر صرفاً یک نبرد نظامی نیست، بلکه به نبردی برای بقای سیاسی شخص نتانیاهو تبدیل شده و اختلاف آشکار او با ترامپ، نشانه‌ای از نزدیک شدن به پایان این مسیر است.

مطلبی از نشریه استس من

 

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *