نشریه فارن پالسی در یک تحلیل تازه به این پرسش پرداخته که چرا ایران، با وجود تشدید فشارهای اقتصادی و محاصره دریایی از سوی دولت دونالد ترامپ، هنوز حاضر به عقبنشینی نشده است. این گزارش نشان میدهد که برخلاف انتظار واشنگتن، مجموعهای از عوامل ساختاری و تجربیات گذشته، مانع از فروپاشی سریع اقتصاد نفتی ایران شده است.
بر اساس این تحلیل، ایالات متحده طی هفتههای اخیر با هدف به صفر رساندن صادرات نفت ایران، اقدام به اعمال نوعی محاصره دریایی کرده است. هدف اصلی این سیاست، کاهش شدید درآمدهای ارزی تهران و وادار کردن آن به تعطیلی چاههای نفت عنوان شده است. مقامهای آمریکایی بر این باورند که با پر شدن ظرفیتهای ذخیرهسازی نفت خام، ایران ناچار خواهد شد تولید خود را متوقف کند؛ اقدامی که میتواند به زیرساختهای نفتی این کشور آسیبهای بلندمدت وارد کند.
با این حال، گزارش فارن پالسی تأکید میکند که ایران پیش از این نیز در دورههای مختلف، از جمله در زمان دولتهای باراک اوباما و ترامپ، با تحریمهای شدید و محدودیتهای مشابه روبهرو بوده و توانسته از این شرایط عبور کند. به گفته تحلیلگران، این تجربه تاریخی به تهران کمک کرده تا راهکارهای متنوعی برای مدیریت بحران و کاهش اثرات تحریمها ایجاد کند.
در همین راستا، ایران تلاش کرده ظرفیتهای ذخیرهسازی خود را افزایش دهد. استفاده از مخازن قدیمی، احیای نفتکشهای از رده خارج و بهرهگیری از زیرساختهای موجود در نقاطی مانند جزیره خارک از جمله اقداماتی است که برای مدیریت مازاد تولید در دستور کار قرار گرفته است. علاوه بر این، تهران همچنان از طریق ناوگان موسوم به «سایه» و مسیرهای غیررسمی، بخشی از نفت خود را به بازارهای جهانی عرضه میکند.
کارشناسان معتقدند که شبکههای غیررسمی فروش نفت ایران بهگونهای طراحی شدهاند که شناسایی و مسدود کردن کامل آنها برای واشنگتن بسیار دشوار است. این شبکهها شامل مسیرهای پیچیده حملونقل، تغییر پرچم کشتیها و استفاده از واسطههای متعدد هستند که امکان ادامه صادرات – حتی در سطح محدود – را فراهم میکنند.
گرگوری برو، تحلیلگر ارشد حوزه انرژی و ایران در گروه اوراسیا، در این باره میگوید: «نشانهای وجود ندارد که ایران به نقطهای رسیده باشد که ناچار به توقف تولید شود. نفتکشها همچنان در حال تردد به خارک هستند و ظرفیتهای محدودی برای ذخیرهسازی در داخل کشور باقی مانده است.» به گفته او، ایران پیشتر نیز از نفتکشهای قدیمی برای ذخیرهسازی استفاده کرده و اکنون نیز در حال آمادهسازی خود برای شرایط سختتر است.
این تحلیلگر همچنین تأکید میکند که شرکت ملی نفت ایران تجربه مدیریت چنین بحرانهایی را دارد و در گذشته نیز با تعطیلی موقت برخی میادین و بازگشایی مجدد آنها، از آسیبهای جدی جلوگیری کرده است. به گفته او، همان مدیران و متخصصانی که در دورههای قبلی با این شرایط مواجه بودهاند، همچنان در ساختار تصمیمگیری حضور دارند و از دانش فنی لازم برای کنترل وضعیت برخوردارند.
در کنار این عوامل، تحولات بازار جهانی انرژی نیز به نفع ایران عمل کرده است. کاهش تولید نفت از سوی برخی کشورهای متحد آمریکا در خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی، عراق، کویت، امارات متحده عربی و قطر، باعث شده عرضه جهانی کاهش یابد. این کشورها در مجموع بیش از ۱۱ میلیون بشکه در روز از تولید خود کاستهاند؛ رقمی که بهمراتب بزرگتر از کاهش احتمالی تولید ایران است.
همزمان، قیمت جهانی نفت نیز افزایش یافته و در برخی مقاطع از ۱۲۰ دالر در هر بشکه عبور کرده است. این افزایش قیمت، بخشی از کاهش درآمدهای ناشی از افت صادرات ایران را جبران کرده و فشار اقتصادی را تا حدی تعدیل کرده است.
در جمعبندی این گزارش آمده است که استراتژی دولت ترامپ مبتنی بر این فرض است که فشار اقتصادی میتواند بدون نیاز به درگیری نظامی گسترده، ایران را به پذیرش شرایط واشنگتن وادار کند. اما تاکنون، ترکیبی از تجربه تاریخی، انعطافپذیری در صادرات، ظرفیتهای ذخیرهسازی و شرایط بازار جهانی، باعث شده این هدف محقق نشود.
به این ترتیب، تحلیل فارن پالسی نشان میدهد که برخلاف انتظارات اولیه، ایران توانسته در برابر فشارهای فزاینده مقاومت کند و هنوز نشانهای از تسلیم در برابر سیاستهای آمریکا دیده نمیشود.
