از ویتنام تا ایران؛ سنگین‌ترین شکست راهبردی آمریکا

از ویتنام تا ایران؛ سنگین‌ترین شکست راهبردی آمریکا

مجله فارن پالسی در تحلیلی به قلم پل موسگریو، جنگ اخیر آمریکا با ایران را یکی از مهم‌ترین شکست‌های راهبردی تاریخ معاصر واشنگتن توصیف کرده و مدعی شده است پیامدهای این جنگ حتی می‌تواند عمیق‌تر و ماندگارتر از شکست آمریکا در جنگ ویتنام باشد.

نویسنده این تحلیل معتقد است تصمیم برای ورود به جنگ با ایران، در نهایت تصمیم شخصی دونالد ترامپ بود؛ تصمیمی که با وجود حمایت برخی متحدان منطقه‌ای و مشاوران کاخ سفید، نتوانست اهداف اعلام‌شده واشنگتن را محقق کند و به یک ناکامی ژئوپلیتیکی گسترده منجر شد.

به باور موسگریو، سرعت تحولات میدانی و سیاسی باعث شده ابعاد واقعی این شکست کمتر مورد توجه قرار گیرد. هرچند تلفات مستقیم نیروهای آمریکایی محدود بوده است، اما تعداد پایین کشته‌شدگان نمی‌تواند عمق پیامدهای راهبردی این جنگ را پنهان کند.

فارن پالسی با مقایسه جنگ ایران و جنگ ویتنام تأکید می‌کند که اگرچه ویتنام از نظر تلفات انسانی یکی از پرهزینه‌ترین جنگ‌های تاریخ آمریکا بود، اما تأثیر آن بر جایگاه جهانی واشنگتن در بلندمدت محدود ماند. آمریکا پس از خروج از ویتنام توانست در رقابت با اتحاد جماهیر شوروی دست بالا را حفظ کند و در نهایت جنگ سرد را به سود خود به پایان برساند. حتی ویتنام امروز نیز روابط نزدیکی با ایالات متحده دارد.

اما نویسنده معتقد است شرایط کنونی متفاوت است؛ زیرا آمریکا پس از جنگ با ایران نه‌تنها در موقعیتی ضعیف‌تر قرار گرفته، بلکه بخشی از بازدارندگی نظامی و اعتبار راهبردی خود را نیز از دست داده است.

در این تحلیل، عملکرد ارتش آمریکا در جنگ با ایران با جنگ خلیج فارس در سال‌های ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱ مقایسه شده است؛ جنگی که برتری نظامی واشنگتن را به نمایش گذاشت و تصویری از توان بلامنازع آمریکا در جهان ایجاد کرد. با این حال، به باور نویسنده، جنگ با ایران ضعف‌های جدیدی را در حوزه تسلیحات، سامانه‌های دفاعی و محدودیت‌های عملیاتی آمریکا آشکار ساخت.

مطالب بیشتر:  افزایش جنگ لفظی تهران و واشنگتن؛ امریکا دوباره به ایران حمله می‌کند؟

مقاله مدعی است که اگرچه سامانه‌های دفاعی آمریکا در رهگیری بخشی از موشک‌ها و پهپادهای ایرانی موفق عمل کردند، اما ایران در موارد متعددی توانست این سامانه‌ها را دور بزند و پرسش‌های جدی درباره کارآمدی سپر دفاعی آمریکا ایجاد کند.

فارن پالسی همچنین تأکید می‌کند که نتیجه جنگ برخلاف اهداف اولیه واشنگتن رقم خورده است. به جای تضعیف ساختار قدرت در ایران، انسجام داخلی افزایش یافته و نهادهای نظامی و امنیتی نقش پررنگ‌تری پیدا کرده‌اند. از سوی دیگر، به ادعای نویسنده، برنامه هسته‌ای ایران نیز با وجود حملات مشترک آمریکا و اسرائیل متوقف نشده و احتمال موفقیت گزینه نظامی در آینده با تردیدهای جدی مواجه است.

یکی دیگر از پیامدهای مهم این جنگ، افزایش اهمیت ژئوپلیتیکی ایران در ارتباط با تنگه هرمز عنوان شده است. نویسنده معتقد است تهران به این جمع‌بندی رسیده که توانایی ایجاد اختلال در یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان، می‌تواند به‌عنوان اهرم فشاری مؤثر در معادلات بین‌المللی مورد استفاده قرار گیرد.

این تحلیل هشدار می‌دهد که اقتصاد جهانی امروز به مراتب به‌هم‌پیوسته‌تر از دوران جنگ ویتنام است و هرگونه بی‌ثباتی در خلیج فارس می‌تواند زنجیره‌های تأمین جهانی، بازار انرژی و تجارت بین‌المللی را تحت تأثیر قرار دهد.

در پایان، فارن پالسی پیش‌بینی می‌کند آمریکا در سال‌های آینده با کاهش اعتماد متحدان، افزایش تردید افکار عمومی نسبت به مداخلات نظامی خارجی و جسورتر شدن رقبای بین‌المللی خود روبه‌رو خواهد شد.

نویسنده نتیجه می‌گیرد همان‌گونه که دهه‌ها بعد پرسش اصلی درباره جنگ ویتنام این بود که «چرا آمریکا وارد آن جنگ شد؟»، درباره جنگ با ایران نیز نسل‌های آینده همین سؤال را مطرح خواهند کرد؛ پرسشی که به باور او، پاسخ قانع‌کننده‌ای برای آن وجود نخواهد داشت.

مطالب بیشتر:  شکست مذاکرات ایران و امریکا در پاکستان؛ مقصر کیست، تهران یا واشنگتن؟

 

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *