گزارشها حاکی از آن است که طرحی جدید با عنوان « جاده ابریشم هفت گانه پلاس » (S7+) در محافل سیاسی واشنگتن در حال بررسی است؛ ابتکاری که هدف آن ایجاد یک بلوک اقتصادی مشترک میان پنج کشور آسیای مرکزی، افغانستان و پاکستان عنوان شده است. همچنین از جمهوری آذربایجان نیز بهعنوان عضو احتمالی این چارچوب یاد میشود.
این طرح که از سوی مؤسسه مطالعاتی «نیو لاینز» مطرح شده، بر ایجاد شبکهای از مسیرهای تجاری جدید برای اتصال کشورهای محصور در خشکی آسیای مرکزی به دریای سیاه و دریای عرب تمرکز دارد. حامیان این ابتکار معتقدند که چنین ساختاری میتواند موقعیت جغرافیایی منطقه را از یک محدودیت به یک مزیت راهبردی تبدیل کند.
جاستین برک، پژوهشگر ارشد مؤسسه نیو لاینز، در نشستی در واشنگتن گفت آسیای مرکزی به سازمانی نیاز دارد که توسط کشورهای این منطقه و برای منافع آنها ایجاد شود. به گفته او، اگر کشورهای آسیای مرکزی بتوانند با یک صدا سخن بگویند، به مقصدی مطمئنتر برای سرمایهگذاری تبدیل خواهند شد.
در ماههای اخیر نیز نشانههایی از افزایش همکاریهای منطقهای دیده شده است. سفرهای متوالی رؤسای جمهور قزاقستان و ازبکستان به پاکستان با محوریت اتصال منطقهای، از جمله این تحرکات به شمار میرود. حامیان طرح « جاده ابریشم هفت گانه پلاس» معتقدند در صورت تثبیت وضعیت افغانستان، این ابتکار میتواند به یکی از مهمترین خوشههای اقتصادی اوراسیا تبدیل شود.
با این حال، برخی تحلیلگران معتقدند که موفقیت این پروژه به ثبات افغانستان وابسته است و همین مسئله چالش اصلی آن محسوب میشود. علاوه بر این، این پرسش مطرح است که چرا باید یک بلوک جدید ایجاد شود، در حالی که سازمان کشورهای ترک پیشتر بستری برای همکاری میان بخش مهمی از کشورهای منطقه فراهم کرده است.
منتقدان طرح میگویند سازمان کشورهای ترک از مزیت هویت مشترک، زبانهای نزدیک و پیشینه تاریخی مشابه برخوردار است؛ در حالی که «جاده ابریشم هفت گانه پلاس» مجموعهای از کشورهای متنوع از نظر زبانی، قومی و فرهنگی را در بر میگیرد؛ از کشورهای ترکزبان آسیای مرکزی گرفته تا تاجیکستان فارسیزبان و پاکستان.
در مقابل، حامیان این طرح تأکید دارند که سازمان کشورهای ترک به دلیل ماهیت هویتی و نقش محوری ترکیه، ظرفیت محدودی برای جذب کشورهایی مانند افغانستان، پاکستان و ایران دارد. از نگاه آنان، «جاده ابریشم هفت گانه پلاس» چارچوبی منعطفتر برای تعریف یک «هسته مرکزی آسیای مرکزی» و گسترش همکاریهای منطقهای است.
در همین حال، برخی کارشناسان هشدار میدهند که کاهش نفوذ روسیه و رقابت فزاینده چین در منطقه، کشورهای آسیای مرکزی را به سمت یافتن شرکای جدید سوق داده است. به باور آنان، ایالات متحده میکوشد از طریق طرح «جاده ابریشم هفت گانه پلاس» جایگاه خود را در معادلات منطقهای تقویت کند و مسیر تازهای برای همکاری با کشورهای آسیای مرکزی ارائه دهد.
تحلیلگران در نهایت معتقدند که دو رویکرد «اتصال جغرافیایی» و «هویت مشترک» الزاماً در تقابل با یکدیگر نیستند. از این منظر، آسیای مرکزی میتواند همزمان از ظرفیتهای اقتصادی طرح «جاده ابریشم هفت گانه پلاس» و پیوندهای فرهنگی سازمان کشورهای ترک بهره ببرد؛ راهبردی که ممکن است به افزایش انعطافپذیری و نقشآفرینی بیشتر منطقه در نظم در حال تغییر جهانی منجر شود.
