راهبرد پنجاه‌ساله اسرائیل برای حفظ تنش میان ایران و امریکا

راهبرد پنجاه‌ساله اسرائیل برای حفظ تنش میان ایران و امریکا

محمدجواد ظریف، وزیر پیشین امور خارجه ایران، در یادداشتی تحلیلی که در الجزیره منتشر شده، مدعی شده است که اسرائیل طی بیش از پنج دهه گذشته با استفاده از ابزارهای سیاسی، اطلاعاتی و دیپلماتیک تلاش کرده است مانع کاهش تنش میان تهران و واشنگتن شود و تقابل میان ایران و آمریکا را به‌عنوان یک وضعیت دائمی در خاورمیانه حفظ کند.

ظریف در این گزارش با اشاره به اسناد اطلاعاتی از طبقه‌بندی خارج‌شده، خاطرات مقام‌های ارشد آمریکایی، تحقیقات رسانه‌ای و مطالعات دانشگاهی، ادعا می‌کند که دولت‌های مختلف اسرائیل همواره مخالف ابتکارهایی بوده‌اند که می‌توانسته به کاهش درگیری‌های منطقه‌ای یا مدیریت اختلافات ایران و آمریکا منجر شود. به باور او، هدف اصلی این سیاست، حفظ فضای تقابل میان تهران و واشنگتن و جلوگیری از توافق‌هایی بوده است که می‌توانست نفوذ اسرائیل بر سیاست خاورمیانه‌ای آمریکا را کاهش دهد.

وی نخستین نمونه این رویکرد را به جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ مرتبط می‌داند. ظریف می‌نویسد که برخی پژوهشگران معتقدند محاسبات راهبردی اسرائیل در آن دوره بر جلوگیری از پیروزی قاطع هر یک از دو طرف استوار بود؛ زیرا ادامه جنگ می‌توانست هر دو رقیب منطقه‌ای را از نظر نظامی و اقتصادی تضعیف کند. او همچنین به نقش رسانه‌های اسرائیلی در جنگ روانی آن دوره اشاره کرده و مدعی شده است که پیام‌های تبلیغاتی با هدف تأثیرگذاری بر افکار عمومی و تصمیم‌گیری سیاسی دو طرف منتشر می‌شد.

در بخش دیگری از این یادداشت، ظریف به موضوع آزادی گروگان‌های آمریکایی در لبنان در سال ۱۹۹۱ اشاره می‌کند و می‌گوید این مسئله می‌توانست فرصتی برای بهبود محدود روابط تهران و واشنگتن ایجاد کند. او با استناد به کتاب «مرد بدون اسلحه» نوشته جانی دومینیکو پیکو، میانجی سازمان ملل در مذاکرات گروگان‌ها، ادعا می‌کند که اختلافات مرتبط با اسرائیل روند توافق را دشوار کرد. ظریف همچنین معتقد است که فشارهای سیاسی داخلی در آمریکا، از جمله نقش لابی‌های حامی اسرائیل، انعطاف دولت جورج بوش پدر را در قبال ایران محدود کرد.

مطالب بیشتر:  افشای منشور شورای صلح غزه؛ چرا ترامپ رهبر و تصمیم‌گیرنده است؟

ظریف سپس به تحولات پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ می‌پردازد و می‌گوید در آن مقطع، ایران و آمریکا در افغانستان منافع مشترکی برای مقابله با امارت اسلامی داشتند. او با اشاره به دیدگاه برخی دیپلمات‌های آمریکایی، از جمله جیمز دابینز، مدعی می‌شود که همکاری ایران در روند شکل‌گیری دولت پس از امارت اسلامی در کنفرانس بن نقش مهمی داشت.

به گفته ظریف، این روند همکاری کوتاه‌مدت با تغییر فضای سیاسی در واشنگتن همراه شد. او به ماجرای کشتی «کارین ای» در سال ۲۰۰۲ اشاره کرده و مدعی است که اسرائیل از این حادثه برای برجسته کردن تهدید ایران استفاده کرد. وی همچنین به سخنرانی معروف جورج بوش درباره «محور شرارت» اشاره می‌کند و می‌نویسد که برخی مقام‌های اسرائیلی در آن دوره تلاش داشتند ایران را به‌عنوان تهدید اصلی منطقه‌ای معرفی کنند.

بخش مهمی از یادداشت ظریف به پرونده هسته‌ای ایران اختصاص دارد. او مدعی است که از سال ۲۰۰۳ به بعد، برنامه هسته‌ای ایران به محور اصلی سیاست اسرائیل تبدیل شد و تل‌آویو تلاش کرد این پرونده را در سطح بین‌المللی فعال نگه دارد. ظریف با اشاره به موضوع افشای اطلاعات درباره تأسیسات هسته‌ای نطنز، ادعاهایی را مطرح می‌کند که بر اساس آن برخی منابع اطلاعاتی اسرائیل ممکن است در انتقال این اطلاعات به گروه مجاهدین خلق و سپس نهادهای غربی نقش داشته باشند؛ ادعاهایی که اسرائیل آن را تأیید نکرده است.

وی همچنین به توافق هسته‌ای برجام در سال ۲۰۱۵ اشاره کرده و آن را یکی از مهم‌ترین فرصت‌های دیپلماتیک میان ایران و آمریکا پس از انقلاب ۱۳۵۷ می‌داند. ظریف می‌گوید دولت اسرائیل به رهبری بنیامین نتانیاهو با این توافق مخالفت شدید کرد و تلاش گسترده‌ای برای جلوگیری از اجرای آن انجام داد. او به سخنرانی نتانیاهو در کنگره آمریکا در سال ۲۰۱۵ اشاره می‌کند و آن را نمونه‌ای کم‌سابقه از دخالت مستقیم یک رهبر خارجی در سیاست داخلی آمریکا می‌خواند.

مطالب بیشتر:  آیا آلمان در تعامل با امارت اسلامی پیش‌قدم می‌شود؟

در ادامه، ظریف به دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ پرداخته و خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ را نقطه عطف دیگری در تشدید تنش‌ها می‌داند. او معتقد است که ارائه اسناد هسته‌ای ایران از سوی نتانیاهو نقش مهمی در شکل‌گیری سیاست «فشار حداکثری» دولت ترامپ داشت؛ سیاستی که شامل تحریم‌های گسترده اقتصادی و افزایش فشارهای نظامی علیه ایران بود.

ظریف همچنین به ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۲۰ اشاره کرده و آن را اقدامی می‌داند که سطح رویارویی میان ایران و آمریکا را به مرحله جدیدی رساند. او می‌گوید برخی مقام‌های آمریکایی بعداً نسبت به خطر گرفتار شدن واشنگتن در یک جنگ گسترده‌تر منطقه‌ای به دلیل اقدامات یک‌جانبه اسرائیل هشدار داده بودند.

در بخش پایانی، وزیر پیشین خارجه ایران به مذاکرات اخیر میان تهران و واشنگتن درباره یک تفاهم‌نامه در اسلام‌آباد اشاره می‌کند و مدعی می‌شود که بار دیگر تلاش‌هایی برای تضعیف روند دیپلماتیک صورت گرفته است. او به اظهارات جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، درباره نقش برخی جریان‌های وابسته به اسرائیل در تأثیرگذاری بر افکار عمومی آمریکا اشاره می‌کند و آن را ادامه همان الگوی تاریخی می‌داند.

ظریف در جمع‌بندی یادداشت خود می‌نویسد که اختلافات ایران و آمریکا در چهار دهه گذشته همواره در چارچوب یک رقابت گسترده‌تر منطقه‌ای شکل گرفته است. او معتقد است که برای موفقیت هرگونه ابتکار دیپلماتیک آینده، باید نقش بازیگران منطقه‌ای و تأثیر عملیات اطلاعاتی، رسانه‌ای و سیاسی بر روند تصمیم‌گیری‌ها مورد توجه قرار گیرد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *