نشریه استارت نیوز گلوبال در گزارشی تحلیلی نوشته است که هند در حال بازنگری در راهبرد اتصال تجاری و اقتصادی خود با افغانستان است و میکوشد ضمن حفظ اهمیت بندر چابهار، وابستگی خود به این مسیر را کاهش دهد.
در این گزارش آمده است که طی نزدیک به دو دهه گذشته، بندر چابهار ایران محور اصلی سیاست دهلینو برای ارتباط با افغانستان بوده است. هند به دلیل نداشتن دسترسی زمینی مطمئن از مسیر پاکستان، در توسعه این بندر سرمایهگذاری کرد و همزمان در ساخت شاهراه زرنج – دلارام افغانستان مشارکت داشت تا مسیر تجاری مستقیمی میان هند، افغانستان و در نهایت آسیای مرکزی ایجاد شود.
به نوشته این نشریه، دهلینو همچنان چابهار را بخشی حیاتی از سیاست منطقهای خود میداند. هند پیش از پایان معافیت مشروط تحریمهای آمریکا در ۲۶ اپریل ۲۰۲۶، تعهد مالی ۱۲۰ میلیون دالری خود را بهطور کامل پرداخت کرد؛ اقدامی که نشاندهنده اهمیت راهبردی این بندر برای هند بود.
با این حال، تحولات اخیر منطقهای نشان داده است که تکیه بر یک مسیر ترانزیتی، خطرات قابل توجهی به همراه دارد. پس از آنکه دونالد ترامپ پایان آتشبس موقت با تهران را اعلام کرد، آمریکا حملات تازهای را علیه ایران آغاز کرد و گزارشهایی نیز از هدف قرار گرفتن منطقه چابهار منتشر شد؛ موضوعی که به باور نویسنده، آسیبپذیری مهمترین کریدور اقتصادی هند به افغانستان را آشکار ساخت.
گزارش تأکید میکند که حتی اگر فعالیتهای بندر چابهار بهطور کامل مختل نشده باشد، این رویداد نشان داد بحرانهای ژئوپولیتیکی میتوانند در کوتاهترین زمان، پروژههای بزرگ زیربنایی را با تهدید روبهرو کنند.
استارت نیوز گلوبال مینویسد که نتیجهای که سیاستگذاران هندی از این تحولات گرفتهاند روشن است؛ چابهار همچنان اهمیت حیاتی دارد، اما نباید تنها ستون راهبرد افغانستان باشد. از این رو، تنوعبخشی به مسیرهای ترانزیتی اکنون به اولویت اصلی تبدیل شده است.
در این چارچوب، کریدور بینالمللی شمال – جنوب (INSTC) بهعنوان یکی از گزینههای مهم مطرح شده است؛ مسیری که هند را از طریق ایران، دریای خزر، روسیه و اروپا به بازارهای جهانی متصل میکند. همچنین مسیرهای ترانزیتی از طریق ازبکستان، ترکمنستان و قزاقستان نیز میتوانند دسترسی افغانستان به بازارهای اوراسیا را گسترش دهند و وابستگی به یک مسیر واحد را کاهش دهند.
با این حال، گزارش تأکید دارد که هیچیک از این گزینهها جایگزین کامل چابهار نیستند. کمبود زیرساختها، مشکلات گمرکی، تحریمها و بیثباتی سیاسی همچنان موانع جدی به شمار میروند، اما مجموعه این مسیرها میتواند انعطافپذیری لازم را برای زنجیرههای تأمین مدرن ایجاد کند.
این گزارش همچنین به اهمیت مسیرهای هوایی اشاره کرده و مینویسد که برای صادرات محصولات کشاورزی افغانستان، سرعت انتقال کالا اهمیت بیشتری از حجم آن دارد. میوه، سبزیجات و محصولات تازه نمیتوانند منتظر حل اختلافات سیاسی بمانند؛ به همین دلیل، کریدور هوایی هند و افغانستان که از سال ۲۰۱۷ راهاندازی شده، همچنان از ارزش راهبردی برخوردار است؛ هرچند محدودیتهای حریم هوایی پاکستان، زمان پروازها را افزایش داده است.
بر اساس این گزارش، دو طرف در حال بررسی استفاده از شرکتهای حملونقل هوایی کشورهای ثالث، از جمله شرکتهای اوکراینی، برای حفظ پروازهای مستقیم باری هستند تا تجارت حتی در شرایط تنشهای ژئوپولیتیکی نیز ادامه یابد.
به باور نویسنده، روابط هند و افغانستان نیز در حال ورود به مرحلهای جدید است و موضوع اتصال ترانزیتی دیگر تنها محور همکاری دو کشور نیست. با توجه به محدود بودن سرمایهگذاری خارجی و تداوم محدودیتهای بینالمللی، کابل اکنون بیش از گذشته هند را بهعنوان شریک توسعهای برای بازسازی بلندمدت اقتصاد خود مینگرد.
گزارش میافزاید که بخش کشاورزی در مرکز این همکاریها قرار گرفته است. عطاالله عمری، وزیر زراعت، آبیاری و مالداری افغانستان، در سفر اخیر خود به هند تأکید کرده که ۸۰ درصد مردم افغانستان در بخش کشاورزی و دامداری فعالیت دارند و اکنون زمان نوسازی این بخش فرا رسیده است.
به گفته او، افغانستان به ماشینآلات کشاورزی، بذرهای اصلاحشده، فناوری برداشت محصول، تجهیزات نگهداری، سردخانه، بستهبندی و صنایع فرآوری مواد غذایی نیاز دارد و توسعه این بخش میتواند اشتغال، امنیت غذایی و صادرات کشور را تقویت کند.
مدیریت منابع آب نیز یکی دیگر از زمینههای مهم همکاری معرفی شده است. مفتی نوراحمد نور، سرپرست سفارت افغانستان در هند، گفته است که افغانستان منابع آبی فراوانی دارد، اما زیرساختهای لازم برای مدیریت مؤثر این منابع را در اختیار ندارد. او بحران آب آشامیدنی در افغانستان را یادآور شده و همکاری با هند در حوزه آبرسانی، آبیاری و توسعه زیرساختهای مرتبط را ضروری دانسته است.
استارت نیوز گلوبال یادآوری میکند که بند دوستی افغانستان و هند در ولایت هرات، یکی از موفقترین پروژههای توسعهای هند در افغانستان بوده و میتواند مبنای همکاریهای آینده در زمینه آبیاری، مدیریت حوزههای آبریز و تولید برق باشد.
در ادامه گزارش آمده است که برخلاف چین، که حضور منطقهای خود را عمدتاً بر پروژههای زیربنایی و دسترسی به منابع طبیعی متمرکز کرده، هند طی سالهای گذشته با ساخت جادهها، مدارس، شفاخانهها، پروژههای برق، اعطای بورسیههای تحصیلی و اجرای پروژههای اجتماعی، جایگاه ویژهای در افغانستان به دست آورده است.
با این حال، رقابت ژئوپولیتیکی همچنان ادامه دارد. چین از طریق بندر گوادر و کریدور اقتصادی چین – پاکستان نفوذ خود را گسترش داده، در حالی که هند با تکیه بر چابهار و کریدور شمال – جنوب به دنبال ایجاد مسیرهای جایگزین بوده است. افغانستان نیز به دلیل موقعیت جغرافیایی خود، در نقطه تلاقی این رقابتهای منطقهای قرار دارد.
نویسنده در پایان نتیجهگیری میکند که آینده روابط هند و افغانستان دیگر تنها به بندر چابهار وابسته نخواهد بود، بلکه بر شبکهای متنوع از کریدورهای تجاری، مسیرهای هوایی، همکاریهای کشاورزی، پروژههای مدیریت آب و همکاریهای فناورانه استوار خواهد شد؛ شبکهای که بتواند در برابر بحرانهای ژئوپولیتیکی آینده مقاومت بیشتری داشته باشد.
به باور این نشریه، پیام اصلی این تحولات آن نیست که هند باید از چابهار عبور کند، بلکه باید از وابستگی صرف به چابهار فاصله بگیرد.
