تحلیل تازهای از «بنیاد پژوهشی آبزرور» که در وبسایت «اوراسیا ریویو» منتشر شده، آینده دولت شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، را در سایه تحولات سیاسی، اقتصادی و امنیتی این کشور بررسی کرده است. این تحلیل با استناد به اظهارات اخیر محسن نقوی، وزیر داخله پاکستان، این پرسش را مطرح میکند که آیا دولت کنونی میتواند به مسیر خود ادامه دهد یا پاکستان بار دیگر در آستانه یک تغییر سیاسی قرار گرفته است.
محسن نقوی در ۳۰ جولای گفته بود که سیستم فروپاشیده و نیاز به بازتنظیم سیستم وجود دارد. نویسنده تحلیل این اظهارات را در کنار سابقه سیاسی پاکستان قرار داده و یادآوری میکند که از انتخابات فبروری ۲۰۲۴ و روی کار آمدن دولت شهباز شریف حدود دوونیم سال گذشته است؛ در حالی که متوسط عمر دولتهای غیرنظامی در پاکستان حدود سه سال، با نوسان چندماهه، عنوان شده است.
از نگاه نویسنده، مسئله تنها به طول عمر دولت محدود نمیشود. رکود اقتصادی و تداوم ناامنی و شورشهای مسلحانه در بخشهایی از این کشور از عواملی هستند که فشار بر حکومت را افزایش دادهاند. به همین دلیل، نویسنده استدلال میکند که در فضای کنونی پاکستان، پرسش اصلی ممکن است دیگر صرفاً این نباشد که دولت شهباز شریف سقوط خواهد کرد یا خیر؛ بلکه این است که اگر تغییری رخ دهد، چه زمانی و از چه مسیری خواهد بود.
تحلیل همچنین به ساختار سیاسی پاکستان و نقش تاریخی نهاد نظامی در تحولات سیاسی این کشور میپردازد. از نگاه نویسنده، دولتهای غیرنظامی در پاکستان در بسیاری از دورهها در شرایطی فعالیت کردهاند که ارتش همچنان نفوذ قابل توجهی بر موضوعات امنیتی و راهبردی داشته است. بنابراین، تغییر احتمالی دولت نیز نمیتواند بدون درنظرگرفتن این ساختار قدرت بررسی شود.
در بخشی دیگر، نویسنده به احتمال بازآرایی ساختار اداری و سیاسی کشور اشاره میکند. بحثهایی درباره اصلاح ساختار مالی میان دولت مرکزی و ایالتها، از جمله بازنگری در سازوکار کمیسیون ملی مالی (NFC) که مسئول تعیین چارچوب تقسیم درآمدهای مالی میان دولت فدرال و ایالتها است، و همچنین احتمال ایجاد واحدهای اداری جدید مطرح شده است. با این حال، این موارد در سطح تحلیل و سناریو مطرح میشوند و نباید بهعنوان تصمیم قطعی حکومت پاکستان یا ارتش تلقی شوند.
در این میان، واکنش احزاب سیاسی غیرنظامی نیز اهمیت دارد. نویسنده معتقد است که احزاب بزرگی مانند مسلم لیگ نواز و حزب مردم پاکستان ممکن است با برخی تغییرات ساختاری موافق نباشند یا در برابر آن مقاومت کنند؛ بهویژه اگر چنین تغییراتی موجب تشدید حساسیتهای قومی و منطقهای شود.
از سوی دیگر، وضعیت امنیتی نیز یکی از نقاط آسیبپذیر پاکستان عنوان شده است. تداوم ناامنی در مناطق پیرامونی، بهویژه در مناطقی که با شورشهای مسلحانه روبهرو هستند، فشار بیشتری بر حکومت وارد میکند. به باور نویسنده، ترکیب ضعف اقتصادی، مشکلات حکمرانی و ناامنی میتواند ادامه وضعیت سیاسی موجود را دشوارتر کند.
با این حال، تحلیل تصریح نمیکند که سقوط دولت شهباز شریف یک امر قطعی یا قریبالوقوع است. بلکه با توجه به سابقه سیاسی پاکستان و شرایط کنونی، احتمال تغییر در ساختار اجرایی کشور را بررسی میکند؛ تغییری که به باور نویسنده میتواند تدریجی و نتیجه یک روند چندماهه باشد یا در صورت تشدید بحرانها، به شکل ناگهانی رخ دهد.
در نهایت، این تحلیل بر یک نکته اساسی تمرکز دارد که پاکستان در شرایطی قرار گرفته که مشکلات اقتصادی، ناامنی و ساختار پیچیده قدرت، آینده دولت شهباز شریف را با پرسشهای جدی روبهرو کرده است. با این حال، اینکه این فشارها در نهایت به تغییر دولت منجر شود یا نه، به تحولات سیاسی و امنیتی ماههای آینده بستگی خواهد داشت.
