شماری از کارشناسان و تحلیلگران حوزه مسائل راهبردی در دومین همایش سالانه «امنیتیسازی جمهوری اسلامی ایران در حوزه مواد مخدر و جرایم سازمانیافته» هشدار دادند که تلاش برای کاهش تصویر امنیتی افغانستان در سطح بینالمللی، به افزایش فشارهای امنیتی و سیاسی علیه ایران منجر شده است.
این همایش که در ماه جولای ۲۰۲۶ در تهران برگزار شد، بر روند فزاینده اتهامهای بینالمللی علیه ایران در زمینه مواد مخدر و جرایم سازمانیافته تمرکز داشت. شرکتکنندگان این نشست معتقد بودند که تغییر الگوی کشت و تولید مواد مخدر در افغانستان پس از بازگشت امارت اسلامی به قدرت، صرفاً یک تحول داخلی نیست، بلکه میتواند بخشی از روندی گسترده برای انتقال تمرکز اتهامهای بینالمللی به مرزهای ایران باشد.
به باور کارشناسان حاضر در این نشست، همزمان با تلاش برای «امنیتزدایی» از چهره افغانستان، جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت با برچسبهایی مانند «نارکوتروریسم» یا تروریسم مبتنی بر مواد مخدر مواجه شدهاند.
محور مقاومت و اتهام «نارکوتروریسم»
بخش دیگری از همایش به بررسی ارتباط میان امنیتیسازی مواد مخدر و رویکرد غرب در برابر محور مقاومت اختصاص یافت.
نوذر شفیعی در سخنرانی خود با عنوان «امنیتیسازی مواد مخدر در قلمرو محور مقاومت» گفت که نظام سلطه با استفاده از مفهوم «دیگریسازی»، ابتدا محور مقاومت را بهعنوان تهدیدی علیه نظم موجود معرفی کرده است.
براساس این تحلیل، هنگامی که یک بازیگر سیاسی بهعنوان «دیگری» یا تهدید تعریف شود، استفاده از ابزارهای سخت و نرم علیه آن مشروع جلوه داده میشود. در این چارچوب، علاوه بر فشار نظامی، تحریم اقتصادی و جنگ روانی و رسانهای، اتهام «نارکوتروریسم» نیز علیه گروههای مقاومت به کار گرفته شده است.
کارشناسان تأکید کردند که هدف نهایی این اتهامها، مشروعیتزدایی اخلاقی از گروههای مقاومت و توجیه برخوردهای امنیتی در سطح بینالمللی است؛ حتی در مواردی که شواهد مستحکمی درباره نقش این گروهها در تولید یا انتقال مواد مخدر وجود ندارد.
تناقض افغانستان؛ مبدأ ناامن و مقصد امنیتیشده
در ادامه این نشست، نقش افغانستان در تحولات اخیر بازار جهانی مواد مخدر بررسی شد.
ابراهیم متقی، افغانستان را نمونهای روشن از جغرافیایی دانست که در نظم امنیتی جهانی درگیر شده و با وجود تناقضهای موجود، توانسته است جایگاه خود را در معادلات پیچیده بینالمللی بازتعریف کند.
نوذر شفیعی نیز با اشاره به ادعاهای مطرحشده درباره حجم بالای تولید مواد مخدر صنعتی، بهویژه متامفتامین یا شیشه در افغانستان، گفت تولید چنین حجمی به زیرساختهای گسترده و زمینهای وسیع کشت نیاز دارد، در حالی که شواهد روشنی درباره آن ارائه نشده است.
یکی از محورهای مهم این بحث، تأمین «مواد پیشساز شیمیایی» بود. به گفته کارشناسان، مواد شیمیایی مورد نیاز برای تولید شیشه عمدتاً از کشورهای اروپایی تأمین و به منطقه ارسال میشود؛ اما در نهایت، مسئولیت تولید و تهدیدهای امنیتی صرفاً متوجه کشورهای منطقه میشود.
شرکتکنندگان این نشست این روند را ناعادلانه توصیف کرده و گفتند که در چنین وضعیتی، مبدأ اروپایی تأمین مواد پیشساز از نگاه امنیتی خارج میشود، اما کشورهای مقصد در منطقه بهعنوان تهدید معرفی میشوند.
تغییر الگوی مواد مخدر و راهبرد امارت اسلامی
بخش مهمی از این همایش به پیامدهای تغییر رویکرد امارت اسلامی پس از بازگشت به قدرت اختصاص داشت.
منصور براتی با استناد به تصاویر ماهوارهای و گزارشهای نهادهایی مانند دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد و مؤسسه الکسیس گفت که پس از صدور فرمان رهبر امارت اسلامی، سطح زیر کشت خشخاش و تولید مواد افیونی در افغانستان بهطور قابل توجهی کاهش یافته است.
با این حال، کارشناسان معتقد بودند که این اقدام بیش از آنکه مبارزهای بنیادین با مواد مخدر باشد، اقدامی سیاسی و هدفمند بوده است.
به باور آنان، امارت اسلامی از طریق کاهش کشت خشخاش اهدافی مانند بهبود چهره بینالمللی، کسب اعتبار، حرکت بهسوی بهرسمیتشناختهشدن و دریافت کمکهای مالی خارجی را دنبال کرده است.
امنیتزدایی از افغانستان و امنیتیسازی ایران
مهمترین جمعبندی این همایش، تلاقی راهبرد امارت اسلامی با رویکرد نهادهای بینالمللی علیه ایران عنوان شد.
کارشناسان گفتند با کاهش تولید خشخاش، تصویر افغانستان در گزارشهای بینالمللی بهتدریج از حالت امنیتی خارج شد؛ اما بحران جایگزین، یعنی افزایش تولید و قاچاق مواد صنعتی، به معرفی متهم جدیدی نیاز داشت.
به گفته آنان، در این مرحله روند انتقال مسئولیت به جمهوری اسلامی ایران آغاز شد و گزارشهای بینالمللی بهگونهای تنظیم شد که ایران را به نبود جدیت کافی در مقابله با قاچاق متامفتامین متهم میکرد.
همچنین ادعاهایی درباره انتقال آشپزخانهها و آزمایشگاههای تولید شیشه از افغانستان به مناطق مرزی ایران مطرح شد؛ ادعاهایی که به باور کارشناسان، پازل امنیتیسازی ایران را تکمیل میکند.
در واقع، تغییر الگوی تولید مواد مخدر در افغانستان به ابزاری برای کاهش فشار بر کابل و معرفی تهران بهعنوان مرکز جدید تولید و انتقال مواد صنعتی تبدیل شده است.
شرکتکنندگان نشست هشدار دادند که این سناریو با مفهوم «نارکوتروریسم» پیوند خورده و میتواند بهعنوان ابزاری برای اعمال فشارهای حقوقی، سیاسی و اقتصادی علیه ایران و محور مقاومت استفاده شود.
نتیجهگیری
دومین همایش سالانه «امنیتیسازی ایران در حوزه مواد مخدر» با این جمعبندی پایان یافت که تحولات مربوط به مواد مخدر در همسایگی شرقی ایران دیگر صرفاً یک مسئله انتظامی یا اجتماعی نیست، بلکه به یک پروژه بزرگ امنیتی و سیاسی تبدیل شده است.
کارشناسان گفتند امنیتزدایی از تصویر امارت اسلامی در موضوع کشت خشخاش، به بهای ایجاد یک تهدید امنیتی و ساخت پرونده بینالمللی علیه ایران انجام شده است.
به باور آنان، سکوت هدفمند نهادهای بینالمللی در برابر ورود مواد پیشساز شیمیایی از اروپا و در مقابل، برجستهسازی ادعای انتقال آزمایشگاههای تولید شیشه به ایران، نشاندهنده شکلگیری یک جنگ شناختی و حقوقی گسترده است.
در پایان این همایش، بر ضرورت دیپلماسی فعال، روشنگری رسانهای در سطح بینالمللی و ارائه روایتهای مستند از سوی ایران تأکید شد تا پیش از آنکه «پرونده پنجم» به اجماع جهانی تبدیل شود، از تثبیت این تصویر امنیتی جلوگیری شود.
کارشناسان تأکید کردند که امنیتیسازی، بیش از آنکه صرفاً یک واقعیت عینی باشد، فرایندی سیاسی و رسانهای است و تنها از طریق کنشگری فعال، اطلاعرسانی مستند و دیپلماسی چندجانبه میتوان آن را خنثی کرد.
