آصف علیخان درانی، نماینده ویژه پیشین پاکستان در امور افغانستان، با اشاره به جنگ اخیر میان ایران و ایالات متحده، گفت این درگیری نشان داد که برتری نظامی دیگر بهتنهایی تضمینکننده موفقیت سیاسی نیست و قدرتهای نظامی نیز لزوماً نمیتوانند اهداف راهبردی خود را از طریق جنگ محقق کنند.
درانی که در سمیناری با عنوان «فراتر از جنگ ایران و آمریکا؛ تغییر موازنه قدرت در خاورمیانه و جستوجوی معماری جدید امنیت منطقهای» در مؤسسه امور بینالملل پاکستان (PIIA) در کراچی سخن میگفت، اظهار داشت ایالات متحده همچنان قدرتمندترین نیروی نظامی جهان و اسرائیل برخوردار از برتری متعارف در منطقه است، اما هیچیک نتوانستهاند ایران را وادار به تغییر رویکرد راهبردی خود کنند.
وی با اشاره به هزینههای سنگین جنگ برای ایران افزود که هرچند ایران مقاومت قابل توجهی از خود نشان داد، اما بهای اقتصادی و انسانی سنگینی نیز پرداخت. به گفته او، تجربه جنگهای مدرن نشان میدهد که تخریب زیرساختها لزوماً به تغییر نظامهای سیاسی یا حل اختلافات عمیق راهبردی منجر نمیشود.
سفیر پیشین پاکستان تأکید کرد که به همین دلیل، دیپلماسی دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر است. او گفت «تفاهم نامه اسلامآباد» اگرچه بر اثر دور جدید درگیریها تحت فشار قرار گرفته، اما ثابت کرد که حتی پس از رویاروییهای شدید نظامی نیز دیپلماسی میتواند مانع تشدید بحران شود. به باور او، چالش اصلی تبدیل آتشبس شکننده به یک روند سیاسی پایدار برای حل ریشههای اختلافات است.
درانی چهار سناریوی محتمل برای آینده منطقه را تشریح کرد: تشدید دوباره درگیریها از طریق حملات موشکی، جنگهای نیابتی، عملیات سایبری و ناامنی دریایی؛ تداوم «صلح سرد» همراه با بازدارندگی، تحریمها و بحرانهای مقطعی؛ دستیابی به توافق جامع سیاسی درباره پرونده هستهای، تحریمها و امنیت دریایی؛ و در نهایت شکلگیری تدریجی یک ساختار فراگیر امنیت منطقهای با مشارکت ایران، عربستان سعودی، کشورهای حوزه خلیج فارس، عراق، ترکیه، مصر و سایر بازیگران منطقهای.
وی چهارمین سناریو را امیدوارکنندهترین گزینه دانست و گفت این چارچوب باید بر پایه اعتمادسازی، ایجاد کانالهای ارتباطی نظامی، امنیت دریایی و همکاریهای اقتصادی شکل بگیرد و قدرتهای فرامنطقهای نقش حامی، نه بازیگر مسلط، را ایفا کنند.
درانی همچنین تأکید کرد که پاکستان به دلیل روابط همزمان با ایران، عربستان سعودی، کشورهای عربی خلیج فارس، چین، ترکیه و ایالات متحده، از ظرفیت مناسبی برای ایفای نقش میانجی برخوردار است. او افزود اسلامآباد باید گفتوگو میان طرفهای متخاصم را تسهیل کند، از آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز حمایت کرده، اتصال اقتصادی منطقهای را گسترش دهد و زمینه گفتوگوی فراگیر میان همه بازیگران منطقه را فراهم سازد.
وی در پایان جنگ ایران و آمریکا را نقطه عطفی در شکلگیری نظم جدید خاورمیانه توصیف کرد و گفت پرسش اصلی این نیست که چه کسی آخرین نبرد را برد، بلکه این است که چه کسی توانایی طراحی صلح آینده را دارد. به گفته او، اگر رهبران منطقه منطق تقابل را با همکاری جایگزین کنند، این دوره میتواند بهجای آغاز یک درگیری گستردهتر، نقطه آغاز شکلگیری خاورمیانهای باثباتتر، فراگیرتر و صلحآمیزتر باشد.
