اندیشکده «میمری» (MEMRI) در تحلیلی مدعی شده است که راهبرد امنیتی پاکستان در سالهای اخیر بر استفاده از گروههای نیابتی برای پیشبرد اهداف منطقهای استوار بوده و شاخه خراسان داعش (داعش خراسان) نیز در همین چارچوب مورد استفاده قرار گرفته است. نویسنده این گزارش ادعا میکند که پس از تشدید تنشها میان اسلامآباد و حکومت افغانستان، بهویژه از سال ۲۰۲۱، ارتش پاکستان برای افزایش فشار بر افغانستان و همزمان مهار گروههای مسلح بلوچ، از ظرفیت داعش خراسان بهعنوان یک اهرم امنیتی بهره گرفته است؛ موضوعی که به باور او میتواند پیامدهایی فراتر از جنوب آسیا داشته باشد.
در این گزارش آمده است که افزایش درگیریهای مرزی، ناکامی تلاشهای میانجیگرانه کشورهای منطقه و افزایش حملات تحریک طالبان پاکستان (TTP)، اسلامآباد را با چالشهای امنیتی کمسابقهای روبهرو کرده است. همزمان، حملات گروههای مسلح بلوچ علیه نیروهای امنیتی و پروژههای مهم اقتصادی، بهویژه کریدور اقتصادی چین و پاکستان (CPEC)، فشار مضاعفی بر ساختار امنیتی پاکستان وارد کرده است. نویسنده معتقد است که این شرایط، ارتش پاکستان را به اتخاذ سیاستی سختگیرانه در بلوچستان و خیبرپختونخوا سوق داده است.
این تحلیل همچنین ادعا میکند که بخشی از نهادهای امنیتی پاکستان بهجای رسیدگی به ریشههای سیاسی و اجتماعی بحران، تلاش کردهاند با ایجاد یا تقویت ارتباط با گروههای افراطی، موازنه جدیدی در برابر افغانستان و گروههای بلوچ ایجاد کنند. به نوشته گزارش، این رویکرد ادامه همان الگوی تاریخی استفاده از گروههای نیابتی است که طی دهههای گذشته بارها از سوی تحلیلگران درباره سیاست امنیتی پاکستان مطرح شده است.
نویسنده برای حمایت از این ادعا به اظهارات برخی چهرهها از جمله نسیم بلوچ، رئیس «جنبش ملی بلوچ»، و احسانالله احسان، سخنگوی پیشین تحریک طالبان پاکستان، استناد میکند. در گزارش آمده است که این افراد از وجود ارتباط میان برخی نهادهای امنیتی پاکستان و داعش خراسان سخن گفتهاند. همچنین ادعا شده است که در مناطقی از بلوچستان، از جمله مستونگ و خضدار، زیرساختهایی برای فعالیت داعش خراسان ایجاد شده که هم در سرکوب مخالفان بلوچ و هم در سازماندهی حملات به داخل افغانستان مورد استفاده قرار گرفته است.
در بخش دیگری از این تحلیل آمده است که عملیات گسترده حکومت افغانستان علیه داعش خراسان، فضای عملیاتی این گروه را در داخل افغانستان محدود کرده و به همین دلیل بخشی از فعالیتهای آن به مناطق مرزی پاکستان منتقل شده است. نویسنده همچنین مدعی است که حملات هوایی پاکستان به داخل افغانستان، در کنار ادعای مبارزه با تروریسم، بخشی از راهبرد اعمال فشار بر کابل بوده است.
این گزارش در ادامه به سیاست خارجی پاکستان نیز میپردازد و مینویسد که اسلامآباد در عرصه بینالمللی تلاش میکند خود را بهعنوان بازیگری میانجی و حامی ثبات منطقه معرفی کند؛ از جمله با ایفای نقش در تسهیل گفتوگوها میان ایران و ایالات متحده. با این حال، نویسنده معتقد است که این تصویر با عملکرد ادعایی نهادهای امنیتی پاکستان در قبال گروههای افراطی همخوانی ندارد و بازداشتهای محدود برخی اعضای داعش خراسان نیز بیشتر با هدف جلب حمایت و کمکهای بینالمللی انجام میشود.
در پایان، نویسنده با اشاره به سابقه چند دههای پاکستان در میزبانی یا حمایت از برخی گروههای مسلح، از دولتهای غربی میخواهد هرگونه کمک نظامی و اقتصادی به اسلامآباد را به اقدامات قابل راستیآزمایی علیه شبکههای داعش خراسان در خاک پاکستان مشروط کنند. به باور نویسنده، در صورت تداوم این روند، بیثباتی در جنوب آسیا میتواند پیامدهایی فراتر از منطقه داشته و امنیت بینالمللی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
مطلبی از اندیشکده میمری
