ساختار نظامی و نهاد سیاسی پنجابمحور پاکستان، از نخستین روزهای شکلگیری این کشور، عمدتاً از زاویه امنیتی و رقابتی به افغانستان نگریسته است. این دیدگاه همواره دو خواسته اساسی داشته است: نخست، وادار ساختن افغانستان به پذیرش خط فرضی دیورند بهعنوان مرز بینالمللی و دوم، تلاش برای نفوذ و کنترل بر سیاست خارجی افغانستان. اگر روند تاریخی تشکیل پاکستان بهگونهای بیطرفانه و علمی بررسی شود، روشن میشود که این پروژه زیر پوشش دین، بخشی از راهبردهای استعماری آن زمان بود؛ راهبردی که هدف آن تقسیم هند بزرگ، تجزیه جغرافیای تاریخی پشتونها، تضعیف اراده ملی بلوچها و ایجاد یک مرکز امنیتی راهبردی در منطقه بود. پشتونها و بلوچها، ملتهایی هستند که در طول قرنها تاریخ، رنج و سرنوشت مشترکی داشتهاند.
اگر امروز در اسلامآباد تفکر منطقی و راهبردی غالب شود، باید این واقعیت پذیرفته شود که افغانها برای دفاع از دین، استقلال و عزت ملی خود با چندین قدرت بزرگ جنگیدهاند، قربانیهای سنگینی دادهاند، اما هرگز اراده خود را تسلیم نکردهاند. از همین رو، این تصور که این ملت از طریق فشار، تهدید یا سیاستهای امنیتی، موضع تاریخی خود را تغییر خواهد داد، با واقعیتها سازگار نیست. در عین حال، نظم جهانی و منطقهای بهسرعت در حال دگرگونی است. معادلاتی که هنگام تشکیل پاکستان وجود داشت، امروز دیگر به همان شکل باقی نمانده است. پاکستان خود با بحرانهای عمیق اقتصادی، سیاسی و اجتماعی روبهرو است و بسیاری از نظریههای جدید منازعات نشان میدهد که میدان اصلی بحرانهای آینده، بیش از آنکه صرفاً خطوط مرزی باشد، در داخل کشورها خواهد بود.
ملت افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگری آگاه شده است. افغانها اکنون بهخوبی درک میکنند که در پشت بسیاری از منازعات منطقهای، چه اختلافات و مطالباتی نهفته است. روایتی که دههها با نام اسلام برای اهداف سیاسی به کار گرفته میشد، امروز تأثیر گذشته خود را از دست داده است. حقیقت این است که امروز منبر اخلاقی و معنوی اسلام در کابل قرار دارد، نه در جایی که دین به ابزار محاسبات ژرف راهبردی و پروژههای سیاسی تبدیل میشود. اسلام وسیله سلطه و نفوذ نیست، بلکه پیام عدالت، برادری و کرامت انسانی است.
هنوز دیر نشده است. عاقلانهترین انتخاب برای پاکستان این است که افغانستان را بهعنوان همسایهای مستقل، برابر و باعزت بپذیرد و روابط خود را بر پایه احترام متقابل، همکاریهای اقتصادی و منافع مشترک تنظیم کند. افغانستان در طول تاریخ به برکت همین ملت، یکپارچه باقی مانده است. با این حال، من بر این باورم که اگر واقعیتهای جدید منطقه درک نشود و سیاستها همچنان بر غرور، فشار و محاسبات کهنه استعماری استوار باشد، روند تحولات پیش از همه، همان ساختارهای قدیمی را با آزمونهای سخت روبهرو خواهد کرد. آینده منطقه نه از مسیر زور، بلکه از راه واقعبینی، احترام متقابل و درک سرنوشت مشترک تأمین خواهد شد.
عاطف مشعل سفیر پیشین افغانستان در پاکستان
