یک تحلیل منتشرشده از سوی شورای آتلانتیک به بررسی پیامدهای ژئوپلیتیک جنگ ایران پرداخته و چهار سناریوی محتمل برای آینده رقابت قدرتهای بزرگ، بهویژه آمریکا و چین، را ترسیم کرده است. این گزارش تأکید میکند که سرنوشت تنگه هرمز و نحوه تعامل واشنگتن و پکن، نقش تعیینکنندهای در شکلدهی به نظم آینده جهانی خواهد داشت.
در این تحلیل آمده است که با گذشت بیش از یک ماه از جنگ و در حالیکه آتشبس شکنندهای برقرار شده، ایران از بازگشایی محدود تنگه هرمز برای کشتیها خبر داده، اما آمریکا همچنان بر تداوم محاصره دریایی علیه تهران تأکید دارد. همزمان، مذاکرات برای پایان دادن به درگیری ادامه دارد، هرچند هنوز به نتیجه قطعی نرسیده است.
نویسندگان این گزارش (جفری کومینو و باری پاول) با طرح دو متغیر کلیدی – میزان تعهد نظامی آمریکا در خلیج فارس (محدود یا گسترده) و نوع رویکرد چین (منفعل یا فعال) – چهار سناریوی اصلی را ترسیم کردهاند. در کنار این دو عامل، وضعیت تنگه هرمز بهعنوان مهمترین متغیر تأثیرگذار معرفی شده است؛ گذرگاهی حیاتی که میتواند تعیین کند پیامدهای جنگ در سطح منطقهای باقی بماند یا به بحرانی جهانی تبدیل شود.
در سناریوی نخست، که محتملترین گزینه کوتاهمدت ارزیابی شده، آمریکا به اقدامات محدود نظامی بسنده میکند و چین نیز موضعی منفعل اما فرصتطلبانه اتخاذ میکند. در این وضعیت، آتشبس به صلحی ناتمام منجر میشود؛ ایران تضعیف میشود اما همچنان ظرفیت ایجاد تنش را حفظ میکند و چین از فرصت برای تقویت روابط اقتصادی با تهران بهره میبرد. در صورتیکه اختلال در تنگه هرمز محدود بماند، اثرات جنگ قابل مدیریت خواهد بود، اما تداوم اختلال میتواند فشار شدیدی بر بازارهای انرژی و انسجام ائتلافهای غربی وارد کند.
سناریوی دوم به حالتی اشاره دارد که در آن آمریکا همچنان رویکرد محدود را دنبال میکند، اما چین بهصورت فعال وارد صحنه میشود. در این وضعیت، پکن با ارائه حمایتهای اقتصادی، اطلاعاتی و دیپلماتیک از ایران، عملاً موازنه را تغییر میدهد. چنین روندی میتواند به تضعیف نفوذ آمریکا، شکاف در نظام تحریمها و تقویت محور چین، روسیه و ایران منجر شود.
در سناریوی سوم، آمریکا تصمیم به تشدید حضور نظامی و اجرای یک کارزار قاطع میگیرد، در حالیکه چین همچنان منفعل باقی میماند. در صورت موفقیت این رویکرد، واشنگتن میتواند برتری راهبردی خود را بازسازی کرده و ایران را به عقبنشینی وادار کند. با این حال، این سناریو هزینههای بالایی بهویژه در حوزه منابع نظامی و اقتصادی برای آمریکا در پی خواهد داشت و میتواند توان آن را در سایر جبههها، از جمله شرق آسیا، محدود کند.
سناریوی چهارم، که خطرناکترین حالت توصیف شده، زمانی رخ میدهد که هم آمریکا حضور نظامی گسترده داشته باشد و هم چین بهطور فعال در حمایت از ایران وارد عمل شود. در این صورت، رقابت میان دو قدرت بزرگ به مرحلهای آشکار و شبیه به جنگ سرد جدید وارد خواهد شد. تداوم اختلال در تنگه هرمز در چنین شرایطی میتواند اقتصاد جهانی را با شوکهای شدید انرژی و حتی رکود مواجه سازد و همزمان به شکلگیری یک ائتلاف گسترده میان چین، روسیه، ایران و دیگر بازیگران منجر شود.
این تحلیل در جمعبندی تأکید میکند که محتملترین مسیر در کوتاهمدت، صلحی ناپایدار و مبهم است؛ وضعیتی که نه به حل ریشهای اختلافات منجر شده و نه خطر تشدید تنشها را از میان برده است. به باور نویسندگان، همین ابهام میتواند زمینهساز گذار به سناریوهای پرخطرتر در صورت شکست مذاکرات باشد.
در نهایت، گزارش خاطرنشان میکند که جنگ اگرچه موقتاً متوقف شده، اما رقابت قدرتهای بزرگ همچنان ادامه دارد و آینده آن، به تصمیمات راهبردی بازیگران اصلی و تحولات میدانی وابسته خواهد بود.
