هوش مصنوعی چگونه قواعد جنگ مدرن را بازنویسی می‌کند؟

هوش مصنوعی چگونه قواعد جنگ مدرن را بازنویسی می‌کند؟

در حالی که ایالات متحده در جنگ با ایران دکترین «حداکثر کشندگی، نه حداقل‌گرایی حقوقی» را دنبال می‌کند، همزمان در حال اجرای نخستین آزمون گسترده از اکوسیستم نظامی مبتنی بر هوش مصنوعی خود است؛ آزمونی که می‌تواند تصویری کم‌سابقه از آینده جنگ‌ها ارائه دهد.

جنگ ۲۰۲۶ ایران به یکی از نخستین میدان‌های واقعی برای آزمایش یک ماشین جنگی یکپارچه با هوش مصنوعی تبدیل شده است. بر اساس اعلام ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده آمریکا، تا ۹ اپریل بیش از ۱۳ هزار هدف در چارچوب عملیات « خشم عظیم » مورد حمله قرار گرفته‌اند که هزار مورد آن تنها در روز نخست هدف قرار داده شده است. در پس این حجم از حملات، سیستمی قرار دارد که زمان تصمیم‌گیری برای هدف‌گیری را از چند روز به چند ثانیه کاهش داده و همین مسئله پرسش‌های جدی درباره سرعت، پاسخ‌گویی و هزینه‌های انسانی جنگ مطرح کرده است.

در مرکز این تحول، سیستم هوشمند میون  (MSS)قرار دارد؛ پلتفرمی که توسط شرکت پالانتیر تکنالوجیز توسعه یافته و از پروژه «Maven» پنتاگون در سال ۲۰۱۷ نشأت گرفته است. این سیستم با تحلیل تصاویر ماهواره‌ای، داده‌های راداری و ویدئویی، اهداف احتمالی را شناسایی کرده و به فرماندهان تصویری زنده و هماهنگ از میدان نبرد ارائه می‌دهد. الگوریتم‌های یادگیری ماشین در این سامانه، داده‌ها را دسته‌بندی کرده و برای هر هدف ضریب اطمینان تعیین می‌کنند، سپس گزینه‌های حمله، نوع تسلیحات و سناریوهای عملیاتی را پیشنهاد می‌دهند. در نهایت، یک افسر انسانی این پیشنهادها را بررسی کرده و درباره اجرای حمله تصمیم می‌گیرد.

کارکرد اصلی این سیستم، فشرده‌سازی «زنجیره کشتار» است؛ فرآیندی که از جمع‌آوری اطلاعات تا اجرای حمله را شامل می‌شود. این روند که پیش‌تر ممکن بود ساعت‌ها یا روزها طول بکشد، اکنون به چند ثانیه کاهش یافته است. در رزمایش « اسکارلت دراگون »، تنها ۲۰ سرباز توانستند با کمک این فناوری کاری معادل ۲ هزار نیروی نظامی در جنگ عراق انجام دهند. فرماندهان نظامی نیز تأیید کرده‌اند که تصمیم‌گیری‌ها اکنون با سرعتی انجام می‌شود که در برخی موارد «سریع‌تر از سرعت تفکر» توصیف شده است.

مطالب بیشتر:  چگونه امارت اسلامی گلیم داعش را از افغانستان برچید؟

با این حال، این شتاب بی‌سابقه نگرانی‌های عمیقی را به‌همراه داشته است. بر اساس گزارش‌ها، در جریان جنگ ۲۰۲۶ ایران بیش از ۱۷۰۰ غیرنظامی کشته شده‌اند که حدود ۱۵ درصد آن‌ها کودک بوده‌اند. یکی از مرگبارترین موارد، حمله به یک مکتب ابتدایی در میناب بود که ۱۷۵ کشته برجای گذاشت. بررسی رسانه‌هایی مانند بی بی سی و نیویورک تایمز نشان می‌دهد که این حمله احتمالاً ناشی از استفاده از اطلاعات قدیمی بوده است. این موضوع این پرسش را مطرح می‌کند که آیا سیستم‌هایی با چنین سرعتی، توانایی تشخیص خطاهای اطلاعاتی را دارند یا خیر.

در کنار این مسئله، پدیده «سوگیری اتوماسیون» نیز مطرح است؛ یعنی تمایل انسان‌ها به اعتماد بیش از حد به تصمیمات ماشین. در چنین شرایطی، نقش اپراتور انسانی ممکن است به تأییدکننده صرف تقلیل یابد، نه یک ناظر واقعی و منتقد. این وضعیت می‌تواند دقت و مسئولیت‌پذیری را تحت تأثیر قرار دهد، به‌ویژه زمانی که سرعت تصمیم‌گیری به‌عنوان یک مزیت استراتژیک در نظر گرفته می‌شود.

در سطح کلان، رقابت برای توسعه تسلیحات مبتنی بر هوش مصنوعی به سرعت در حال گسترش است. بودجه نظامی آمریکا برای سال ۲۰۲۶ میلیاردها دالر را به این حوزه اختصاص داده و در همین حال، کشورهایی مانند چین و روسیه نیز به‌طور جدی وارد این رقابت شده‌اند. در سطح بین‌المللی، نگرانی‌ها درباره نبود چارچوب‌های حقوقی و اخلاقی افزایش یافته است. قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۲۰۲۵ هشدار داده که استفاده از هوش مصنوعی در جنگ، چالش‌های جدی انسانی، حقوقی و امنیتی ایجاد می‌کند.

در نهایت، مسئله اصلی به آینده نقش انسان در جنگ بازمی‌گردد؛ اینکه آیا انسان همچنان کنترل واقعی بر ماشین‌های جنگی را حفظ خواهد کرد یا به تدریج به یک عنصر حاشیه‌ای در فرآیند تصمیم‌گیری تبدیل می‌شود. سرعت توسعه این فناوری‌ها به‌گونه‌ای است که قوانین و سازوکارهای نظارتی از آن عقب مانده‌اند؛ وضعیتی که می‌تواند پیامدهای عمیقی برای ماهیت جنگ و امنیت جهانی در سال‌های آینده به‌همراه داشته باشد.

مطالب بیشتر:  صلح بدون پذیرش مسئولیت؛ روایت ناقص خلیلزاد از بی‌ثباتی افغانستان

مطلبی از موسسه ویژن آو هیومنیتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *