در پی تشدید تنشها و جنگ میان ایران و اسرائیل، بخش انرژی رژیم صهیونیستی با یکی از جدیترین بحرانهای خود در سالهای اخیر مواجه شده است. گزارشهای منتشرشده در رسانههای عبری نشان میدهد که این جنگ نهتنها زیرساختهای انرژی اسرائیل را در معرض تهدید مستقیم قرار داده، بلکه پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی گستردهای نیز بهدنبال داشته است.
در جریان این درگیریها، سکوهای گازی لویاتان و کاریش بهدلیل نگرانی از حملات موشکی و پهپادی تعطیل شدند؛ اقدامی که میلیاردها دالر خسارت به اقتصاد اسرائیل وارد کرد. در این میان، تنها سکوی تمار به فعالیت خود ادامه داد و بهعنوان ستون اصلی تأمین انرژی داخلی عمل کرد. این سکوی گازی که توسط شرکت آمریکایی شورون اداره میشود، توانست در طول جنگ نیاز داخلی اسرائیل به گاز را بهطور کامل تأمین کند و از بروز قطعی گسترده برق جلوگیری نماید.
با این حال، ادامه فعالیت تمار نیز بدون چالش نبوده است. گزارشها حاکی از آن است که این سکو بارها در معرض تهدید مستقیم قرار گرفته و در مواردی، بهدلیل نزدیک شدن پهپادها یا احتمال حملات موشکی، عملیات آن بهصورت موقت متوقف شده است. وجود سیستمهای ایمنی پیشرفته باعث شده تا در چنین شرایطی، جریان گاز بهسرعت قطع و از وقوع انفجارهای احتمالی جلوگیری شود، اما این اقدامات نیز هزینههای عملیاتی را افزایش داده است.
از سوی دیگر، تعطیلی طولانیمدت دو سکوی دیگر، فشار قابل توجهی بر بازار انرژی اسرائیل وارد کرده است. بر اساس برآوردهای اقتصادی، این وضعیت تنها در چهار هفته حدود ۱.۵ میلیارد شِکِل خسارت به بازار وارد کرده و موجب افزایش ۲۲ درصدی هزینه برق شده است. همچنین، کاهش صادرات گاز به کشورهای همسایه، از جمله مصر و اردن، به از دست رفتن درآمدهای قابل توجهی برای دولت اسرائیل منجر شده است.
وابستگی مصر و اردن به گاز اسرائیل، این بحران را به یک مسئله منطقهای تبدیل کرده است. گزارشها نشان میدهد که این دو کشور در جریان جنگ، فشارهای قابل توجهی بر اسرائیل و ایالات متحده وارد کردهاند تا صادرات گاز از سر گرفته شود، زیرا اختلال در این روند میتواند به بحرانهای داخلی، از جمله قطعی برق و نارضایتیهای مردمی، دامن بزند.
در سطح راهبردی، این تحولات نشاندهنده آسیبپذیری بالای ساختار انرژی اسرائیل است. با توجه به اینکه حدود ۷۰ درصد برق این کشور از گاز طبیعی تأمین میشود، هدف قرار گرفتن سکوهای گازی میتواند بهسرعت فعالیتهای اقتصادی را مختل کند. همین مسئله، بخش انرژی را به یکی از اهداف اصلی در معادلات نظامی تبدیل کرده است.
در همین حال، دستگاه امنیتی اسرائیل با یک دوگانگی پیچیده مواجه شده است؛ از یکسو حفظ امنیت سکوها و جلوگیری از خسارات گسترده اهمیت دارد و از سوی دیگر، تعطیلی این تأسیسات میتواند به بحران فوری در تأمین انرژی منجر شود. این وضعیت باعث شده تصمیمگیریها در مورد ادامه فعالیت یا توقف سکوها گاه بدون شفافیت کامل و معیارهای مشخص انجام شود.
در کنار چالشهای امنیتی، مشکلات لجستیکی و نیروی انسانی نیز به بحران دامن زده است. بسیاری از پیمانکاران خارجی بهدلیل نگرانیهای امنیتی تمایلی به حضور در اسرائیل نداشتهاند و متقاعد کردن آنها برای ادامه فعالیت نیازمند هزینه و تلاش زیادی بوده است.
از منظر اقتصادی، یکی از پیامدهای مهم این بحران، کاهش اعتماد سرمایهگذاران خارجی به بخش انرژی اسرائیل است. تعطیلی مکرر سکوها و نبود ثبات در سیاستگذاری، سیگنالهایی از ریسک بالا به بازار ارسال کرده و میتواند جذب سرمایهگذاریهای جدید را با مشکل مواجه کند.
در همین راستا، موضوع پرداخت غرامت به شرکتهای فعال در این حوزه نیز به یک چالش حقوقی تبدیل شده است. شرکتهای گازی خواستار جبران خسارات ناشی از تعطیلیها هستند، اما هنوز تصمیم نهایی در این زمینه اتخاذ نشده است.
در مجموع، جنگ اخیر نشان داد که اگرچه اسرائیل توانسته با تکیه بر سکوی تمار از فروپاشی کامل شبکه انرژی خود جلوگیری کند، اما وابستگی شدید به زیرساختهای محدود و آسیبپذیر، این کشور را در برابر بحرانهای آینده با چالشهای جدی مواجه خواهد کرد. این وضعیت نهتنها بر امنیت انرژی، بلکه بر جایگاه اقتصادی و منطقهای اسرائیل نیز تأثیرات بلندمدتی بر جای خواهد گذاشت.
