روابط افغانستان و پاکستان در سالهای اخیر بار دیگر وارد مرحلهای پرتنش شده است. حملات هوایی و درگیریهای مرزی، بهویژه در سال ۲۰۲۶، نشان دادهاند که اختلافات امنیتی میان دو کشور از سطح مناقشه سیاسی فراتر رفته و به رویارویی نظامی کشیده شده است. در تازهترین مورد، پاکستان در ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶ مناطقی در شرق افغانستان را هدف حملات هوایی قرار داد و در ۲۴ سپتامبر نیز از حمله به ۱۰ نقطه در افغانستان خبر داد. مقامهای افغانستان از جان باختن غیرنظامیان خبر دادهاند و سازمان ملل نیز تلفات غیرنظامی را تأیید کرده است.
ریشههای اصلی تنش
یکی از مهمترین عوامل تشدید روابط، مسئله فعالیت گروه تحریک طالبان پاکستان (TTP) است. اسلامآباد مدعی است که برخی حملات علیه پاکستان از خاک افغانستان سازماندهی یا پشتیبانی میشوند و حکومت افغانستان را به جلوگیری نکردن از فعالیت این گروهها متهم میکند. در مقابل، امارت اسلامی افغانستان این اتهامات را رد کرده و تأکید دارد که دولت پاکستان در امور امنیتی و اقتصادی خود ناکام مانده است و با حملات خود در افغانستان به دنبال انحراف افکار عمومی مردم پاکستان بوده است. لذا امارت اسلامی تاکید دارد که مسائل امنیتی داخلی پاکستان نباید بهانهای برای حمله نظامی به خاک افغانستان قرار گیرد.
از این منظر، اختلاف کنونی صرفاً یک اختلاف مرزی نیست؛ بلکه حاصل مجموعهای از بیاعتمادیهای تاریخی، اختلافات امنیتی، مسئله خط دیورند، حضور گروههای مسلح و نبود سازوکار مؤثر و پایدار برای حل اختلافات است.
ابعاد حقوقی حملات
مهمترین مسئله درباره حملات پاکستان، مشروعیت استفاده از زور در قلمرو یک کشور دیگر است. کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل در مارچ ۲۰۲۶ اعلام کردند که اصل منع استفاده از زور در منشور ملل متحد باید رعایت شود و صرف ادعای وجود گروههای مسلح در خاک کشور دیگر، بهتنهایی نمیتواند مبنای کافی برای عملیات نظامی فرامرزی باشد. آنان همچنین بر ضرورت رعایت حقوق بشردوستانه بینالمللی و حفاظت از غیرنظامیان تأکید کردند .
بنابراین، ارزیابی حقوقی هر حمله باید بر اساس شواهد مربوط به هدف، ضرورت، تناسب و میزان رعایت قواعد حمایت از غیرنظامیان انجام شود. اما ادعای مقابله با تروریسم، بهخودیخود مجوز نامحدود برای استفاده از نیروی نظامی در قلمرو کشور دیگر ایجاد نمیکند.
پیامدهای انسانی
یکی از جدیترین پیامدهای حملات پاکستان بر افغانستان، آسیب به غیرنظامیان است. گزارش سازمان ملل درباره سه ماه نخست ۲۰۲۶ بیش از ۷۵۰ مورد تلفات غیرنظامی در افغانستان در نتیجه خشونتهای فرامرزی خبر داده است. همچنین در حمله ۲۱ سپتامبر، یوناما کشتهشدن یک مرد، یک زن و یک دختر را تأیید کرد. این وضعیت علاوه بر خسارت جانی، موجب آوارگی، آسیب به خانهها و زیرساختهای غیرنظامی، اختلال در تجارت و افزایش فشارهای اقتصادی و اجتماعی بر مردم مناطق مرزی میشود. کارشناسان سازمان ملل نیز در مارچ ۲۰۲۶ از آوارگی بیش از ۱۱۵ هزار نفر در نتیجه درگیریها خبر داده بودند.
پیامدهای سیاسی و منطقهای
تداوم حملات، اعتماد میان دو کشور را بیشتر تضعیف میکند و امکان همکاری در زمینه مبارزه با تروریسم، تجارت و مدیریت مرزها را کاهش میدهد. از سوی دیگر، تشدید درگیری افغانستان و پاکستان میتواند کشورهای منطقه، بهویژه چین و کشورهای آسیای مرکزی را نیز با پیامدهای امنیتی و اقتصادی مواجه سازد. راهحل پایدار، در گرو ایجاد سازوکار مستقیم برای تبادل اطلاعات امنیتی، مذاکرات سیاسی، کنترل مؤثر مرزها و حل اختلافات از مسیر دیپلماسی است؛ نه تبدیل هر حادثه امنیتی به حمله نظامی.
نتیجهگیری
بررسی مجموعه تحولات نشان میدهد که نگرانیهای امنیتی پاکستان درباره حملات گروههای مسلح قابل بررسی است، اما این نگرانیها نمیتواند مسئله حاکمیت و تمامیت ارضی افغانستان و ضرورت حفاظت از غیرنظامیان را نادیده بگیرد. حملات فرامرزی، بهویژه هنگامی که به تلفات غیرنظامی منجر شوند، از منظر حقوق بینالملل و اصول همزیستی مسالمتآمیز با پرسشهای جدی روبهرو هستند. شواهد و مواضع نهادهای سازمان ملل درباره تلفات غیرنظامی و ضرورت رعایت منع استفاده از زور، مبنای مهمی برای محکومیت سیاسی و حقوقی حملات علیه خاک افغانستان و مطالبه توقف چنین اقدامات نظامی فراهم میکند. بدین جهت، انتظار میرود که جهان و منطقه نسبت به حملات پاکستان درخاک افغانستان سکوت نمایند.
راهحل اساسی، پاسخگویی به نگرانیهای امنیتی از طریق مذاکره، سازوکارهای مشترک و حقوق بینالملل است؛ زیرا تداوم منطق حمله در برابر حملنهتنها اختلاف افغانستان و پاکستان را حل نمیکند، بلکه خطر تبدیل یک بحران دوجانبه به بحران گستردهتر منطقهای را افزایش میدهد.
