جاه‌طلبی ابوظبی در سایه جنگ؛ آیا امارات می‌تواند به‌تنهایی قدرت منطقه‌ای شود؟

جاه‌طلبی ابوظبی در سایه جنگ؛ آیا امارات می‌تواند به‌تنهایی قدرت منطقه‌ای شود؟

در یادداشتی که «اندرو لبر»، استاد علوم سیاسی دانشگاه تولین آمریکا، برای نشریه فارن افرز منتشر کرده، آینده راهبردی امارات متحده عربی در بحبوحه جنگ ایران و اسرائیل و تحولات ژئوپلیتیکی خاورمیانه مورد بررسی قرار گرفته است. نویسنده معتقد است که ابوظبی طی سال‌های اخیر تلاش کرده خود را از یک بازیگر کوچک خلیج فارس به قدرتی مستقل و تأثیرگذار در سطح منطقه و جهان تبدیل کند؛ راهبردی که بر ترکیبی از قدرت اقتصادی، نفوذ سیاسی، مداخله‌های امنیتی و روابط نزدیک با ایالات متحده و اسرائیل استوار بوده است.
به باور نویسنده، جنگ اخیر با ایران نقطه عطفی در سیاست خارجی امارات محسوب می‌شود. امارات که پیش‌تر تصور می‌کرد می‌تواند درگیری‌های منطقه‌ای را در خارج از مرزهای خود مهار کند، اکنون خود را در معرض مستقیم تهدیدات امنیتی می‌بیند. حملات پهپادی و موشکی گسترده ایران به زیرساخت‌های اقتصادی، فرودگاه‌ها، مراکز داده و برخی تأسیسات نظامی در امارات، این تصور را به چالش کشیده که ثبات و امنیت داخلی این کشور همواره از تحولات منطقه مصون خواهد ماند.
لبر می‌نویسد که رهبران امارات به جای تغییر مسیر راهبردی، تصمیم گرفته‌اند عناصر اصلی سیاست پیشین خود را تقویت کنند. در این چارچوب، ابوظبی بیش از گذشته بر همکاری امنیتی با اسرائیل تکیه کرده و روابط خود با واشنگتن را نیز گسترش داده است. به اعتقاد مقامات اماراتی، اسرائیل نه‌تنها یک شریک سیاسی بلکه یک شریک امنیتی حیاتی است که می‌تواند در برابر تهدیدات منطقه‌ای نقش بازدارنده ایفا کند. تجهیز امارات به سامانه‌های دفاعی و همکاری‌های اطلاعاتی میان دو طرف، این پیوند را بیش از گذشته مستحکم کرده است.
در همین حال، نویسنده به افزایش فاصله میان امارات و سایر کشورهای عربی، به‌ویژه عربستان سعودی، اشاره می‌کند. در حالی که ریاض از مسیر گفت‌وگو و تنش‌زدایی با ایران حمایت می‌کند، ابوظبی رویکردی سخت‌گیرانه‌تر در قبال تهران اتخاذ کرده است. انتقادهای مقامات اماراتی از اتحادیه عرب، شورای همکاری خلیج فارس و حتی برخی دولت‌های عربی به دلیل آنچه «انفعال در برابر ایران» می‌خوانند، نشانه‌ای از شکاف رو به گسترش در میان کشورهای عربی است.
نویسنده همچنین یادآور می‌شود که امارات طی سال‌های گذشته در پرونده‌های مختلف منطقه‌ای از جمله لیبی، یمن، سودان و شاخ آفریقا نقش فعالی ایفا کرده است. ابوظبی این مداخلات را بخشی از راهبرد حفظ ثبات منطقه و مقابله با جریان‌های اسلام‌گرا معرفی می‌کند؛ اما منتقدان معتقدند این سیاست‌ها اغلب در راستای توسعه نفوذ سیاسی و اقتصادی امارات دنبال شده است. حمایت از نیروهای واکنش سریع در سودان، سرمایه‌گذاری‌های گسترده در بنادر آفریقا و تلاش برای کنترل مسیرهای تجاری از جمله نمونه‌هایی است که نویسنده به آن‌ها اشاره می‌کند.
به باور لبر، اگرچه ذخایر عظیم مالی و صندوق‌های ثروت ملی امارات تاکنون امکان عبور از فشارهای سیاسی و انتقادهای بین‌المللی را فراهم کرده‌اند، اما تداوم جنگ و ناامنی منطقه‌ای می‌تواند مزیت اصلی این کشور یعنی تصویر «جزیره ثبات و امنیت» را تضعیف کند. کاهش جذابیت دبی و ابوظبی برای سرمایه‌گذاران خارجی، اختلال در تجارت دریایی و افزایش هزینه‌های امنیتی از جمله پیامدهایی است که می‌تواند موقعیت اقتصادی امارات را تحت تأثیر قرار دهد.
این تحلیلگر آمریکایی هشدار می‌دهد که راهبرد کنونی ابوظبی ممکن است در کوتاه‌مدت امنیت بیشتری برای این کشور ایجاد کند، اما در بلندمدت خطر وابستگی بیش از حد به آمریکا و اسرائیل را به همراه دارد. به گفته او، امارات در تلاش برای دستیابی به «خودمختاری راهبردی» ممکن است عملاً به تصمیمات سیاسی واشنگتن و تل‌آویو وابسته‌تر شود. در چنین شرایطی، کاهش همکاری با همسایگان عرب و فاصله گرفتن از سازوکارهای منطقه‌ای می‌تواند قدرت مانور امارات را محدود کند.
در بخش پایانی، نویسنده دو سناریوی محتمل را ترسیم می‌کند. نخست، تشدید دوباره جنگ و حرکت امارات به سمت همکاری نظامی آشکارتر با اسرائیل علیه ایران؛ و دوم، دستیابی تهران و واشنگتن به توافقی جدید که در آن صورت ابوظبی ناچار خواهد شد روابط خود را با کشورهای عربی بازسازی کرده و برای سرمایه‌گذاری در بازار ایران نیز رقابت کند. با این حال، لبر معتقد است تا زمانی که وضعیت منطقه میان جنگ و صلح معلق باقی بماند، امارات همچنان بر نزدیکی بیشتر به اسرائیل و جلب حمایت آمریکا تمرکز خواهد کرد.
جمع‌بندی نویسنده این است که آینده جایگاه بین‌المللی امارات بیش از هر چیز به توانایی این کشور در حفظ همکاری‌های منطقه‌ای بستگی دارد. از نگاه او، نفوذ پایدار و قدرت واقعی ابوظبی نه از طریق فاصله گرفتن از همسایگان، بلکه از مسیر همکاری و همگرایی منطقه‌ای حاصل خواهد شد. در غیر این صورت، رؤیای «استقلال راهبردی» امارات ممکن است به وابستگی بیشتر به قدرت‌های خارجی منجر شود.

مطالب بیشتر:  اروپا در مسیر به‌رسمیت‌شناختن فلسطین؛ آیا منازعه چندین‌ساله پایان می‌یابد؟

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *