رسانه بریتانیایی Parrhesia News در گزارش تحقیقی خود مدعی شده است که شماری از نیروهای پیشین ارتش و نیروهای امنیتی افغانستان که پس از سقوط جمهوریت در سال ۲۰۲۱ این کشور را ترک کردهاند، اکنون در قالب گروههای مسلح همسو با ساختار امنیتی پاکستان در ایالت بلوچستان فعالیت میکنند. این گزارش که توسط عادل راجا، افسر پیشین ارتش پاکستان، و شاهد قاضی، روزنامهنگار حوزه افغانستان و پاکستان، تهیه شده، بر پایه ویدئوهای تأییدشده و اطلاعات منابع محلی در بلوچستان تنظیم شده است.
بر اساس این گزارش، افراد حاضر در تصاویر و ویدئوهای بررسیشده از سوی منابع متعدد بهعنوان اعضای سابق نیروهای امنیتی افغانستان شناسایی شدهاند. نویسندگان مدعیاند این افراد پس از فروپاشی جمهوریت، به پاکستان رفته و اکنون در کنار گروه های محلی مورد حمایت ساختار امنیتی پاکستان فعالیت میکنند. به گفته منابع این رسانه، وظیفه این نیروها پشتیبانی از عملیات ضدشورش، جمعآوری اطلاعات، حفظ کنترل برخی مناطق و مقابله با گروههای جداییطلب بلوچ است.
در گزارش آمده است که استفاده از گروه های محلی و نیروهای نیابتی در بلوچستان سیاست تازهای نیست و پاکستان طی چند دهه گذشته برای کنترل این ایالت همواره از شبکهای متشکل از شبهنظامیان محلی، نیروهای قبیلهای و گروههای مسلح همسو استفاده کرده است. به نوشته این رسانه، آنچه اکنون تغییر کرده، ترکیب نیروی انسانی این شبکههاست؛ بهگونهای که بخشی از نیروهای پیشین ارتش افغانستان به این ساختار افزوده شدهاند.
این گزارش دلیل احتمالی جذب نظامیان سابق افغانستان را شرایط ایجادشده پس از سقوط کابل میداند. نویسندگان میگویند فروپاشی جمهوریت، دهها هزار نظامی آموزشدیده را بدون شغل، درآمد و حمایت رها کرد. بسیاری از این افراد سالها در کنار نیروهای ناتو خدمت کرده بودند و پس از سال ۲۰۲۱ با مشکلات معیشتی و امنیتی روبهرو شدند. از نگاه نویسندگان، چنین شرایطی زمینه را برای جذب آنان از سوی بازیگران مختلف فراهم کرده است.
در ادامه گزارش آمده است که بهکارگیری این نیروها برای پاکستان مزایایی از جمله تجربه رزمی، آشنایی با جنگهای مرزی، نیاز اندک به آموزش مجدد و تقویت نیروهای نیابتی بدون افزایش رسمی شمار نیروهای ارتش را به همراه دارد. نویسندگان همچنین این موضوع را نشانهای از فشار فزاینده بر ارتش پاکستان ارزیابی کردهاند؛ ارتشی که به ادعای گزارش، همزمان درگیر مقابله با ناامنیهای داخلی، مدیریت مرزها، مبارزه با گروههای مسلح و سایر مأموریتهای امنیتی است.
در بخش دیگری از این گزارش تأکید شده است که انگیزه اصلی بسیاری از این نظامیان سابق، مسائل مالی و تأمین معیشت است، نه باورهای ایدئولوژیک. منابع مورد استناد رسانه مدعیاند این افراد خود را «مزدور» به معنای دریافتکننده دستمزد برای انجام مأموریتهای امنیتی میدانند و علاقهای به مشارکت در هرگونه عملیات نظامی علیه افغانستان ندارند. به نوشته گزارش، اگر این ارزیابی درست باشد، اسلامآباد ممکن است بتواند از توان نظامی این افراد برای اهداف داخلی استفاده کند، اما الزاماً قادر به جلب وفاداری سیاسی آنان نخواهد بود.
این رسانه همچنین مدعی شده است که جذب نیروهای سابق افغانستان میتواند بخشی از راهبرد بلندمدت پاکستان برای حفظ نفوذ در تحولات افغانستان باشد. در گزارش آمده است که ساختار امنیتی پاکستان طی دهههای گذشته همواره تلاش کرده از طریق ارتباط با بازیگران مختلف افغان، اهرمهای نفوذ خود را حفظ کند و جذب نظامیان پیشین نیز ممکن است در همین چارچوب قابل ارزیابی باشد.
در بخش پایانی گزارش، نویسندگان مسئولیت جامعه جهانی را نیز مورد توجه قرار داده و نوشته اند که کشورهای غربی طی دو دهه میلیاردها دالر برای آموزش و تجهیز نیروهای امنیتی افغانستان هزینه کردند، اما پس از سقوط کابل، هزاران نظامی را بدون برنامه حمایتی، اسکان یا اشتغال رها کردند. به باور نویسندگان، این خلأ باعث شد بخشی از این نیروهای آموزشدیده به بازار جنگهای نیابتی و شبکههای مسلح جذب شوند.
این گزارش در پایان مجموعهای از پرسشها را مطرح میکند؛ از جمله اینکه چه نهادی مسئول جذب این نیروها بوده، منابع مالی آنها از کجا تأمین میشود، این افراد با چه وضعیت حقوقی در پاکستان حضور دارند و دامنه این روند تا چه اندازه گسترده است. نویسندگان معتقدند این تحولات میتواند نشانه گسترش استفاده از نیروهای نیابتی در منازعات جنوب آسیا باشد.
