با ازسرگیری درگیریهای نظامی میان ایران و آمریکا، بار دیگر نقش پاکستان بهعنوان یکی از میانجیهای اصلی این بحران زیر ذرهبین قرار گرفته است. در حالی که اسلامآباد همچنان بر ضرورت گفتوگو و دیپلماسی تأکید میکند، بسیاری از تحلیلگران معتقدند پاکستان ابزار و نفوذ کافی برای متوقف کردن روند فزاینده تنشها را در اختیار ندارد. الجزیره در گزارشی به بررسی جایگاه پاکستان در این بحران، فرصتها و محدودیتهای میانجیگری این کشور پرداخته است.
پاکستان در ماه جون نقش مهمی در شکلگیری تفاهمنامه میان ایران و آمریکا ایفا کرد؛ توافقی که با هدف تمدید آتشبس و فراهم کردن زمینه مذاکرات بلندمدت به امضای طرفین رسید. این تفاهمنامه با میانجیگری اسلامآباد و مشارکت قطر شکل گرفت و نخستوزیر پاکستان، شهباز شریف، نیز بهعنوان یکی از میانجیها آن را امضا کرد. در آن زمان این توافق بهعنوان یکی از مهمترین دستاوردهای دیپلماتیک پاکستان در سالهای اخیر معرفی شد.
اما کمتر از یک ماه بعد، درگیریها دوباره از سر گرفته شد. حملات جدید آمریکا به اهدافی در ایران و پاسخ موشکی و پهپادی تهران به پایگاهها و منافع آمریکا در منطقه، عملاً توافق ماه جونرا با چالش جدی روبهرو کرد. وزارت خارجه پاکستان نیز طی چند روز گذشته با انتشار چندین بیانیه، نسبت به تشدید تنشها ابراز نگرانی کرده و از همه طرفها خواسته است اختلافات را از طریق گفتوگو حلوفصل کنند.
در همین حال، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، اعلام کرده است که میانجیهایی مانند پاکستان، قطر و عمان همچنان در حال رایزنی برای کاهش تنشها هستند. با این حال، او تأکید کرده که ایران تا زمانی که آمریکا به تعهدات خود پایبند نباشد، اقدامات متقابل خود را ادامه خواهد داد.
در روزهای اخیر، اسحاق دار، معاون نخستوزیر و وزیر امور خارجه پاکستان، در تماس تلفنی با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، بار دیگر بر این نکته تأکید کرده که تنها راهحل بحران، دیپلماسی و مذاکره است. همچنین شهباز شریف نیز در گفتوگو با مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، هشدار داده که دستاوردهای بهدستآمده برای برقراری صلح در معرض خطر قرار گرفته است.
با وجود این تحرکات دیپلماتیک، بسیاری از کارشناسان معتقدند اکنون مهمترین پرسش این است که آیا پاکستان یا دیگر میانجیها قادر خواهند بود واشنگتن و تهران را بار دیگر به میز مذاکره بازگردانند یا خیر.
به باور تحلیلگران، این نخستین بار نیست که توافق میان ایران و آمریکا فرو میپاشد. از زمان امضای آتشبس اولیه در ماه آپریل تاکنون، چندین بار مذاکرات متوقف شده و تنشها افزایش یافته است. اختلاف بر سر کنترل تنگه هرمز، حملات دریایی و اقدامات متقابل نظامی باعث شده اعتماد میان دو طرف بیش از گذشته آسیب ببیند.
در دور جدید درگیریها، حملات آمریکا به چندین استان ایران، خسارات انسانی و زیرساختی بر جای گذاشته است. ایران نیز آمریکا را به نقض بخش عمدهای از تفاهمنامه متهم کرده و اعلام کرده است که واشنگتن ظرف کمتر از یک ماه تقریباً همه تعهدات خود را زیر پا گذاشته است.
جواد حیراننیا، پژوهشگر مسائل خلیج فارس در تهران، معتقد است تفاهمنامه ماه جون اساساً برای حل ریشهای اختلافات طراحی نشده بود، بلکه تنها با هدف توقف موقت درگیریها و بازگشایی مسیر کشتیرانی در تنگه هرمز تدوین شده بود. به گفته او، مسئله اصلی همچنان پابرجاست؛ زیرا ایران کنترل تنگه هرمز را یک دارایی راهبردی و ابزار بازدارندگی میداند و حاضر نیست بهسادگی از آن صرفنظر کند.
وی تأکید میکند که میانجیها، از جمله پاکستان، فاقد ابزار لازم برای تحمیل توافق به طرفین هستند و تا زمانی که موازنه قدرت میان ایران و آمریکا تغییر نکند، احتمال موفقیت مذاکرات چندان بالا نیست.
دانیا پافر، مدیر «انجمن بینالمللی خلیج فارس» در دوحه، نیز بر این باور است که پاکستان در شرایط دشواری قرار گرفته است؛ زیرا هم به ایران و هم به آمریکا وابستگیهای سیاسی و اقتصادی دارد. از نگاه او، در شرایطی که هر دو طرف وارد مرحله تشدید تنش شدهاند، اسلامآباد عملاً فضای مانور محدودی برای کاهش بحران در اختیار دارد.
در مقابل، قمر چیما، رئیس مؤسسه سنوبر در اسلامآباد، دیدگاه متفاوتی ارائه میدهد. او معتقد است پاکستان هنوز از کانالهای مؤثر ارتباطی با هر دو طرف برخوردار است. به گفته وی، اظهارات اخیر جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، که از نقش فرمانده ارتش پاکستان، عاصم منیر، در روند مذاکرات قدردانی کرده بود، نشان میدهد اسلامآباد همچنان از اعتماد هر دو طرف برخوردار است. به اعتقاد او، همین اعتماد بزرگترین ابزار پاکستان در نقش میانجی است.
با این حال، الجزیره یادآور میشود که پاکستان تنها میانجی این بحران نیست. عمان و قطر نیز همچنان تلاش میکنند مذاکرات را زنده نگه دارند. برخی کارشناسان معتقدند موضوع تنگه هرمز بیش از آنکه در دستور کار پاکستان باشد، به گفتوگوهای مستقیم ایران و عمان مربوط میشود و تهران نیز ترجیح میدهد این پرونده از مذاکرات گستردهتر با میانجیگری پاکستان جدا بماند.
در همین حال، حملات اخیر ایران به قطر نیز نگرانیهایی درباره آینده نقش دوحه در روند میانجیگری ایجاد کرده است؛ هرچند مقامهای قطری تاکنون اعلام کردهاند که همچنان به تلاشهای دیپلماتیک ادامه خواهند داد.
گزارش الجزیره همچنین به اختلاف اصلی تهران و واشنگتن اشاره میکند؛ اختلافی که همچنان حلنشده باقی مانده است. ایران معتقد است بر اساس تفاهمنامه، اختیار مدیریت عبور کشتیها در تنگه هرمز را در دست دارد، اما آمریکا این برداشت را نمیپذیرد. در مقابل، واشنگتن نیز با ازسرگیری محاصره دریایی کشتیهای ایرانی و اعمال محدودیتهای جدید، فشارها را افزایش داده است.
در پایان، کارشناسان معتقدند آینده این بحران بیش از هر چیز به تصمیم تهران و واشنگتن بستگی دارد. اگرچه میانجیهایی مانند پاکستان، قطر و عمان همچنان کانالهای ارتباطی را باز نگه داشتهاند، اما تا زمانی که دو طرف حاضر به عقبنشینی از مواضع خود نشوند، احتمال بازگشت سریع به مذاکرات پایین خواهد بود. با این حال، حفظ این کانالهای دیپلماتیک میتواند در آینده زمینه را برای ازسرگیری گفتوگوها فراهم کند؛ چراکه هیچیک از طرفها تاکنون بهطور رسمی تفاهمنامه ماه جونرا لغو نکردهاند و هنوز روزنهای برای بازگشت به مسیر دیپلماسی باقی مانده است.
مطلبی از الجزیره
