روزنامه نیویورکتایمز در یک یادداشت تحلیلی به قلم توماس بی. ادسال گزارش داده است که دامنه خسارات واردشده توسط دونالد ترامپ به ایالات متحده و حتی جهان، آنقدر گسترده و چندلایه است که بهسختی میتوان آن را بهطور کامل درک کرد. بهنوشته این روزنامه، این آسیبها از تضعیف نهادهای عمومی و خصوصی گرفته تا خدشهدار شدن سنتها و هنجارهای دموکراتیک، نظام حقوقی، دانشگاهها و حتی اعتماد عمومی به علم و واکسنها را در بر میگیرد.
در این گزارش به نمونهای مشخص اشاره شده است: لغو ناگهانی بودجه مؤسسه ملی سلامت آمریکا (NIH) در سال ۲۰۲۵ که باعث توقف یک آزمایش بالینی برای بیماران مبتلا به سرطان شد. بهگفته مدیر یک نهاد حمایتی بیماران، یکی از این بیماران که امید داشت از طریق این آزمایش عمر بیشتری بهدست آورد، بدون دریافت درمان جان باخت. نیویورکتایمز این نمونه را نمادی از پیامدهای انسانی تصمیمات سیاستی دولت ترامپ دانسته است.
این تحلیل همچنین به پیامدهای گستردهتر اقتصادی و انسانی اشاره میکند. بر اساس یک مطالعه منتشرشده در مجله «لنست»، کاهش بودجه کمکهای خارجی آمریکا (USAID) میتواند در سال ۲۰۲۵ به مرگ بیش از ۱.۷ میلیون نفر در سراسر جهان منجر شود و در صورت تداوم این روند، تا سال ۲۰۳۰ میلیونها مرگ دیگر نیز ثبت خواهد شد. در همین حال، گزارش کمیته قضایی مجلس نمایندگان آمریکا نشان میدهد که عفوهای صادرشده توسط ترامپ، قربانیان جرایم مالی را از دریافت بیش از ۱.۳ میلیارد دالر غرامت محروم کرده است.
نیویورکتایمز همچنین به سیاستهای زیستمحیطی دولت ترامپ پرداخته و نوشته است که تلاش برای لغو یا تضعیف دهها مقرره زیستمحیطی میتواند جان دهها هزار نفر را به خطر بیندازد. در کنار آن، کاهش حمایت از تحقیقات علمی و پزشکی، لغو صدها پروژه تحقیقاتی و تضعیف اعتماد به واکسنها، از دیگر مواردی است که در این گزارش بهعنوان عوامل افزایش بیماریها و بحرانهای بهداشتی ذکر شدهاند.
در حوزه سیاست خارجی، این گزارش تأکید میکند که اقدامات ترامپ، از جمله تهدید به خروج از ناتو و اعمال تعرفههای تجاری، موجب تضعیف روابط آمریکا با متحدان سنتیاش شده است. نظرسنجیها نشان میدهد که در برخی کشورهای اروپایی، آمریکا بیش از چین بهعنوان تهدید تلقی میشود. بهنوشته این تحلیل، این روند بیانگر کاهش «قدرت نرم» آمریکا در سطح جهانی است.
از منظر داخلی، کارشناسان متعددی که در این گزارش به آنها استناد شده، معتقدند ترامپ شکافهای عمیقی در جامعه آمریکا ایجاد کرده است؛ شکاف میان ایالتها، طبقات اجتماعی، مهاجران و نخبگان. همچنین گفته میشود که کاهش جذابیت کار در دولت فدرال و تضعیف ساختارهای اداری، از پیامدهای بلندمدت این دوره خواهد بود.
برخی تحلیلگران، از جمله مایکل بیلی، استاد علوم سیاسی دانشگاه جورجتاون، ترامپ را «بهسادگی بدترین رئیسجمهور تاریخ آمریکا» توصیف کردهاند و تأکید دارند که فساد و آسیبهای واردشده به نهادهای آمریکایی در این دوره، بیسابقه بوده است. در عین حال، برخی دیگر او را در زمره تأثیرگذارترین رؤسای جمهور میدانند، اما با این تأکید که این تأثیرگذاری عمدتاً منفی بوده است.
این گزارش در پایان به مسئله هنجارهای دموکراتیک میپردازد و هشدار میدهد که شاید مهمترین میراث ترامپ، تضعیف همین هنجارها باشد. به باور کارشناسان، نقض مکرر قوانین و بیتوجهی به اصول نانوشته دموکراسی، این پیام را به سیاستمداران آینده منتقل کرده که میتوان بدون پرداخت هزینه جدی، از این قواعد عبور کرد. در نتیجه، حتی اگر برخی سیاستها در آینده اصلاح شوند، بازسازی اعتماد عمومی به دولت و نهادهای دموکراتیک، سالها زمان خواهد برد.
