جنگ ایران، بحران اقتصادی و فرسایش مشروعیت؛ آیا ترامپ به نامحبوب‌ترین رئیس‌جمهور تاریخ امریکا تبدیل می‌شود؟

جنگ ایران، بحران اقتصادی و فرسایش مشروعیت؛ آیا ترامپ به نامحبوب‌ترین رئیس‌جمهور تاریخ امریکا تبدیل می‌شود؟

در حالی‌که کاخ سفید تلاش می‌کند جنگ با ایران را نشانه‌ای از «قدرت و رهبری» دونالد ترامپ معرفی کند، تازه‌ترین نظرسنجی‌ها و تحلیل‌های رسانه‌های امریکایی تصویری کاملاً متفاوت ارائه می‌دهند؛ تصویری از رئیس‌جمهوری که هم‌زمان با گسترش بحران خارجی، در داخل امریکا نیز با سقوط شدید محبوبیت، افزایش نارضایتی عمومی و تردید فزاینده نسبت به توانایی‌اش در اداره کشور روبه‌رو شده است.

براساس داده‌های منتشرشده از سوی سی‌ان‌ان، میانگین محبوبیت ترامپ اکنون به حدود ۳۵ درصد رسیده؛ عددی که او را در کنار جورج دبلیو بوش، در زمره نامحبوب‌ترین رؤسای جمهور تاریخ معاصر امریکا قرار می‌دهد. این کاهش محبوبیت تنها یک افت مقطعی نیست، بلکه نشانه‌ای از شکاف عمیق میان روایت‌های کاخ سفید و واقعیت زندگی روزمره شهروندان امریکایی است.

ترامپ ماه‌هاست که از «پیروزی نزدیک»، «نابودی ارتش ایران» و «پایان قریب‌الوقوع جنگ» سخن می‌گوید، اما در عمل، نه‌تنها جنگ پایان نیافته، بلکه تبعات آن به شکل مستقیم وارد زندگی مردم امریکا شده است. افزایش بهای انرژی، بالا رفتن قیمت سوخت و نگرانی از رکود اقتصادی، فشار سنگینی بر افکار عمومی وارد کرده است. گزارش‌ها نشان می‌دهد قیمت پترول در برخی ایالت‌ها از چهار دالر در هر گالن عبور کرده و همین مسئله نارضایتی گسترده‌ای نسبت به سیاست‌های اقتصادی دولت ایجاد کرده است.

در چنین فضایی، ۶۱ درصد امریکایی‌ها جنگ با ایران را «اشتباه» می‌دانند. این آمار نشان می‌دهد بخش بزرگی از جامعه امریکا نه‌تنها نسبت به اهداف جنگ قانع نشده، بلکه هزینه‌های آن را نیز غیرقابل توجیه می‌داند. بسیاری از منتقدان می‌گویند ترامپ به‌جای تمرکز بر بحران‌های داخلی، تمام انرژی سیاسی خود را صرف درگیری خارجی کرده است؛ جنگی که تاکنون میلیاردها دالر هزینه داشته، بازارهای جهانی را بی‌ثبات کرده و آینده اقتصاد امریکا را با ابهام روبه‌رو ساخته است.

مطالب بیشتر:  سایه اقتدار بر برج‌های آزادی؛ ترامپ و جنگ خاموش بر رسانه، دانشگاه و عدالت

هم‌زمان، رضایت عمومی از عملکرد اقتصادی ترامپ نیز به پایین‌ترین سطوح رسیده است. تنها ۳۱ درصد مردم از مدیریت اقتصادی او رضایت دارند و حدود ۷۰ درصد امریکایی‌ها معتقدند دولت در مهار هزینه‌های زندگی ناکام بوده است. این در حالی است که ترامپ در انتخابات، خود را «ناجی اقتصاد امریکا» معرفی می‌کرد و وعده داده بود تورم و فشار معیشتی را مهار کند.

اما بحران تنها به اقتصاد محدود نمی‌شود. رویدادهای داخلی، به‌ویژه حادثه مینیاپولیس و کشته‌شدن دو نفر به‌دست مأموران فدرال، موج تازه‌ای از خشم عمومی را ایجاد کرده است. منتقدان دولت می‌گویند تلاش برای تروریست معرفی کردن قربانیان، بیش از پیش به بی‌اعتمادی عمومی دامن زده و شکاف میان دولت و جامعه را عمیق‌تر کرده است. این مسئله برای بخشی از رأی‌دهندگان مستقل و حتی جمهوری‌خواهان میانه‌رو، به نشانه‌ای از افراط‌گرایی سیاسی و استفاده ابزاری از نهادهای امنیتی تبدیل شده است.

در کنار این تحولات، نگرانی‌ها درباره وضعیت روانی و ثبات رفتاری ترامپ نیز افزایش یافته است. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد حتی حدود ۳۰ درصد جمهوری‌خواهان نیز رفتارهای او را «دمدمی‌مزاج» و غیرقابل پیش‌بینی توصیف می‌کنند. تکرار مداوم وعده‌های مشابه، تناقض در اظهارات رسمی و واکنش‌های احساسی در برابر بحران‌ها، باعث شده بخشی از افکار عمومی نسبت به توانایی او در مدیریت شرایط پیچیده جهانی تردید پیدا کند.

بسیاری از تحلیلگران امریکایی معتقدند ترامپ اکنون در موقعیتی قرار گرفته که هر تصمیم او می‌تواند نه‌تنها آینده سیاسی خودش، بلکه سرنوشت حزب جمهوری‌خواه را نیز تحت تأثیر قرار دهد. اگر جنگ ادامه یابد، قیمت انرژی بالاتر برود و بحران اقتصادی تشدید شود، احتمال دارد او رکوردهای تاریخی جدیدی در میزان نارضایتی عمومی ثبت کند.

مطالب بیشتر:  رضا پهلوی و مسئله نمایندگی سیاسی؛ شکاف میان گفتمان، پایگاه اجتماعی و کنش سیاسی

آنچه امروز در امریکا دیده می‌شود، صرفاً کاهش محبوبیت یک رئیس‌جمهور نیست؛ بلکه نشانه‌ای از فرسایش اعتماد عمومی به رهبری سیاسی در میانه جنگ، بحران اقتصادی و شکاف اجتماعی است. ترامپ تلاش می‌کند تصویر یک رهبر مقتدر را حفظ کند، اما نظرسنجی‌ها و واکنش‌های اجتماعی نشان می‌دهد بخش بزرگی از جامعه امریکا دیگر این روایت را باور ندارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *