بلوچستان بار دیگر به کانون یکی از پیچیدهترین بحرانهای امنیتی پاکستان تبدیل شده است؛ جایی که همزمان با افزایش حملات جداییطلبان بلوچ و فعالیت تحریک طالبان پاکستان نیز گسترش یافته و اسلامآباد اکنون با جنگی چندجبههای روبهرو است. در تازهترین رویداد، جداییطلبان بلوچ مدعی شدهاند در حمله به یک کاروان ارتش در مستونگ، بیش از ۴۵ نظامی پاکستانی را کشتهاند؛ ادعایی که تاکنون از سوی منابع مستقل تأیید نشده است.
این تنها یکی از سلسله حملاتی است که طی هفتههای اخیر، فضای امنیتی بلوچستان را بهشدت متشنج کرده است. همزمان، منابع امنیتی پاکستان اعلام کردهاند که پس از حمله به یک پاسگاه پولیس در بنو، جنگندههای این کشور مواضع افراد مسلح را در مناطق نرمهخیل و بکهخیل هدف قرار دادهاند. مسئولیت آن حمله را نیز ائتلافی از سه گروه مسلح به رهبری حافظ گل بهادر بر عهده گرفته است.
اما آنچه بحران کنونی را از سالهای گذشته متفاوت میسازد، تنها افزایش شمار حملات نیست؛ بلکه تغییر جغرافیای جنگ است. در گذشته، بیشتر درگیریها به مناطق بلوچنشین جنوب بلوچستان محدود بود، اما اکنون دامنه ناامنی به ولسوالیهای پشتوننشین شمال این ایالت نیز کشیده شده است.
در کنار ارتش آزادیبخش بلوچ، اکنون تحریک طالبان پاکستان نیز به بازیگران فعال این میدان تبدیل شدهاند؛ موضوعی که نشان میدهد اسلامآباد دیگر تنها با یک شورش محلی مواجه نیست، بلکه با چندین تهدید امنیتی همزمان دستوپنجه نرم میکند.
بلوچستان، با وجود آنکه تنها حدود شش درصد جمعیت پاکستان را در خود جای داده، نزدیک به ۴۴ درصد خاک این کشور را تشکیل میدهد. گستردگی جغرافیا، مرزهای طولانی با افغانستان و ایران و دسترسی به سواحل دریای عرب، تأمین امنیت این ایالت را برای پاکستان به یکی از دشوارترین مأموریتهای نظامی تبدیل کرده است.
در هفتههای اخیر، ارتش آزادیبخش بلوچ برای ساعاتی کنترل شهر چاغی را در دست گرفت؛ شهری که بهدلیل قرار گرفتن پروژههای بزرگ معدنی، از اهمیت راهبردی برخوردار است. افراد مسلح علاوه بر تصرف یک مرکز پولیس و خلع سلاح نیروهای امنیتی، به پروژه استخراج مس و طلای ریکو دیک نیز حمله کردند؛ حملهای که بر اساس گزارشها، به کشته شدن چند نفر، از جمله یک شهروند ترکیه، انجامید.
درگیریها تنها به چاغی محدود نماند. نوشکی، خاران، واشوک و مستونگ نیز در روزهای اخیر شاهد حملات پیدرپی بر کاروانها و پایگاههای نظامی بودهاند. هرچند دو طرف آمار متفاوتی از تلفات ارائه میکنند، اما منابع مستقل هنوز هیچیک از این ارقام را تأیید نکردهاند.
همزمان، حملات تحریک طالبان پاکستان در مناطق پشتوننشین نیز افزایش یافته است. در شهر زیارت، دهها نیروی پولیس پس از چند روز محاصره، بدون رسیدن نیروی کمکی کشته شدند؛ رخدادی که موجی از اعتراضات مردمی را به راه انداخت و خانوادههای قربانیان را به برگزاری تحصن در کویته واداشت.
در نهایت، دولت ایالتی بلوچستان با معترضان به توافق رسید؛ توافقی که بر اساس آن قرار است یک کمیسیون مستقل قضایی، چگونگی این رویداد را بررسی کند، خانواده قربانیان غرامت دریافت کنند و درباره ضعفهای امنیتی تحقیق شود. اما بسیاری از ناظران معتقدند این توافق، تنها بخشی از بحران را مدیریت کرده و پاسخگوی ریشههای اصلی نارضایتی در بلوچستان نیست.
کارشناسان بر این باورند که بحران بلوچستان تنها یک مسئله امنیتی نیست. دههها احساس محرومیت، توسعهنیافتگی، اختلاف بر سر بهرهبرداری از منابع طبیعی، پرونده مفقودشدگان و حضور پروژههای بزرگ اقتصادی، زمینههای شکلگیری این بحران را فراهم کرده است.
اهمیت بلوچستان تنها به مسائل داخلی پاکستان محدود نمیشود. این ایالت، شاهراه اتصال بندر گوادر به کریدور اقتصادی چین و پاکستان است؛ پروژهای که یکی از مهمترین سرمایهگذاریهای راهبردی پکن در منطقه به شمار میرود. همزمان، نزدیکی بلوچستان به افغانستان، ایران و آبهای اقیانوس هند، این منطقه را به یکی از حساسترین نقاط رقابتهای ژئوپلیتیکی آسیا تبدیل کرده است.
در چنین شرایطی، گسترش همزمان فعالیت جداییطلبان بلوچ و تحریک طالبان پاکستان، همراه با رقابتهای منطقهای و بینالمللی، بحران بلوچستان را وارد مرحلهای تازه کرده است؛ مرحلهای که بسیاری از تحلیلگران آن را یکی از بزرگترین چالشهای امنیتی پاکستان در سالهای اخیر میدانند و هشدار میدهند که بدون رسیدگی به ریشههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی این بحران، چشمانداز بازگشت ثبات به این ایالت همچنان دور از دسترس خواهد بود.
باتلاق امنیتی اسلامآباد در بلوچستان؛ آیا پاکستان تجزیه خواهد شد؟

- لینک کوتاه: https://afaaq.af/?p=28398
- منتشر شده در