از هلمند تا بلوچستان؛ چگونه مبارزه امارت اسلامی با مواد مخدر، جغرافیای قاچاق را تغییر داد؟

از هلمند تا بلوچستان؛ چگونه مبارزه امارت اسلامی با مواد مخدر، جغرافیای قاچاق را تغییر داد؟

پس از فرمان رهبر امارت اسلامی افغانستان مبنی بر ممنوعیت کشت و تولید مواد مخدر، افغانستان شاهد یکی از گسترده‌ترین کاهش‌ها در تولید تریاک طی دو دهه اخیر بوده است؛ کاهش قابل‌توجهی که به گفته نهادها و کارشناسان بین‌المللی، در برخی مناطق به بیش از هشتاد درصد رسیده است. این تحول، نه تنها ساختار اقتصادی شبکه‌های قاچاق را دگرگون کرده، بلکه جغرافیای تولید مواد مخدر در جنوب آسیا را نیز وارد مرحله تازه‌ای کرده است.
در سال‌های گذشته، ولایت‌های جنوبی و جنوب‌غربی افغانستان به‌ویژه هلمند، قندهار، فراه و نیمروز، به‌عنوان مراکز اصلی کشت خشخاش شناخته می‌شدند؛ مناطقی که بخش بزرگی از اقتصاد زیرزمینی مواد مخدر در آن شکل گرفته بود. اما اکنون، با اجرای سخت‌گیرانه ممنوعیت کشت از سوی امارت اسلامی، این مناطق با کاهش شدید کشت مواجه شده‌اند و بسیاری از زمین‌های زراعتی به سمت محصولات مشروع سوق داده شده‌اند.
هرچند در داخل افغانستان بخشی های بسیار کمی باقی مانده، اما مهم‌تر از آن، انتقال تدریجی جغرافیای تولید مواد مخدر به خارج از مرزهای افغانستان است؛ موضوعی که اکنون در بلوچستان پاکستان بیش از هر نقطه دیگری قابل مشاهده است.
گزارش‌های منتشرشده از سوی ناظران منطقه‌ای و حتی برخی مراکز غربی نشان می‌دهد که در مناطق مختلف بلوچستان پاکستان، به‌ویژه در نوارهای نزدیک به خط فرضی دیورند، زمین‌های وسیعی زیر کشت خشخاش و دیگر مواد مخدر رفته است. مناطقی چون چمن، قلعه‌عبدالله، گلستان و بخش‌هایی از توبه، اکنون به‌عنوان مراکز تازه کشت مواد مخدر مورد توجه قرار گرفته‌اند.
این تحول، یک پرسش اساسی را ایجاد می‌کند: اگر افغانستان توانسته است در مدت کوتاهی سطح کشت مواد مخدر را به‌صورت بی‌سابقه کاهش دهد، چرا پاکستان که همواره افغانستان را منشأ ناامنی و قاچاق معرفی می‌کرد، اکنون خود به بستر تازه تولید و فرآوری مواد مخدر تبدیل شده است؟
واقعیت این است که اسلام‌آباد طی سال‌های اخیر تلاش کرده بود تمام بحران‌های امنیتی منطقه را به افغانستان نسبت دهد؛ از تروریسم گرفته تا قاچاق مواد مخدر. اما اکنون تحولات میدانی نشان می‌دهد که بخشی از همان شبکه‌هایی که سال‌ها از اقتصاد مواد مخدر سود می‌بردند، به‌سادگی به داخل خاک پاکستان منتقل شده‌اند؛ آن هم بدون آنکه واکنش جدی از سوی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی این کشور مشاهده شود.
سکوت نهادهای نظامی و استخباراتی پاکستان در برابر گسترش کشت مواد مخدر در بلوچستان، پرسش‌های فراوانی را به‌وجود آورده است. چگونه ممکن است در یکی از امنیتی‌ترین ایالت‌های پاکستان، کشت گسترده مواد مخدر بدون اطلاع ساختارهای امنیتی انجام شود؟ بسیاری از تحلیلگران معتقدند که بخشی از این سکوت، ناشی از منافع اقتصادی و شبکه‌های پیچیده‌ای است که طی سال‌ها در امتداد مرز افغانستان و پاکستان شکل گرفته‌اند.
از سوی دیگر، عملکرد نهادهای بین‌المللی نیز با انتقادهای جدی روبه‌رو است. در حالی که افغانستان طی دو دهه گذشته همواره تحت فشار شدید سیاسی و رسانه‌ای در موضوع مواد مخدر قرار داشت، اکنون درباره گسترش کشت در بلوچستان پاکستان نوعی سکوت و چشم‌پوشی مشاهده می‌شود. این رویکرد دوگانه، بار دیگر این تصور را تقویت کرده است که برخی پرونده‌های امنیتی و مواد مخدر در منطقه، بیشتر از آنکه بر مبنای واقعیت‌های میدانی مدیریت شوند، تابع ملاحظات سیاسی و ژئوپلیتیکی هستند.
در این میان، اقدام رهبر امارت اسلامی افغانستان در ممنوعیت کشت مواد مخدر، هرچند با چالش‌های اقتصادی برای بخشی از کشاورزان همراه بود، اما در سطح منطقه‌ای یک پیام روشن داشت: افغانستان دیگر نمی‌خواهد به‌عنوان مرکز تولید مواد مخدر شناخته شود. این تصمیم، نه تنها تصویر افغانستان را در معادلات منطقه‌ای تغییر داده، بلکه بسیاری از روایت‌های گذشته درباره نقش این کشور در تجارت مواد مخدر را نیز زیر سوال برده است.
امروز، تحول جغرافیای مواد مخدر از افغانستان به بلوچستان پاکستان، تنها یک تغییر اقتصادی یا امنیتی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از جابه‌جایی یک بحران منطقه‌ای است که سال‌ها به‌صورت یک‌جانبه به افغانستان نسبت داده می‌شد. اکنون نگاه‌ها بیش از هر زمان دیگر متوجه پاکستان است؛ کشوری که باید توضیح دهد چگونه در سایه ادعاهای امنیتی و مبارزه با تروریسم، زمین‌هایش به بستر تازه کشت و فرآوری مواد مخدر تبدیل شده‌اند.

مطالب بیشتر:  هدف گیری حساب شده منافع چین در افغانستان / ناامنی تصادفی نیست

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *