آیتالله سیدعلی خامنهای، بیش از چهار دهه سکان رهبری جامعه ایرانی را به عهده داشته است. در تاریخ معاصر این کشور کمتر شخصیتی را می توان یاد نمود که به اندازۀ ایشان، بر جهتگیری سیاسی و برنامه های راهبردی این سرزمین اثر گذار بوده باشد. او در سخت ترین دوران رهبری کشور ایران را به عهده گرفت. در شرایط پس از جنگ و پس از رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی، دورهای که ایران، با شرایط جنگی، تحریم، فشارهای بینالمللی، تحولات شتابان منطقه و رقابت قدرتهای جهانی همراه بوده است. اکنون که پیکر او بر دوش میلیونها نفر از ایرانیان و هوارداران بین المللی اش، تشییع میشود، کارنامه سیاسی و میراث فکری و فرهنگی و شیوه حکومت داری او مورد بحث قرار می گیرد. این قلم، نیز تلاش دارد فارغ از هیاهوی موافقان و مخالفان، با نگاهی منصفانه رویکردهای او را مورد بازخوانی قرار بدهد.
بیتردید، برجستهترین ویژگی رهبری آیتالله خامنهای، تأکید بر استقلال سیاسی و مقاومت در برابر فشارهای خارجی بود. او از آغاز رهبری خود، استقلال را نه صرفاً یک شعار انقلابی، بلکه ستون اصلی امنیت، عزت و حاکمیت ملی ایران میدانست. در نگاه وی، کشوری که تصمیمهای راهبردی خود را تحت تأثیر خواست قدرتهای خارجی اتخاذ کند، دیر یا زود استقلال سیاسی و فرهنگی خود را نیز از دست خواهد داد. برای همین از برخی کشورهای اسلامی آشکارا انتقاد می کرد و پیشرفت های ظاهری و بی پشتوانه مردمی را زندگی در کاخ های آسیبپذیر شیشه ای قلمداد میکرد.
به مرور زمان این نگرش رهبری، بهویژه در برابر غرب و بخصوص ایالات متحده ، به یکی از اصول ثابت و راهبردی سیاست جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد. این رویکرد در عرصه های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی دنبال گردید. رویکردی که چشمانداز کلی این کشور را در ارتباط به توسعه، خود کفایی، اقتدار، سیاست ورزی، حکومت داری و بخصوص مذاکره این کشور را جهت می داد. در سالهایی که ایران با گستردهترین تحریمهای اقتصادی و فشارهای سیاسی روبهرو بود، آیتالله خامنهای بر حفظ استقلال رأی و پرهیز از تصمیمگیری تحت فشار تأکید میکرد. او معتقد بود مذاکره زمانی معنا دارد که از موضع عزت و برابری انجام شود، نه در سایه تهدید و اجبار.
در کنار این رویکرد، وی بر تقویت توان داخلی نیز اصرار داشت. مفاهیمی مانند اقتصاد مقاومتی، حمایت از تولید ملی، پیشرفت علمی، توسعه فناوریهای راهبردی و اتکا به ظرفیتهای انسانی کشور، از مهمترین محورهای اندیشه او به شمار میرفت. از دیدگاه او، اقتدار سیاسی بدون استقلال اقتصادی و علمی پایدار نخواهد ماند.
آیتالله خامنهای همچنین نقش مهمی در شکلدهی به سیاست منطقهای جمهوری اسلامی ایفا کرد. حمایت از محور مقاومت و تلاش برای افزایش نفوذ منطقهای ایران، از مهمترین مؤلفههای سیاست خارجی دوران رهبری او بود. طرفداران این سیاست، آن را عامل افزایش قدرت بازدارندگی ایران و حفظ امنیت ملی میدانند، در حالی که منتقدان، هزینههای اقتصادی و سیاسی آن را مورد پرسش قرار دادهاند. این اختلاف دیدگاه، بخشی از واقعیت سیاست در منطقه پرآشوب غرب آسیا بوده و میباشد؛ اما وی بدون توجه به موافقت و مخالفت های موجود، راهبردی تعیین شده خویش را تا آخر دنبال نمود و تمام هزینه های مادی و معنوی آن را به جان خرید.
بدون شک، عصر خامنه ای برای جامعه ایران، بدون چالش نبود. مشکلات اقتصادی، فشار معیشتی مردم، تحریمهای گسترده، برخی اختلافنظرها درباره شیوه مدیریت کشور، و از همه مهمتر اعتراضات روز افزون مردمی، از موضوعاتی است که همواره در ارزیابی عملکرد این دوره مطرح بوده است. با این وجود، آیتالله خامنهای صبورانه و مقاوم در اجرای راهبرد اش ایستاد و در دفاع از آنچه منافع و استقلال کشور اش میدانست، از مواضع خواز آغاز تا پایان پایدار و فادار باقی ماند. پایداری ایشان در برابر فشارهای خارجی، ثبات رأی و استقامت کمنظیری ایشان در برابر مخالفان داخلی و فشارهای بیرونی، در میان رهبران جهان کم نظیر می باشد. یکی از راز های اثرگذاری ایشان نیز در همین نکته نهفته است.
تاریخ شخصیتهای سیاسی را صرفاً با محبوبیت یا مخالفتها داوری نمی کنند؛ بلکه با میزان اثرگذاری شان برر سرنوشت ملتها قضاوت میکند. آیتالله خامنهای، یکی از اثرگذارترین رهبران خاورمیانه در دهههای اخیر بود؛ رهبری که استقلال سیاسی، خوداتکایی و مقاومت در برابر سلطه خارجی را از قوه به فعل و از اندیشه به عمل تبدیل کرد. این امر سبب شد، که به رغم فشارهای بسیار مقاومت منطقه اوج بگیرد و آرمان مردم فلسطین از فراموشی و غفلت مسلمانان رهایی یابد.
امروز، با پایان زندگی او، داوری نهایی را باید به تاریخ سپرد. اما آنچه از هماکنون روشن است، این است که نام آیتالله سیدعلی خامنهای با مفاهیمی چون استقلال، استقامت و حفظ حق تصمیمگیری مستقل برای جمهوری اسلامی ایران گره خورده است. درباره نتایج این رویکرد میتوان دیدگاههای متفاوتی داشت، اما نمیتوان انکار کرد که او یکی از مهمترین معماران سیاست ایران در عصر معاصر بود و میراث فکری و سیاسیاش همچنان در معادلات داخلی و منطقهای اثرگذار خواهد ماند.
