۱۱ سپتامبر؛ ۲۵ سال پرسش، تردید و روایت‌های ناگفته

۱۱ سپتامبر؛ ۲۵ سال پرسش، تردید و روایت‌های ناگفته

بیست و پنج سال از صبح ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ می‌گذرد؛ روزی که دود غلیظی آسمان منهتن را تاریک کرد، اما غبار سیاسی ناشی از آن، خاورمیانه و افغانستان را برای بیش از دو دهه در تاریکی، خون و ویرانی فرو برد. روایت رسمی دولت ایالات متحده همواره یک خط مستقیم بوده است: نفوذ القاعده، ربایش هواپیماها و بزرگترین غافلگیری امنیتی تاریخ امریکا. با این حال، حتی ربع قرن پس از این رویداد، نظرسنجی‌ها و تحقیقات مستقل نشان می‌دهد که بخش عظیمی از افکار عمومی جهان و حتی خود شهروندان امریکایی، به این روایت واشنگتن به دیده شک می‌نگرند.

آیا ۱۱ سپتامبر صرفاً یک شکست اطلاعاتی بود، یا یک کاتالیزور (عامل محرک) مهندسی‌شده برای تغییر نقشه ژئوپلیتیک جهان و توجیه ماشین جنگی امریکا؟

۱. زایش «جنبش حقیقت‌یاب» و بحران اعتماد

شک و تردید نسبت به رویداد ۱۱ سپتامبر، صرفاً زمزمه‌های محافل حاشیه‌ای نیست. بر اساس نظرسنجی‌های متعدد مؤسساتی چون «راسموسن» (Rasmussen Reports) و «زوگبی» (Zogby International) در سال‌های گذشته، همواره بین ۳۰ تا ۴۰ درصد از مردم امریکا معتقد بوده‌اند که دولت این کشور، حقایق کلیدی درباره حملات را پنهان کرده و یا حتی از پیش نسبت به آن آگاهی داشته و اجازه وقوع آن را داده است.

این بی‌اعتمادی زمانی به یک بحران جهانی تبدیل شد که گروهی تحت عنوان «معماران و مهندسان برای حقیقت ۱۱ سپتامبر» (Architects & Engineers for 9/11 Truth) شکل گرفت. این نهاد که امروزه بیش از ۳۵۰۰ معمار و مهندس سازه تایید شده در آن عضویت دارند، با ارائه صدها مقاله و تحلیل فنی، فرضیه فروریختن برج‌ها صرفاً بر اثر آتش‌سوزی سوخت هواپیما را به چالش کشیده‌اند و خواستار تحقیقات مستقل و جدید شده‌اند.

مطالب بیشتر:  اتهام دخالت اسرائیل و امریکا در بحران مهاجران سئوتا

۲. معمای ساختمان شماره ۷

در مرکز تمام بحث‌های فنی، فروریختن برج‌ها، به‌ویژه «ساختمان شماره ۷» (WTC 7) قرار دارد. این آسمان‌خراش ۴۷ طبقه، در عصر روز ۱۱ سپتامبر در عرض کمتر از ۷ ثانیه و با سرعت سقوط آزاد فروریخت، در حالی که هیچ هواپیمایی به آن برخورد نکرده بود.

منتقدان با استناد به قوانین فیزیک استدلال می‌کنند که سوخت هواپیما (نفت سفید) حداکثر در دمای ۸۰۰ درجه سانتی‌گراد می‌سوزد، در حالی که نقطه ذوب فولاد استفاده شده در برج‌ها حدود ۱۵۰۰ درجه است. از دیدگاه این متخصصان مستقل، تقارن سقوط و سرعت آن، دقیقاً مشابه «تخریب کنترل‌شده» با مواد منفجره نظامی مانند نانو-ترمیت است.

در مقابل، نهادهای دولتی امریکا بیکار ننشستند. «موسسه ملی استاندارد و فناوری امریکا» (NIST) و نشریه معتبر علمی «پاپیولار مکانیکس» با انتشار گزارش‌های قطور، به این شبهات پاسخ دادند. فاکت علمی آن‌ها این بود: «فولاد برای از هم پاشیدن نیازی به ذوب شدن ندارد.» طبق گزارش NIST، فولاد در دمای ۶۰۰ درجه سانتی‌گراد، ۵۰ درصد از مقاومت ساختاری خود را از دست می‌دهد. وقتی ساختار فلزی نرم شد، وزن ده‌ها هزار تنی طبقات فوقانی، مانند یک چکش غول‌پیکر عمل کرده و باعث فروریختن زنجیره‌ای و فاجعه‌بار برج‌ها شده است. با این حال، این توضیحات هرگز نتوانست افکار عمومی را به‌طور کامل قانع کند.

۳. دروغ بزرگ عراق

آنچه به تئوری‌های ساختگی بودن ۱۱ سپتامبر ضریب نفوذ داد، فیزیک یا مهندسی نبود، بلکه «دروغگویی سیستماتیک سیاستمداران» بود. وقتی دولت جورج دابلیو. بوش در سال ۲۰۰۳ با ارائه اسناد کاملاً جعلی درباره سلاح‌های کشتار جمعی صدام حسین به عراق حمله کرد، اعتبار امریکا در سطح بین‌المللی فرو ریخت.

مطالب بیشتر:  افغانستان در سال ۲۰۲۵؛ فرصت‌ها، چالش‌ها و بحران‌های پیش‌رو

افکار عمومی جهان با یک منطق ساده و کوبنده روبه‌رو شد: وقتی کاخ سفید و سازمان سیا می‌توانند برای راه‌اندازی یک جنگ ویرانگر در عراق، در برابر سازمان ملل به صراحت دروغ بگویند و اسناد ساختگی ارائه دهند، چه تضمینی وجود دارد که برای توجیه استقرار هژمونی خود در خاورمیانه و افغانستان، حقایق ۱۱ سپتامبر را دستکاری نکرده باشند؟ این پیوند روانی میان «دروغ عراق» و «روایت ۱۱ سپتامبر»، بزرگترین ضربه به روایت رسمی واشنگتن بود.

۴. اقتصاد جنگ؛ برندگان واقعی ۱۱ سپتامبر چه کسانی بودند؟

اگر بخواهیم این رویداد را از زاویه‌ای ضربتی‌تر بررسی کنیم، باید ردپای پول را دنبال کنیم. فاکت‌های منتشر شده از سوی پروژه «هزینه‌های جنگ» (Costs of War) در دانشگاه براون (Brown University) نشان می‌دهد که جنگ‌های پس از ۱۱ سپتامبر، بیش از ۸ تریلیون دالر برای مالیات‌دهندگان امریکایی هزینه داشته است.

اما این پول‌ها کجا رفت؟ بر اساس گزارش‌های تحقیقی نهادهای ناظر اقتصادی، پنج غول بزرگ اسلحه‌سازی امریکا—لاکهید مارتین، بویینگ، جنرال داینامیکس، اپل‌اید متریالز و ریتون—بزرگترین برندگان این رویداد بودند. ارزش سهام این شرکت‌ها و قراردادهای دفاعی آن‌ها پس از ۱۱ سپتامبر به شکل نجومی افزایش یافت. برای این کارتل‌های نظامی-صنعتی، ۱۱ سپتامبر یک فاجعه نبود، بلکه افتتاحیه یک بازار پررونق و بیست‌ساله بود که با خون انسان‌ها در کابل، بغداد و خاورمیانه تغذیه می‌شد.

۵. تاوان ۲۰ ساله در افغانستان؛ از اشغال تا خروج شرم‌آور

برای افغانستان، ۱۱ سپتامبر نقطه آغاز یک تراژدی طولانی بود. بهانه سرکوب طراحان این حمله، به یک مداخله نظامی ۲۰ ساله تبدیل شد. طبق آمارهای موثق سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری، بیش از ۷۰ هزار غیرنظامی افغان در حملات هوایی، عملیات‌های شبانه و درگیری‌های ناشی از حضور امریکا جان باختند.

مطالب بیشتر:  جشن شب یلدا؛ آیین آتش‌پرستی یا نمادی از فرهنگ و تمدن باستان، اسلام چه می‌گوید؟

امریکا با شعار دموکراسی و مبارزه با تروریسم وارد شد، ۲.۳ تریلیون دالر در این جغرافیا هزینه کرد و سرانجام در آگست ۲۰۲۱، با یک خروج آشفته، حقارت‌بار و فاجعه‌آمیز، کشوری ویران‌شده را پشت سر گذاشت. خروج از کابل ثابت کرد که پروژه «جنگ علیه تروریسم»، بیش از آنکه یک استراتژی واقعی برای امنیت جهانی باشد، یک توهم امپریالیستی بود که بر پایه‌های لرزان ۱۱ سپتامبر بنا شده بود.

شکافی که هرگز ترمیم نشد

امروز در سال ۲۰۲۶، چه ۱۱ سپتامبر را یک غافلگیری امنیتی ناشی از بی‌کفایتی اطلاعاتی امریکا بدانیم و چه آن را یک پرچم دروغین (False Flag) برای پیشبرد اهداف امپریالیستی، یک واقعیت غیرقابل انکار است: جهان پس از آن روز، جای ناامن‌تری شد.

۱۱ سپتامبر چک سفید امضایی به واشنگتن داد تا قوانین بین‌المللی را نقض کند، شکنجه‌گاه‌هایی چون گوانتانامو و بگرام را برپا سازد و به حریم خصوصی شهروندان در سراسر جهان تجاوز کند. روایت واشنگتن از این رویداد، چه راست باشد و چه دروغ، زیر آوار میلیون‌ها کشته، زخمی و آواره در افغانستان و خاورمیانه دفن شده است. تاریخ ثابت کرد که پیامدهای ۱۱ سپتامبر، بسیار دهشتناک‌تر از خود آن رویداد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *