گزارشی تحلیلی از نشریه مدرن دیپلماسی با استناد به ارزیابی مؤسسه بینالمللی پژوهشهای صلح استکهلم (SIPRI) نشان میدهد که هند وارد مرحلهای تازه از بازدارندگی هستهای شده است؛ مرحلهای که به باور نویسنده، پاکستان در حال حاضر پاسخی عملی برای آن در اختیار ندارد. بر اساس این ارزیابی، هند احتمالاً برای نخستین بار بخشی از کلاهکهای هستهای خود را بر روی زیردریاییهای اتمی حامل موشکهای بالستیک (SSBN) مستقر کرده و گشتهای بازدارندگی دریایی را آغاز کرده است. اگرچه مؤسسه بینالمللی پژوهشهای صلح استکهلم این موضوع را با احتیاط مطرح کرده، اما نویسنده معتقد است همین احتمال، مهمترین تحول در رقابت هستهای جنوب آسیا از زمان آزمایش هستهای پاکستان در سال ۱۹۹۸ محسوب میشود.
در این گزارش آمده است که هند طی یک دهه گذشته بهتدریج زیرساختهای لازم برای ایجاد بازدارندگی هستهای دریایی را توسعه داده است. نخستین زیردریایی هستهای این کشور، «آیاناس آریهانت»، در سال ۲۰۱۶ بیشتر بهعنوان یک دستاورد فناورانه شناخته میشد، زیرا موشکهای K-15 آن تنها ۷۵۰ کیلومتر برد داشتند و برای هدف قرار دادن اهداف راهبردی، ناچار بود وارد آبهای دوردست شود. اما اکنون زیردریایی «آریغات» به موشکهای K-4 با برد ۳۵۰۰ کیلومتر مجهز شده و زیردریایی «آریدهامان» نیز در سال ۲۰۲۶ وارد خدمت شده است. همچنین انتظار میرود چهارمین زیردریایی این کلاس در سال ۲۰۲۷ عملیاتی شود؛ موضوعی که امکان حضور دائمی دستکم یک زیردریایی مسلح در دریا را برای هند فراهم میکند.
به باور نویسنده، مهمترین تغییر نه افزایش تعداد زیردریاییها، بلکه انتقال کلاهکهای هستهای از انبارهای زمینی به داخل زیردریاییهاست. چنین تغییری به این معناست که حتی در صورت حمله غافلگیرانه دشمن، توان پاسخ هستهای هند از بین نخواهد رفت. زیردریاییای که در اعماق اقیانوس و در موقعیتی نامعلوم گشتزنی میکند، بهسختی قابل شناسایی و هدف قرار دادن است و همین مسئله مفهوم بازدارندگی را وارد مرحلهای جدید کرده است.
در مقابل، گزارش تأکید میکند که پاکستان هنوز فاقد زیردریایی هستهای حامل موشکهای بالستیک است. تنها پروژه دریایی این کشور، موشک کروز «بابر-۳» است که قرار است از سال ۲۰۲۷ روی زیردریاییهای دیزل-الکتریکی کلاس آگوستا نصب شود. با این حال، نویسنده تصریح میکند که چنین قابلیتی قابل مقایسه با زیردریاییهای هستهای هند نیست؛ زیرا زیردریاییهای متعارف برای شارژ باتری ناچارند مرتب به سطح آب بیایند و در نتیجه بهراحتی قابل رهگیری هستند، در حالی که زیردریاییهای هستهای میتوانند ماهها بدون آشکار شدن در زیر آب باقی بمانند.
بر اساس این گزارش، اسناد دیپلماتیک منتشرشده در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که پاکستان از چین درخواست دریافت زیردریاییهای هستهای و موشکهای بالستیک زیردریاییپرتاب کرده است. این درخواست نشان میدهد اسلامآباد بهخوبی از شکاف راهبردی ایجادشده آگاه است، اما هنوز مشخص نیست پکن حاضر باشد فناوری بسیار حساس پیشران هستهای را در اختیار پاکستان قرار دهد؛ اقدامی که میتواند پیامدهای گستردهای برای رژیم منع اشاعه هستهای و توازن امنیتی منطقه داشته باشد.
نویسنده همچنین یادآور میشود که برنامه زیردریاییهای هستهای هند اساساً برای مقابله با چین طراحی شده، نه پاکستان. برد موشکهای K-4 به هند اجازه میدهد از آبهای امنتر، اهدافی در چین را تهدید کند، هرچند برای پوشش کامل خاک چین همچنان با محدودیتهای جغرافیایی روبهرو است. با این حال، همین توانایی بهطور طبیعی پاکستان را نیز در برد این موشکها قرار میدهد و باعث افزایش نگرانیهای امنیتی اسلامآباد شده است؛ هرچند هدف اصلی این برنامه، ایجاد توازن در برابر قدرت هستهای چین عنوان میشود.
در بخش دیگری از گزارش به ساختار فرماندهی هستهای هند اشاره شده است. مدیریت عملیاتی زیردریاییها بر عهده نیروی دریایی است، اما کنترل کلاهکهای هستهای و مجوز شلیک در اختیار فرماندهی نیروهای راهبردی و در نهایت شورای فرماندهی هستهای به ریاست نخستوزیر قرار دارد. نویسنده معتقد است حفظ ارتباط امن و دائمی با زیردریاییهایی که در اعماق اقیانوس مستقر هستند، یکی از پیچیدهترین چالشهای فنی و راهبردی هند در سالهای آینده خواهد بود.
این گزارش در پایان سه سناریو برای آینده رقابت هستهای جنوب آسیا ترسیم میکند. محتملترین سناریو، تکمیل ناوگان چهارفروندی زیردریاییهای هستهای هند و استمرار گشتهای بازدارندگی دریایی است؛ وضعیتی که شکاف راهبردی میان دو کشور را حفظ میکند، اما توازن هستهای همچنان برقرار میماند. سناریوی دوم، وقوع یک بحران نظامی میان هند و پاکستان در شرایطی است که یکی از زیردریاییهای هستهای هند در حال گشتزنی باشد؛ شرایطی که میتواند خطر سوءبرداشت و تشدید ناخواسته تنش را افزایش دهد.
سناریوی سوم که کماحتمالترین گزینه ارزیابی شده، ایجاد سازوکارهای مشترک میان دو کشور برای مدیریت نیروهای هستهای دریایی، از جمله خطوط ارتباطی اضطراری و سازوکارهای شفافیت، با هدف کاهش خطر محاسبات اشتباه است.
نویسنده نتیجه میگیرد که جنوب آسیا وارد مرحلهای تازه از رقابت هستهای شده است؛ مرحلهای که در آن بازدارندگی دیگر صرفاً بر موشکها و پایگاههای زمینی متکی نیست، بلکه حضور نامرئی زیردریاییهای هستهای در اقیانوس، معادلات امنیتی منطقه را دگرگون کرده است. به باور او، پاسخ پاکستان به این تحول تا حد زیادی به میزان حمایت فناورانه چین وابسته خواهد بود و تصمیمات پکن میتواند نقش تعیینکنندهای در آینده ثبات هستهای جنوب آسیا ایفا کند.
