سخنرانی حدود ۲۰ دقیقهای دونالد ترامپ درباره جنگ ایران، موجی از واکنشهای انتقادی در میان سیاستمداران، تحلیلگران و رسانههای امریکایی بهدنبال داشت؛ واکنشهایی که عمدتاً بر «نامنسجم بودن»، «تناقضگویی» و «نبود راهبرد مشخص» در رویکرد کاخ سفید تأکید دارند.
به گزارش منابع رسانهای، بسیاری از چهرههای سیاسی در ایالات متحده این سخنرانی را نشانهای از سردرگمی در تصمیمگیریهای جنگی و ناتوانی در ترسیم مسیر روشن برای ادامه یا پایان درگیریها ارزیابی کردهاند. در این میان، انتقادها نهتنها از سوی دموکراتها، بلکه از سوی برخی تحلیلگران مستقل و روزنامهنگاران برجسته نیز مطرح شده است.
در سطح سیاسی، چاک شومر، رهبر دموکراتهای سنا، با لحنی تند این سخنرانی را «پراکنده، نامنسجم و شرمآور» توصیف کرد. او تأکید کرد که اقدامات ترامپ در قبال ایران میتواند بهعنوان یکی از بزرگترین اشتباهات سیاست خارجی امریکا ثبت شود. به گفته شومر، رئیسجمهور نتوانسته اهداف روشنی ارائه دهد، متحدان را از خود دور کرده و مشکلات داخلی شهروندان امریکایی را نادیده گرفته است.
شومر همچنین در واکنشی دیگر، به تغییر مواضع مکرر ترامپ اشاره کرده و گفت: «یک لحظه خود را رئیسجمهور صلح معرفی میکند و لحظهای بعد کشور را وارد جنگ میکند.» او این رفتار را عامل تضعیف اعتماد عمومی و افزایش خطر برای جان شهروندان دانست.
در همین راستا، الیزابت وارن نیز با انتقاد از شکاف میان وعدههای انتخاباتی ترامپ و عملکرد فعلیاش، تأکید کرد که رئیسجمهور امریکا با وعده کاهش هزینهها و پرهیز از جنگهای خارجی به قدرت رسید، اما اکنون سیاستی کاملاً متفاوت در پیش گرفته است. به گفته او، هزینههای انسانی این جنگ «غیرقابل تصور» و پیامدهای اقتصادی آن «رو به افزایش و خطرناک» است. وارن همچنین هشدار داد که این جنگ میتواند ثبات اقتصادی جهانی را تهدید کند.
برنی سندرز نیز خواستار اقدام فوری کنگره برای پایان دادن به آنچه «جنگ غیرقانونی» خواند، شد. او تأکید کرد که مردم امریکا، فارغ از گرایش سیاسی، از جنگهای طولانی و پرهزینه خسته شدهاند و باید منابع کشور صرف سرمایهگذاری داخلی شود.
از سوی دیگر، کوری بوکر بر ضرورت پاسخگو کردن رئیسجمهور تأکید کرد و از جمهوریخواهان خواست پیش از آنکه این درگیری به یک جنگ بیپایان تبدیل شود، اقدام کنند. او این وضعیت را آزمونی برای نظام سیاسی امریکا دانست.
در ادامه این انتقادها، اد مارکی سخنان ترامپ را «مملو از دروغ» توصیف کرد و هشدار داد که تهدید به حمله به زیرساختهای غیرنظامی میتواند مصداق جنایات جنگی باشد. او همچنین سیاستهای اقتصادی دولت را مورد انتقاد قرار داد و گفت که در حالیکه هزینه انرژی برای شهروندان افزایش یافته، دولت منابع مالی را به شرکتهای خارجی اختصاص میدهد.
کریس مورفی نیز با اشاره به تناقضهای موجود در سخنان ترامپ، اظهار داشت که حتی مشخص نیست رئیسجمهور قصد تشدید جنگ را دارد یا کاهش آن. او وضعیت کنونی را «فرو رفتن تدریجی در باتلاق» توصیف کرد و افزود که هر روز تلاش میشود یک اشتباه با اشتباه دیگری پوشانده شود.
به گفته مورفی، پیامدهای اقتصادی جنگ نیز بهشدت نگرانکننده است و بحران انرژی ناشی از تحولات در تنگه هرمز، اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار داده است.
در همین حال، تیم کین نبود برنامه مشخص را یکی از مهمترین مشکلات سیاست دولت دانست. او با اشاره به افزایش تلفات و فشار اقتصادی بر خانوادههای امریکایی، تأکید کرد که این جنگ نه توجیه دارد و نه راهبرد روشنی برای پایان آن ارائه شده است. کین همچنین اظهارات ترامپ درباره کشته شدن نظامیان امریکایی را «بیاحترامی» به خانوادههای آنان خواند.
کریس ون هولن نیز پس از جلسات توجیهی کنگره اعلام کرد که حتی در نشستهای غیرعلنی نیز دولت نتوانسته روایت منسجمی ارائه دهد و نشانهای از داشتن «بازی نهایی» در این جنگ دیده نمیشود.
همچنین کریس کونز تأکید کرد که آنچه از سوی دولت ارائه شده، فاقد جدیت و برنامهریزی دقیق است و بیشتر به «اظهارات نامتعادل» شباهت دارد.
در کنار سیاستمداران، واکنشهای تندی نیز از سوی رسانهها و تحلیلگران امریکایی مطرح شده است. تری موران، روزنامهنگار شناختهشده، وضعیت ترامپ را «گیر افتاده» توصیف کرد و گفت سخنرانی او فاقد محتوای جدید بوده و تلاش داشته با وعدههای مبهم، افکار عمومی را با خود همراه کند.
کارولین لوکاس نیز این جنگ را «غیرقانونی و بیپروا» خواند و تأکید کرد که رهبران امریکا و اسرائیل دشمن خود را دستکم گرفتهاند و فاقد استراتژی خروج هستند.
در همین حال، جان هاروود با لحنی بیسابقه رئیسجمهور امریکا را «عامل آسیب به کل جهان» توصیف کرد. چاک تاد نیز به زمانبندی سخنرانی ترامپ اشاره کرده و آن را «تصمیمی عجیب» دانست.
از سوی دیگر، جان کارل اظهار داشت که ترامپ حتی برای حامیان خود نیز توضیح روشنی درباره چرایی ورود امریکا به جنگ با ایران ارائه نکرده است.
گزارشهای رسانهای نیز همین تصویر را تقویت میکند. شبکه سیانان رفتار ترامپ را «گیجکننده و پر از تناقض» توصیف کرده و نوشته است که او در یک سخنرانی کوتاه، مواضع متفاوت و متضادی درباره یک موضوع واحد مطرح کرده است.
سوزان گلسر نیز معتقد است که «نخستین قربانی این جنگ، حقیقت بوده است» و ترامپ تلاش دارد واقعیت جنگ را سادهسازی کند. در همین زمینه، راجر اشتال نیز به نحوه نمایش جنگ در رسانهها اشاره کرده و آن را شبیه «کلیپهای تبلیغاتی بدون نمایش رنج انسانی» دانسته است.
مجموع این واکنشها نشان میدهد که سخنرانی اخیر دونالد ترامپ نهتنها نتوانسته اجماع سیاسی یا رسانهای در داخل امریکا ایجاد کند، بلکه شکافها و تردیدها درباره راهبرد واشنگتن در قبال جنگ ایران را عمیقتر کرده است. انتقادها عمدتاً بر سه محور متمرکز است: نبود برنامه روشن، تناقض در مواضع و نادیده گرفتن پیامدهای انسانی و اقتصادی.
در چنین شرایطی، به نظر میرسد ادامه این روند میتواند فشارهای داخلی بر دولت امریکا را افزایش دهد و نقش کنگره در مهار یا جهتدهی به سیاست جنگی را پررنگتر سازد. همزمان، بازتاب گسترده این انتقادها در رسانهها نشان میدهد که روایت رسمی دولت با تردیدهای جدی در افکار عمومی مواجه است؛ موضوعی که میتواند بر آینده این جنگ و جایگاه سیاسی ترامپ تأثیر تعیینکنندهای بگذارد.
