در حالی که جهان در ماههای اخیر بیش از هر زمان دیگری اهمیت تنگه هرمز و نقش گلوگاههای ژئوپلیتیکی در اقتصاد جهانی را درک کرده، اکنون نگاهها به نقطهای کمتر شناختهشده در شمالشرق افغانستان دوخته شده است؛ کوریدور باریک و کوهستانی واخان؛ منطقهای که میتواند در آینده به یکی از مهمترین مسیرهای اتصال آسیای مرکزی، جنوب آسیا و چین تبدیل شود.
کوریدور واخان، نوار باریکی به طول حدود ۳۵۰ کیلومتر در ولایت بدخشان افغانستان است که میان تاجیکستان، پاکستان و چین قرار گرفته و در برخی نقاط، عرض آن تنها به ۱۳ کیلومتر میرسد. این منطقه در ارتفاعات رشتهکوه پامیر واقع شده و از سوی کوههای هندوکش، هیمالیا، قراقروم و کونلون احاطه شده است.
تحلیلگران میگویند اگر این منطقه برای تجارت مدرن و ترانزیت بینالمللی توسعه یابد، میتواند به شاهراهی استراتژیک میان آسیای مرکزی، چین و بنادر آبهای آزاد جنوب آسیا تبدیل شود؛ مسیری که نه تنها افغانستان را از انزوای جغرافیایی بیرون میآورد، بلکه کشورهای محصور در خشکی آسیای مرکزی را نیز به اقیانوس هند متصل میکند.
بر اساس این گزارش، واخان تنها یک مسیر جغرافیایی نیست، بلکه بخشی از رقابت بزرگ ژئوپلیتیکی منطقه محسوب میشود؛ رقابتی که در آن چین، پاکستان، ایران، آسیای مرکزی و حکومت طالبان هرکدام اهداف متفاوتی را دنبال میکنند.
این منطقه در قرن نوزدهم و در پی توافقات استعماری میان بریتانیا و روسیه تزاری شکل گرفت تا میان قلمروهای دو امپراتوری حائل ایجاد شود. توافقی که بعدها خط دیورند را نیز بهوجود آورد؛ خطی که تا امروز خط فرضی افغانستان و پاکستان را تشکیل میدهد و همچنان محل مناقشه است.
اکنون، پس از خروج آمریکا از افغانستان در سال ۲۰۲۱، امارت اسلامی تلاش دارند از موقعیت جغرافیایی کشور برای گسترش روابط اقتصادی و تجاری استفاده کنند. یکی از اصلیترین پروژههای مورد توجه حکومت افغانستان، توسعه دهلیز واخان و ایجاد مسیر مستقیم تجاری میان افغانستان و چین از طریق گذرگاه مرتفع «واخجیر» است.
چین پس از بازگشت امارت اسلامی به قدرت، با احتیاط روابط اقتصادی خود را با کابل گسترش داده و اکنون به بزرگترین شریک تجاری و سرمایهگذاری افغانستان تبدیل شده است. حجم تجارت دو طرف در سال ۲۰۲۴ به حدود دو میلیارد دالر رسیده و شرکتهای چینی قراردادهایی برای استخراج نفت، مس، لیتیوم و طلا در افغانستان امضا کردهاند.
با این حال، توسعه واخان همچنان با موانع جدی روبهرو است. یکی از مهمترین نگرانیهای چین، احتمال نفوذ گروههای اسلامگرای اویغور از طریق این مسیر به منطقه سینکیانگ است؛ منطقهای مسلماننشین در غرب چین که پکن نسبت به فعالیتهای جداییطلبانه در آن حساسیت بالایی دارد.
تحلیلگران میگویند چین ترجیح داده بهجای سرمایهگذاری گسترده روی واخان، تمرکز اصلی خود را بر پروژه «کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان» یا CPEC حفظ کند؛ پروژهای عظیم به ارزش حدود ۶۲ میلیارد دالر که شهر کاشغر چین را از طریق پاکستان به بندر گوادر در دریای عرب متصل میکند.
در نگاه پکن، افغانستان و آسیای مرکزی باید از طریق پاکستان به این شبکه متصل شوند، اما این طرح با اهداف امارت اسلامی تفاوت دارد. حکومت افغانستان میخواهد افغانستان مستقیماً و بدون وابستگی به پاکستان به چین وصل شود؛ بهویژه در شرایطی که تنشهای سیاسی و مرزی میان کابل و اسلامآباد در سالهای اخیر افزایش یافته است.
در این گزارش آمده است که امارت اسلامی اکنون تلاش میکنند وابستگی تاریخی افغانستان به مسیرهای ترانزیتی پاکستان را کاهش دهند. بسته شدن مرزها، توقف ترانزیت کالا و محدودیتهای اعمالشده از سوی پاکستان در سالهای اخیر، کابل را به سمت جستوجوی مسیرهای جایگزین سوق داده است.
بر اساس گزارشها، حکومت افغانستان از سال ۲۰۲۴ ساخت جادهای در امتداد واخان تا مرز چین را آغاز کرده و تا پایان سال ۲۰۲۵ حدود ۷۰ درصد این مسیر تکمیل شده است. مقامهای طالبان این پروژه را بخشی از احیای «جاده ابریشم تاریخی» میدانند.
نرگیزا عمراوا، تحلیلگر مسائل آسیای مرکزی، میگوید احیای واخان میتواند اهمیت ترانزیتی پاکستان را کاهش داده و حتی بخشی از فلسفه وجودی پروژه سی پک را زیر سؤال ببرد. به گفته او، تشدید تنشهای مرزی میان افغانستان و پاکستان باعث شده امارت اسلامی بیش از گذشته به توسعه واخان بهعنوان مسیر جایگزین نگاه کنند.
در صورت عملیاتی شدن این پروژه، افغانستان میتواند به حلقه اتصال چین، آسیای مرکزی، ایران و جنوب آسیا تبدیل شود؛ تغییری که پیامدهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی گستردهای برای منطقه خواهد داشت.
از سوی دیگر، تاجیکستان نیز میتواند از این مسیر سود ببرد. این کشور که سالها بهدلیل موقعیت جغرافیاییاش از دسترسی آسان به آبهای آزاد محروم بوده، اکنون واخان را فرصتی برای اتصال سریعتر به پاکستان و بازارهای جهانی میبیند.
تحلیلگران معتقدند ایجاد شبکههای حملونقل مدرن در پامیر میتواند باعث رشد اقتصادی، افزایش سطح رفاه و توسعه مناطق مرزی در افغانستان، تاجیکستان، چین و پاکستان شود. با این حال، این پروژه در کنار فرصتها، تهدیدهایی نیز دارد.
برخی کارشناسان هشدار میدهند که فعال شدن مسیر واخان ممکن است اهمیت مسیرهای فعلی آسیای مرکزی را کاهش دهد. همچنین ایران میتواند از طریق افغانستان مستقیماً به چین متصل شود؛ موضوعی که موازنه ترانزیتی منطقه را تغییر خواهد داد.
در همین حال، چین همچنان با احتیاط به پروژه نگاه میکند. هرچند پکن از توسعه اقتصادی افغانستان حمایت میکند، اما نگرانیهای امنیتی و ترس از نفوذ شبهنظامیان اویغور باعث شده تاکنون مرز خود با افغانستان را برای تجارت گسترده باز نکند.
با وجود این تردیدها، بسیاری از برنامهریزان اقتصادی منطقه همچنان به ظرفیت عظیم واخان چشم دوختهاند. اگر این پروژه عملی شود، افغانستان میتواند از کشوری محصور در بحران و جنگ، به چهارراه بزرگ تجارت منطقهای تبدیل شود؛ مسیری که شرق آسیا را به آسیای مرکزی، جنوب آسیا و حتی خاورمیانه پیوند میدهد.
اما تحقق این رویا به یک شرط وابسته است؛ همکاری سیاسی و امنیتی میان قدرتهای منطقهای. شرطی که در منطقهای پرتنش و مملو از رقابتهای ژئوپلیتیکی، همچنان بزرگترین چالش پیش روی کوریدور واخان به شمار میرود.
