در یادداشتی که روزنامه جنگ پاکستان به قلم حامد میر تحلیلگر مسائل سیاسی منتشر کرده، نویسنده با طرح این پرسش که «تا چه اندازه میتوان به دونالد ترامپ اعتماد کرد؟» به بررسی فراز و فرود روابط پاکستان و آمریکا و پیامدهای احتمالی توافق میان واشنگتن و تهران پرداخته است.
حامد میر مینویسد که روابط پاکستان و آمریکا همواره با تناقضهای فراوان همراه بوده است. او یادآوری میکند که دونالد ترامپ در نخستین دوره ریاستجمهوری خود پاکستان را به «دروغگویی و فریبکاری» متهم کرده بود، اما در دوره دوم ریاستجمهوریاش بارها از پاکستان و رهبری این کشور تمجید کرده است. به باور نویسنده، این تغییر لحن به معنای رفع کامل اختلافات راهبردی میان دو کشور نیست.
این تحلیلگر پاکستانی با اشاره به نقش اسلامآباد در میانجیگری میان ایران و آمریکا پس از درگیریهای سال ۲۰۲۶، مینویسد که پاکستان تلاش گستردهای برای برقراری آتشبس و فراهم کردن زمینه مذاکرات میان دو طرف انجام داد. به گفته او، اسلامآباد حتی میزبان گفتوگوهای سطح بالا میان تهران و واشنگتن شد و پیشنویس یک توافق موقت نیز آماده امضا بود، اما هیئت آمریکایی بهطور ناگهانی مذاکرات را نیمهکاره ترک کرد؛ اقدامی که از نگاه نویسنده نه تنها بیاحترامی به ایران، بلکه بیاعتنایی به نقش میانجیگرانه پاکستان نیز محسوب میشد.
میر در ادامه مینویسد که با وجود این اتفاق، ترامپ با تمجیدهای مکرر از رهبری پاکستان تلاش کرد آثار سیاسی این ناکامی را کاهش دهد. او همچنین مدعی است که در ادامه، پاکستان برای بازگرداندن ایران به میز مذاکره نقش فعالی ایفا کرد و بر این باور بود که شکست روند دیپلماتیک بیش از همه به سود اسرائیل خواهد بود.
نویسنده بخش مهمی از یادداشت خود را به موضوع «توافق ابراهیم» اختصاص داده است. به گفته او، دولت ترامپ تلاش کرد توافق احتمالی با ایران را به عادیسازی روابط کشورهای اسلامی با اسرائیل گره بزند و از کشورهایی مانند پاکستان و عربستان سعودی خواست اسرائیل را به رسمیت بشناسند. حامد میر این رویکرد را اشتباهی راهبردی توصیف کرده و معتقد است که چنین درخواستی در شرایطی که مسئله فلسطین همچنان حل نشده باقی مانده، برای افکار عمومی جهان اسلام قابل پذیرش نیست.
وی تأکید میکند که پاکستان و عربستان سعودی بهصراحت اعلام کردهاند تا زمانی که یک دولت مستقل فلسطینی با پایتختی قدس تشکیل نشود، به رسمیت شناختن اسرائیل در دستور کار آنها قرار نخواهد گرفت. از نگاه نویسنده، این موضع نشان داد که اسلامآباد حاضر نیست تحت فشار واشنگتن به توافق ابراهیم بپیوندد.
حامد میر در پایان هشدار میدهد که حتی اگر آمریکا و ایران در نهایت به توافق دست یابند، بیاعتمادی نسبت به واشنگتن در بسیاری از کشورهای اسلامی باقی خواهد ماند. او همچنین مدعی است که بخشی از نخبگان و محافل تأثیرگذار در آمریکا پس از حلوفصل پرونده هستهای ایران، ممکن است توجه خود را به برنامه هستهای پاکستان معطوف کنند.
به باور این روزنامهنگار پاکستانی، اسلامآباد باید ضمن حفظ روابط مثبت با آمریکا، نسبت به آینده برنامه هستهای خود هوشیار باشد. وی ادعا میکند که برخی بازیگران منطقهای از جمله اسرائیل و هند، مخالف توان هستهای پاکستان هستند و پس از توافق احتمالی ایران و آمریکا، ممکن است دور تازهای از فشارها و تلاشها علیه برنامه هستهای پاکستان آغاز شود. نویسنده در پایان این پرسش را مطرح میکند که آیا ترامپ در برابر چنین فشارهایی در کنار پاکستان خواهد ایستاد یا با آنها همراه خواهد شد؛ پرسشی که به اعتقاد او پاسخ آن برای بسیاری از ناظران روشن است.
