شبکه هندی NDTV در گزارشی تحلیلی با نویسندگی چاندراشیکار اسرینیواسان نویسنده ارشد این رسانه نوشته است که جنگ اخیر ایران و آمریکا تنها یک رویارویی موشکی یا نظامی نبود، بلکه صحنه ظهور نوع تازهای از نبرد بود؛ نبردی که در آن «جغرافیا» به سلاح اصلی تبدیل شد. این رسانه میگوید ایران با استفاده از موقعیت راهبردی خود در تنگه هرمز و تهدید همزمان جریان انرژی و کابلهای زیردریایی اینترنت، الگویی تازه از «جنگ اهرمهای ساختاری» را به نمایش گذاشته؛ الگویی که میتواند آینده جنگها را تعریف کند.
به نوشته این رسانه، بسیاری از ناظران در هفتههای گذشته بر این پرسش تمرکز کرده بودند که آیا ایران از نظر حقوقی میتواند برای عبور نفتکشها از تنگه هرمز یا استفاده از کابلهای فایبر نوری زیر دریا هزینه تعیین کند یا خیر؛ اما از دید نویسنده، مسئله اصلی اصلاً موضوع حقوقی نیست، بلکه مسئله «قدرت و توانایی کنترل گلوگاهها» است.
این تحلیل با اشاره به نبرد تاریخی ترموپیل میان اسپارت و امپراتوری ایران باستان مینویسد همانگونه که لئونیداس، پادشاه اسپارت، با استفاده از یک گذرگاه باریک توانست ارتش عظیم خشایار شاه را متوقف کند، امروز نیز ایران از تنگه هرمز بهعنوان یک گلوگاه استراتژیک استفاده میکند؛ جایی که بخش بزرگی از انرژی جهان از آن عبور میکند.
بر اساس این گزارش، ایران در جریان جنگ اخیر نشان داد که میتواند بدون ورود به یک نبرد کلاسیک گسترده، هزینههای سنگینی بر اقتصاد جهانی تحمیل کند. تهران با تهدید مسیر کشتیرانی در هرمز، باعث افزایش شدید هزینه بیمه نفتکشها و رشد قیمت نفت شد؛ اقدامی که به باور چاندراشیکار اسرینیواسان ، فشار زیادی بر دولتهای غربی و متحدان آمریکا وارد کرد.
در این تحلیل آمده است که ایران برای اعمال فشار لزوماً نیازی به غرق کردن نفتکشها نداشت. تنها افزایش سطح تهدید و ایجاد فضای ناامن کافی بود تا شرکتهای بیمه و حملونقل دریایی نرخهای خود را بهطور بیسابقهای افزایش دهند. گزارش میگوید در مدت کوتاهی، هزینه بیمه کشتیها در خلیج فارس بیش از ۳۰۰ درصد افزایش یافت و قیمت نفت برنت نیز برای نخستینبار از سال ۲۰۲۲ از مرز ۱۰۰ دالر عبور کرد.
ان دی تی وی مینویسد که در روزهای ابتدایی جنگ، بسیاری تصور میکردند تمرکز اصلی ایران بر استفاده از پهپادهای ارزان قیمت شاهد و جنگ نامتقارن خواهد بود؛ پهپادهایی که هدفشان فرسوده کردن سامانههای پدافندی آمریکا و اسرائیل بود. اما با تشدید بحران هرمز، مسیر جنگ تغییر کرد و مسئله اصلی دیگر موشک و پهپاد نبود، بلکه نفت، تجارت جهانی و اقتصاد بینالمللی در مرکز بحران قرار گرفت.
این گزارش همچنین به موضوع کابلهای زیردریایی اینترنت اشاره میکند؛ کابلهایی که حجم عظیمی از دادهها و ارتباطات دیجیتال جهان را منتقل میکنند. به باور نویسنده، تهدید این زیرساختها نشان داد که جنگهای آینده فقط در آسمان و زمین رخ نخواهد داد، بلکه اینترنت، بانکداری جهانی و شبکههای مالی نیز به میدان جنگ تبدیل میشوند.
این رسانه هندی تأکید میکند که ایران اکنون همزمان بر دو شریان حیاتی جهان – انرژی و داده – فشار وارد کرده است؛ موضوعی که میتواند صدها میلیارد دالر خسارت اقتصادی ایجاد کند. به نوشته این رسانه، حتی اختلال محدود در کابلهای زیردریایی میتواند سیستمهای بانکی، تراکنشهای مالی و ارتباطات بینالمللی را با مشکل مواجه سازد.
در ادامه این تحلیل آمده است که اقدام ایران تنها یک تاکتیک موقتی نبود، بلکه بخشی از یک «دکترین بازدارندگی جدید» محسوب میشود؛ دکترینی که بر استفاده از جغرافیا و وابستگی اقتصاد جهانی به مسیرهای محدود انرژی و داده استوار است.
این گزارش میگوید کشورهای مختلف، از جمله چین و کوریای شمالی، اکنون با دقت در حال مطالعه این الگو هستند تا دریابند چگونه میتوان در برابر قدرتهای بزرگ نظامی، از گلوگاههای اقتصادی و جغرافیایی استفاده کرد.
به نوشته ان دی تی وی، آمریکا در ابتدا با هدف متوقف کردن برنامه هستهای ایران وارد جنگ شد؛ برنامهای که گفته میشود شامل صدها کیلوگرم اورانیوم غنیشده بود. واشنگتن انتظار داشت عملیات نظامی سریع و قاطع باشد و به یک پیروزی سیاسی برای دونالد ترامپ تبدیل شود، اما جنگ به تدریج وارد مرحلهای شد که در آن، مسئله اصلی دیگر تأسیسات هستهای نبود، بلکه کنترل مسیرهای حیاتی اقتصاد جهانی بود.
این رسانه در پایان مینویسد که شاید بزرگترین نتیجه این جنگ آن باشد که ایران موفق شد مهمترین سلاح خود را نه در موشکها یا پهپادها، بلکه در «جغرافیا» پیدا کند؛ سلاحی که به گفته تحلیلگران، میتواند معادلات جنگ مدرن را برای سالهای آینده تغییر دهد.
