نظام موسوم به «پترودالر» یا دالر نفتی، یکی از مهمترین سازوکارهای مالی جهان مدرن به شمار میرود؛ سازوکاری که به باور بسیاری از تحلیلگران، طی پنج دهه گذشته به ایالات متحده امکان داده است هزینه جنگها، حضور نظامی گسترده و کسری بودجه مزمن خود را بدون فشار اقتصادی مستقیم تأمین کند.
ریشه این نظام به سال ۱۹۷۱ و تصمیم ریچارد نیکسون بازمیگردد؛ زمانی که امریکا ارتباط مستقیم دالر با طلا را قطع کرد و عملاً نظام مالی «برتون وودز» پایان یافت. این اقدام باعث نگرانی جدی درباره آینده دالر شد، اما واشنگتن تلاش کرد با ایجاد پیوند میان دالر و نفت، موقعیت جهانی ارز خود را حفظ کند.
در همین چارچوب، امریکا و عربستان سعودی در سال ۱۹۷۴ به توافقی دست یافتند که بر اساس آن، فروش نفت عربستان به صورت انحصاری با دالر انجام میشد و درآمدهای حاصل از آن نیز در اوراق قرضه دولت امریکا سرمایهگذاری میگردید. در مقابل، واشنگتن امنیت و حمایت نظامی از ریاض را تضمین میکرد. پس از آن، سایر اعضای اوپک نیز به تدریج همین الگو را پذیرفتند و دالر به ارز اصلی تجارت نفت در جهان تبدیل شد.
بر اساس این معماری مالی، کشورهایی که نیازمند خرید نفت بودند، ناچار شدند ذخایر دالری خود را افزایش دهند. این روند موجب شد تقاضای جهانی برای دالر بهطور مستمر حفظ شود و امریکا بتواند با چاپ پول و فروش اوراق قرضه، کسری بودجه و هزینههای سنگین نظامی خود را تأمین کند.
طبق آمارهای موجود، سرمایهگذاران خارجی اکنون بیش از ۹ تریلیون دالر از اوراق قرضه دولت امریکا را در اختیار دارند؛ موضوعی که به واشنگتن اجازه داده بدهی فدرال خود را به سطحی بیسابقه برساند، بدون آنکه با بحران فوری مالی روبرو شود.
با این حال، نشانههایی از تغییر در این نظم مالی دیده میشود. افزایش استفاده از ارزهای ملی در تجارت دوجانبه، گسترش همکاریهای اقتصادی میان اعضای بریکس، بازگشت طلا به ذخایر بانکهای مرکزی و تلاش برخی کشورها برای کاهش وابستگی به دالر، از جمله تحولاتی است که تحلیلگران آن را نشانه فرسایش تدریجی نظام پترودالر میدانند.
کارشناسان معتقدند اگر روند «دالرزدایی» در اقتصاد جهانی ادامه یابد، ممکن است در سالهای آینده یکی از مهمترین ابزارهای نفوذ اقتصادی و ژئوپلیتیکی امریکا با چالشهای جدی مواجه شود.
