شش سال از امضای توافقنامه دوحه میگذرد؛ توافقی که به جنگی بیستساله امریکا در افغانستان پایان داد و صفحه تازهای در تحولات افغانستان گشود؛ اما همچنان نشانههای بیاعتمادی در روابط امارت اسلامی و امریکا دیده میشود.
پس از نزدیک به دو دهه حضور نظامی ایالات متحده امریکا در افغانستان، واشنگتن به این نتیجه رسید که راهحل نظامی پاسخ نهایی بحران نیست. از همین رو، روند جنگ به سمت مذاکره و گفتوگوهای سیاسی تغییر مسیر داد.
نخستین دیدار رسمی در ۱۲ اکتبر ۲۰۱۸ در شهر دوحه برگزار شد؛ نشستی که در آن ملا عبدالغنی برادر، معاون سیاسی وقت امارت اسلامی، با مایک پومپئو، وزیر خارجه وقت امریکا، دیدار کرد. محور اصلی این گفتوگوها پایان جنگ، تعیین چارچوب خروج نیروهای خارجی و فراهمسازی زمینه برای آغاز روند صلح بود.
به دنبال نشست نخست، نشستهای دوم، سوم و چهارم نیز یکی پی هم در سال های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ برگزار شدند.
گرافیک: نشستها میان امارت اسلامی و امریکا
نشست دوم: ۱۶ نوامبر ۲۰۱۸، در دوحه، قطر برگزار شد
نشست سوم: ۱۷ دسامبر ۲۰۱۸، در ابوظبی، امارات متحده عربی
نشست چهارم: ۱۹جنوری ۲۰۱۹، نیز در دوحه، قطر برگزار شد
این نشستها، زمینهساز مسیر ۱۸ ماهه مذاکرات میان مقامات امارت اسلامی و ایالات متحده امریکا شد. سرانجام در تاریخ ۲۹ فبروری ۲۰۲۰، پس از ۱۸ ماه مذاکره، زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه پیشین ایالات متحده برای صلح افغانستان، و ملا عبدالغنی برادر به نمایندگی از امارت اسلامی، توافقنامه تاریخی دوحه را در حضور نمایندگان حدود ۳۰ کشور امضا کردند.
عبدالرحمن آل ثانی، وزیر خارجه قطر: «ما امیدواریم که این توافق نقطه عطف مهمی در مسیر دستیابی به ثبات و شکوفایی برای مردم برادر افغانستان باشد و اهداف آنها در زمینه امنیت، توسعه و رفاه تحقق یابد»
آنتونیو گوترش ،دبیرکل سازمان ملل متحد:«گفتوگوها در دوحه، قطر، بین نمایندگان جمهوری اسلامی افغانستان و طالبان، که با حمایت منطقه و جامعه بینالمللی گستردهتر همراه است، مسیر دستیابی به یک توافق سیاسی مذاکرهای برای پایان دادن به بحران را باز خواهد کرد»
پس از امضای توافقنامه دوحه، امریکا اعلام کرد که نیروهایش از ۱۳ هزار به ۸۶۰۰ کاهش مییابد و خروج کامل منوط به اجرای تعهدات امارت اسلامی است، در حالی که امارت اسلامی نیروهایش را از هر حمله منع کرد.
این توافق با واکنشهای جهانی و داخلی مواجه شد و پیامدهای آن شامل کاهش اعتماد به امریکا، بیثباتی سیاسی و قدرتگیری سریع امارت اسلامی بود.
واحد فقیری آگاه روابط بین الملل با اشاره به بند های کلیدی توافق نامه دوحه گفت: «در توافق دوحه دو نکته بسیار مهم وجود داشت: نخست، خروج کامل نیروهای خارجی از افغانستان که عملاً عملی شد و همه نیروهای ناتو کشور را ترک کردند. دوم، آغاز مذاکرات بینالافغانی و تشکیل یک حکومت موقت و همهشمول؛ اما این بخش عملی نشد و در نهایت طالبان بهگونه کامل قدرت را در دست گرفتند.»
با گذشت شش سال از امضای این توافقنامه، امارت اسلامی آن را یک دستاورد مهم سیاسی و سندی تعیینکننده در پایان جنگ میداند. در همین حال، سهیل شاهین، سرپرست سفارت امارت اسلامی در دوحه و عضو هیأت مذاکرهکننده این توافق در زمان مذاکرات، نیز تأکید کرده است که امارت اسلامی به تعهدات خود پایبند بوده، اما ایالات متحده امریکا در بخشهایی از تعهدات خود، بهویژه لغو تحریمها و همکاریهای اقتصادی، بهگونه کامل عمل نکرده است.
توافقنامه دوحه بر چهار اصل استوار بود: خروج نیروهای خارجی طی ۱۴ ماه، تعهد امارت اسلامی به عدم استفاده از خاک افغانستان علیه دیگر کشورها، آغاز گفتوگوهای بینالافغانی و تلاش برای برقراری آتشبس پایدار.
همچنین گفته میشود این توافقنامه دارای ضمایم پنهانی است که تاکنون بهصورت عمومی منتشر نشده است.
چهار بند کلیدی توافقنامه دوحه
خروج کامل نیروهای خارجی ظرف ۱۴ ماه بر اساس جدول زمانی مشخص
تعهد امارت اسلامی مبنی بر عدم استفاده از خاک افغانستان علیه هیچ کشور دیگر
آغاز مذاکرات بینالافغانی بهمنظور رسیدن به یک توافق سیاسی جامع
تلاش مشترک برای برقراری آتشبس همهجانبه و پایدار
عمر صمد ،آگاه روابط بین الملل همچنین با تاکید بر ضماییم پنهانی این توافق نامه بیان کرد که «بر بنیاد اسناد معتبر، بلی؛ ضمایمی پنهانی وجود داشت نه بر اساس روایتهای ساختگی یا سیاسی، بلکه بر پایه مدارک قابل استناد.
در این ضمایم بیشتر موضوعات تخنیکی درج شده بود؛ از چگونگی و زمانبندی خروج نیروها گرفته تا نوع و انتقال سلاحهایی که باید از افغانستان خارج میشد، مسیر و شرایط خروج، و تضمینهایی برای جلوگیری از حمله بر نیروهای خارجی در جریان این روند.
این ضمایم جنبه عملیاتی، لجستیکی و تشکیلاتی داشت و محدود به روند خروج نیروها میشد. مسایل مربوط به ساختار سیاسی آینده، تصمیمات اقتصادی، پولی و مالی در آن گنجانده نشده بود.»
با این حال، پرسش این است که آیا میتوان توافقنامه دوحه را یک توافق صلح واقعی دانست یا اینکه توافقی بود که صرفاً زمینهساز تغییر سریع قدرت در افغانستان شد.
عزیز معارج دیپلومات پیشین گفت: « توافق دوحه در دهم فبروری امضا شد، اما نتیجه آن به گونهای شد که اعتماد به آمریکا در سطح جهانی کاهش یافت و حکومت سابق افغانستان به شکلی سقوط کرد که مردم نمیخواستند و بسیاری از ساختارها همچنان به جای خود باقی نماندند. مشکلاتی که امارت اسلامی با آن روبهرو شد، تحمیل شد و متأسفانه گروههایی داخلی در افغانستان و برخی افراد در خود امریکا —با ادعای صلح، این توافق را نقض کردند و هدف شان دستیابی سریع به قدرت بود»
اکنون شش سال از امضای این توافقنامه میگذرد، اما امارت اسلامی و ایالات متحده، بهعنوان دو طرف امضاکننده، همچنان یکدیگر را به نقض و اجرا نکردن بخشهایی از آن متهم میکنند. در بیش از چهار سال حاکمیت امارت اسلامی نیز روابط دو طرف همچنان در سایه بیاعتمادی باقی مانده است.
