خبرگزاری آفاق؛ کابل: اظهارات زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه پیشین امریکا برای صلح افغانستان، درباره حضور فزاینده داعش در پاکستان، باردیگر توجهها را به نقش این کشور به عنوان کانون فعالیت گروههای هراس افگن جلب کردهاست.
پاکستان با پیشینهای طولانی در میزبانی از گروههای افراطی، به ویژه در مناطق مرزی و بلوچستان، به بستری مناسب برای رشد داعش تبدیل شده است. این یادداشت به بررسی دلایل مهاجرت داعش به پاکستان، نقش کشورهای فرامنطقهای بهویژه امریکا در تقویت حضور این گروه و همکاریهای مشکوک پاکستان با داعش برای برهمزدن امنیت منطقه میپردازد.
دلایل کوچ داعش به پاکستان
کارشناسان حوزه سیاست به این باور اند که انتقال داعش به پاکستان، دلایل متعددی دارد. به گفته آنان نقل مکان این گروه به پاکستان، هم نتیجه فشار از جانب افغانستان است و هم نشانه ضعف در ساختار امنیتی و سیاسی اسلامآباد میباشد. در عین حال، دستهای فرامنطقهای نیز در شکلدهی این انتقال بیتاثیر نبودهاند؛ هدف این اقدام نیز بیثباتسازی منطقه و کنترول آن از راه دور گفته میشود.
همانگونه که گفته شد، شماری دیگری از کارشناسان نیز به این عقیده اند که پاکستان به دلیل ناتوانی دولت مرکزی در کنترول کامل مناطق مرزی، به ویژه خیبرپختونخوا و بلوچستان، به پناهگاهی امن برای گروههای هراس افگن تبدیل شده است. این مناطق به دلیل جغرافیای ناهموار و ضعف ساختارهای امنیتی، امکان سازماندهی و آموزش گروههایی مانند داعش را فراهم کردهاند.
احمدخان اندر، آگاه مسایل سیاسی و نظامی به خبرگزاری آفاق گفت: «نزدیکی جغرافیایی افغانستان با پاکستان یکی از علتهای مسکنگزین شدن داعش در پاکستان شده، این نزدیکی به داعش خراسان اجازه داده تا با انتقال پایگاههای خود به بلوچستان، از فشارهای نظامی در افغانستان فرار کند و عملیات خود را از خاک پاکستان هدایت کند.»
تحلیلگران معتقدند که پیوند داعش با گروههای محلی یکی دیگر از دلیلهای مستقرشدن داعش در پاکستان بوده است. این گروه با بهرهگیری از روابط با این گروهها، توانسته شبکهای از حامیان داخلی ایجاد کند. این گروهها با اعلام وفاداری به داعش، به جذب نیرو و گسترش ایدئولوژی آن کمک کردهاند.
کارشناسان مسایل سیاسی و نظامی تاکید میکنند که فقر، بیکاری و شکافهای اجتماعی-سیاسی در پاکستان، به ویژه در مناطق محروم، بستری برای جذب جوانان به ایدئولوژی داعش فراهم کرده است. این گروه با سوءاستفاده از این شرایط، توانسته پایگاه اجتماعی خود را تقویت کند.
اظهارات خلیلزاد
در ادامهی نگرانیها از گسترش فعالیت شاخه خراسان داعش از خاک پاکستان، به تازهگی زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه پیشین امریکا برای صلح افغانستان در ایکس خود نگاشته که در ماههای اخیر، بیشتر رهبران داعش، پناهگاه عملیاتی خود را در پاکستان ایجاد کرده اند. این دیپلمات کهنهکار با استناد به منابع معتبر همچنان گفته که عبدالمالک، یکی از چهرههای ارشد شاخه خراسان داعش که پیشتر از عملیاتها در بلوچستان جان سالم به در برده و به عنوان یکی از طراحان اصلی حملات این گروه شناخته میشد، در تاریخ هشتم اگست، ۲۰۲۵ میلادی در منطقه تنگی قمبرخیل در خیبر پختونخوا کشته شده است. خلیلزاد افزوده است: «گزارشها حاکی از آنست که عبدالمالک توسط گروههای مسلح محلی هدف قرار گرفته، هرچند برخی منابع میگویند که طالبان افغان نیز ممکن است در ازبین بردن او نقش داشته باشند.» به گفته خلیلزاد، عبدالمالک به عنوان یک عضو کلیدی در شاخه خراسان داعش شناخته میشد و مسوولیت هماهنگی عملیاتهای بزرگ در منطقه را برعهده داشت.
تحلیلگران ارشد امنیتی میگویند که افشاگری خلیلزاد درباره کشته شدن عبدالمالک در خاک پاکستان، نهتنها بهانههای اسلامآباد در مبارزه با تروریزم را زیر سوال میبرد، بلکه ادعاهای مکرر امارت اسلامی را مبنی بر پناهدادن پاکستان به رهبران داعش تایید میکند. به گفته آنان، این افشاگری، شکاف در روایت رسمی پاکستان را آشکار ساخته و نشان میدهد که خاک این کشور به یک پناهگاه امن برای عناصر افراطی، از جمله داعش تبدیل شده است. نثار احمد شیرزی، آگاه روابط بینالملل به خبرگزاری آفاق گفت: «افشاگری خلیلزاد، موضوع مشروعیت ادعای ضدتروریزم پاکستان در مجامع بینالمللی را تضعیف میکند و همچنان فشارها برای پاسخگویی اسلامآباد را افزایش خواهد داد.»
نقش کشورهای فرامنطقهای در لانهسازی داعش در پاکستان
امریکا در گذشته، به ویژه در دوران جنگ سرد و پس از یازدهم سپتامبر، از گروههای افراطی در منطقه، برای پیشبرد اهداف ژئوپلیتیک خود حمایت کرده است. اسناد فاششده توسط ادوارد اسنودن نیز نشان میدهد که سازمان اطلاعاتی امریکا، انگلیس و رژیم اسراییل در شکلگیری داعش نقش داشته اند تا گروهی با شعارهای اسلامی برای مقابله با دشمنان منطقهای ایجاد کنند.
کارشناسان نظامی معتقدند که شکست داعش در عراق و سوریه، امریکا را به استفاده از این گروه در مناطق دیگر، از جمله پاکستان، ترغیب کرده تا بهانهای برای حضور نظامی و سیاسی در منطقه داشته باشد. به گفته آنان، داعش به عنوان ابزاری برای توجیه مداخلات نظامی و فشار بر کشورهای مخالف سیاستهای امریکا، مانند ایران و چین، عمل میکند.
تحلیلگران تصریح میکنند که امریکا با تشکیل ائتلاف جهانی علیه داعش، سعی در پنهان کردن حمایتهای غیرمستقیم خود از این گروه داشته است. به گفته آنان، عملکرد این ائتلاف نشان میدهد که هدف اصلی، حفظ داعش به عنوان اهرمی برای بیثباتی منطقه و توجیه حضور طولانیمدت در خاورمیانه و جنوب آسیا است.
همکاری پاکستان با داعش و نقش در بیثباتی منطقه
گزارشها حاکی از آن است که سازمان اطلاعاتی پاکستان یا آیاسآی با داعش خراسان همکاریهایی داشته و از این گروه برای پیشبرد اهداف خود، از جمله تعضیف امارت اسلامی در افغانستان و فشار بر کشورهای همسایه مانند ایران و هند، استفاده کرده است. کارشناسان نظامی تاکید میکنند که داعش از خاک پاکستان برای سازماندهی حملات در افغانستان، ایران و حتا روسیه استفاده کرده است. آنان مثال میزنند که حمله به سالونی در مسکو در مارچ، ۲۰۲۴ میلادی و حملات در کرمان ایران که به پایگاههای داعش در پاکستان نسبت داده شده بود، بیانگر آن است که این گروه در پاکستان حضور فعال دارد. توریالی زازی، فعال سیاسی به خبرگزاری آفاق گفت: « با وجود ادعاهای مقامهای پاکستانی مبنی بر مبارزه با تروریزم، شواهد نشان میدهد که دولت پاکستان در بسیاری موارد چشم خود را بر فعالیتهای داعش بسته و حتا از این گروه برای پیشبرد سیاستهای منطقهای خود استفاده کرده است.»
جمعبندی
در پایان اینگونه میتوان گفت که پاکستان، با تبدیلشدن به لانهای برای داعش، نهتنها امنیت خود را به خطر انداخته، بلکه به ابزاری در دست قدرتهای فرامنطقهای، به ویژه امریکا، برای بیثباتکردن منطقه تبدیل شده است. کوچدادن داعش به این کشور نتیجه ضعف حاکمیت، پیوند با گروههای افراطی محلی و حمایتهای پیدا و پنهان قدرتهای خارجی است. کارشناسان معتقدند که همکاری مشکوک پاکستان با داعش، چه از طریق بیتوجهی عمدی و چه حمایتهای اطلاعاتی، منطقه را در معرض تهدیدات فزایندهای قرار داده است. به گفته آنان، تا زمانیکه پاکستان به عنوان پایگاه داعش عمل کند و قدرتهای فرامنطقهای از این گروه به عنوان اهرم فشار بهره ببرند، رویای صلح و ثبات در جنوب آسیا دستنیافتنی خواهد ماند. واپسین حرف هم اینکه برای ریشهکن کردن این تهدید، باید منابع مالی و لوجستیکی داعش قطع شود و همکاریهای صادقانه منطقهای جایگزین بازیهای ژئوپلیتیک گردد.