خبرگزاری آفاق؛ کابل: در جهانی که تهدید تروریسم همچنان چون سایهای بر صلح بینالمللی سنگینی میکند، گروه داعش به عنوان نمادی از افراطگرایی خشونتآمیز، نهتنها از طریق عملیات مستقیم، بلکه با بهرهبرداری از خلأهای امنیتی و حمایتهای پنهان، به بقا و گسترش خود ادامه میدهد. گزارش اخیر دبیرکل سازمان ملل متحد که در دوازدهم دلو سال جاری در اختیار اعضای شورای امنیت قرار گرفته، بر افزایش پیوسته تهدید داعش تأکید دارد، به ویژه در قاره آفریقا که وضعیت را «نگرانکننده» توصیف کرده است. اما این تهدید فراتر از آفریقا رفته و در آسیای جنوبی، جایی که مرزهای متخلخل و سیاستهای دوگانه کشورها نقش کلیدی ایفا میکنند، ریشه دوانده است. رویداد اخیر کشته شدن ۱۱ عضو داعش توسط افراد مسلح ناشناس در نزدیکی پیشاور، نهتنها گواهی بر حضور فعال این گروه در پاکستان است، بلکه پرده از لانههای امن داعش در این کشور برمیدارد. این حمله که در منطقه «شنکو» از مربوطات «قمبرخیل باره» رخ داده و منجر به زخمی شدن سه تن دیگر شده، نشاندهنده آن است که بسیاری از کشتهشدگان شهروندان خارجی بودند که پس از نابودی مراکزشان در «جبارمیله» در اواخر نوامبر سال گذشته، به این منطقه پناه بردهاند. این واقعیت، در کنار اتهامهای مداوم پاکستان علیه افغانستان مبنی بر حضور داعش در خاک کشور، اتهاماتی که بارها توسط مقامهای امارت اسلامی رد شده، حاکی از یک استراتژی انحرافی است. پاکستان که خود میزبان پناهگاههای داعش است، با انگشت اتهام به سوی همسایهاش نشانه میرود تا ناکامیهای امنیتی داخلی خود را پنهان کند. نشست امروز شورای امنیت سازمان ملل (چهارشنبه، ۱۵ دلو) در مورد تهدید داعش علیه صلح و امنیت بینالمللی، فرصت حیاتی است تا تمرکز جهانی از اتهامهای بیاساس به سوی ریشههای واقعی تهدید، یعنی پناهگاههای داعش در پاکستان، معطوف شود. کارشناسان، با توجه به شواهد، الگوهای حمایت و نیاز به اقدام هماهنگ، استدلال میکنند که مبارزه واقعی علیه داعش باید بر خاک پاکستان متمرکز گردد، نه افغانستان، تا صلح منطقهای و جهانی تضمین شود.
شواهد فزاینده از لانههای داعش در خاک پاکستان
کارشناسان حوزه سیاست معتقدند که پاکستان، علیرغم ادعاهای مبارزه با تروریسم، به عنوان یک پناهگاه امن برای گروههای تروریستی مانند داعش عمل کرده است. به گفته آنان، رویداد اخیر در نزدیکی پشاور، جایی که افراد ناشناس ۱۱ عضو داعش را کشتند، تنها نوک کوه یخ است. منابع معتبر گزارش دادهاند که این حمله بر یک مخفیگاه داعش در منطقهای تنها چند کیلومتر دور از حیاتآباد پشاور رخ داده، جایی که پوستههای ارتش پاکستان نیز حضور دارند. کارشناسان میگویند این نزدیکی به مراکز نظامی پاکستان، سؤالبرانگیز است و نشاندهنده عدم اراده یا حتی حمایت پنهان از سوی برخی حلقات در این کشور میباشد. گزارشهای سازمان ملل نیز بر حضور داعش خراسان در پاکستان تأکید دارند، جایی که این گروه حملات متعددی از جمله بمبگذاری در مساجد شیعیان در پشاور انجام داده و صدها نفر را کشته یا زخمی کرده است. در مقابل، گزارشهای یوناما نیز نشان میدهد که داعش در افغانستان تحت فشار شدید امارت اسلامی قرار دارد و عملیات علیه این گروه افزایش یافته، اما در پاکستان، این گروه لانههای متعددی در خیبرپختونخوا و بلوچستان دارد. این الگو، که شامل فرار اعضای داعش از افغانستان به پاکستان پس از حملات پهپادی است، اثبات میکند که پاکستان نهتنها میزبان، بلکه حامی بالقوه این گروه است تا از آن به عنوان ابزاری علیه رقبای منطقهای استفاده کند. نثار احمد شیرزی، آگاه مسایل سیاسی و نظامی به خبرگزاری آفاق گفت: «داعش بدون پناهگاه امن و شبکههای حمایتی نمیتواند تداوم یابد. واقعیت این است که بخشهایی از خاک پاکستان به مأمن این گروه تبدیل شده و برخی حلقات داخلی، آگاهانه یا ناآگاهانه، از آن حمایت میکنند. نتیجه این روند، صدور ترور و ناامنی به کشورهای همسایه است.»
اتهامهای انحرافی پاکستان؛ پوششی بر ناکامیهای داخلی
پاکستان به طور مداوم انگشت اتهام را به سوی افغانستان نشانه میگیرد و ادعا میکند که داعش در خاک افغانستان حضور دارد. این اتهامها که توسط مقامهای پاکستانی در مجامع بینالمللی نیز تکرار میشود، در حالی مطرح میگردد که گزارشهای مستقل سازمان ملل، مانند گزارش تحلیلی تیم نظارت بر تحریمها، نشاندهنده حضور فزاینده داعش و تیتیپی در خاک پاکستان است. مقامهای امارت اسلامی افغانستان بارها این اتهامها را رد کرده و آنها را بیاساس خواندهاند، در حالی که شواهد میدانی، مانند کشته شدن رهبران داعش در پشاور و کراچی، حضور این گروه در پاکستان را تأیید میکند. این استراتژی انحرافی، ریشه در ناکامیهای امنیتی پاکستان دارد. گزارشهای وزارت خارجه امریکا و مؤسسه اقتصاد و صلح نشان میدهد که پاکستان یکی از کشورهایی است که بیشترین حملههای تروریستی را تجربه میکند، با بیش از ۴۹۰ حمله در سال اخیر، و داعش در این حملات نقش کلیدی دارد. با متهم کردن افغانستان، پاکستان سعی در منحرف کردن توجه جهانی از حمایتهای داخلی خود از گروههای تروریستی دارد، حمایتی که به گفته کارشناسان، برای حفظ نفوذ ژئوپلیتیکی در منطقه انجام میشود. احمدخان اندر، آگاه مسایل نظامی به خبرگزاری آفاق گفت: «رفتار اخیر پاکستان بیش از آنکه مبتنی بر واقعیتهای میدانی باشد، تلاشی حسابشده برای کتمان ضعفها و شکستهای داخلی است. این کشور با منحرفکردن اذهان عامه، دیگران را متهم میکند تا از پاسخگویی درباره بحرانهای امنیتی خود فرار کند.»
ضرورت تمرکز شورای امنیت بر پاکستان؛ از حرف به عمل
نشست امروز(چهارشنبه، ۱۵ دلو) شورای امنیت که بر تهدید داعش تمرکز دارد، باید فراتر از گزارشهای کلی برود و بر پناهگاههای داعش در پاکستان تأکید کند. گزارش دبیرکل سازمان ملل بر افزایش تهدید داعش در آفریقا اشاره دارد، اما تهدید در آسیای جنوبی، به ویژه پاکستان، نمیتواند نادیده گرفته شود. شورای امنیت باید قطعنامهای تصویب کند که شامل نظارت دقیق بر مرزهای پاکستان، تحریمهای هدفمند علیه حلقاتی که از داعش حمایت میکنند و حمایت از عملیات مشترک منطقهای باشد. در مقابل، تمرکز بر افغانستان که امارت اسلامی در حال سرکوب داعش است، تنها به نفع استراتژی انحرافی پاکستان است. گزارشهای سازمان ملل نشان میدهد که داعش خراسان در افغانستان ضعیف شده، اما در پاکستان در حال بازسازی است. آگاهان مسایل نظامی تاکید دارند که اقدام جهانی باید شامل همکاری با کشورهای همسایه مانند ایران و هند باشد تا فشار بر پاکستان افزایش یابد و پناهگاهها نابود شوند.
پیشنهادهایی برای مبارزه منطقهای و جهانی علیه داعش
کارشناسان حوزه سیاست میگویند که برای ریشهکن کردن تهدید داعش، نیاز به یک رویکرد چندجانبه است. ابتدا، شورای امنیت باید مکانیسمی برای نظارت بر فعالیتهای داعش در پاکستان ایجاد کند، شامل گزارشدهی منظم از سوی اسلامآباد. دوم، همکاری منطقهای میان افغانستان، ایران، هند و پاکستان ضروری است، اما با شرط شفافیت پاکستان. سوم، حمایت مالی و فنی از نیروهای امنیتی افغانستان برای سرکوب باقیماندههای داعش، در حالی که فشار دیپلماتیک بر پاکستان برای قطع حمایتها افزایش یابد. گزارشهای اخیر سازمان ملل بر مهاجرت مبارزان داعش به پاکستان اشاره دارد که این امر نیاز به اقدامهای پیشگیرانه جهانی را برجسته میکند. از دید کارشناسان بدون این اقدامها، تهدید داعش نهتنها در آسیای جنوبی، بلکه در سطح جهانی گسترش خواهد یافت.
زمان اقدام علیه ریشههای واقعی تهدید
در پایان اینگونه میتوان گفته که تهدید داعش نه در خلأهای جغرافیایی، بلکه در سیاستهای دوگانه کشورهایی مانند پاکستان ریشه دارد. نشست شورای امنیت باید نقطه عطفی باشد تا تمرکز جهانی بر پناهگاههای واقعی داعش در پاکستان معطوف شود، نه اتهامهای بیاساس علیه افغانستان. واپسین حرف هم اینکه تنها با اقدام هماهنگ منطقهای و جهانی، میتوان این تهدید را ریشهکن کرد و صلح پایدار را تضمین نمود؛ در غیر این صورت، سایه تروریسم بر جهان طولانیتر خواهد شد.
