پایان سیگار؛ روایت شکست پروژه بازسازی و دولت‌سازی امریکا در افغانستان

با بسته‌شدن دفتر بازرس ویژه ایالات متحده برای بازسازی افغانستان (SIGAR) در ۳۱ جنوری ۲۰۲۶، یکی از مهم‌ترین نهادهای نظارتی مرتبط با جنگ و بازسازی افغانستان به کار خود پایان می‌دهد. اما پایان سیگار، صرفاً تعطیلی یک اداره نیست؛ بلکه اعتراف رسمی به شکست یکی از پرهزینه‌ترین پروژه‌های سیاست خارجی امریکا در قرن بیست‌ویکم است.

سیگار در سال ۲۰۰۸ به دستور کانگرس امریکا ایجاد شد تا بر کمک‌ها و هزینه‌های واشنگتن در افغانستان نظارت کند. مأموریتی که در ظاهر فنی و حسابرسی‌محور بود، اما در عمل به ثبت سیستماتیک ناکامی‌های سیاسی، نظامی و مدیریتی امریکا در افغانستان انجامید.

گزارش نهایی سیگار که در دسامبر ۲۰۲۵ منتشر شد، جمع‌بندی صریحی دارد و آن اینکه ایالات متحده بیش از ۱۴۸ میلیارد دالر برای بازسازی افغانستان هزینه کرد، اما نه دولت پایدار ساخت، نه نهادهای باثبات و نه مشروعیت مردمی. بر اساس یافته‌های سیگار، فساد یک انحراف حاشیه‌ای نبود؛ بلکه به بخشی از سازوکار اصلی بازسازی تبدیل شده بود. این اداره برآورد می‌کند که ۲۶ تا ۲۹ میلیارد دالر از پول مالیات‌دهندگان امریکایی به‌طور مستقیم در قالب فساد، سوءاستفاده و اتلاف منابع از بین رفته است.

اما به باور تحلیلگران، مسئله فقط پول نیست. فساد اعتماد عمومی را از بین برد، دولت افغانستان را نزد مردم بی‌اعتبار ساخت و عملاً فاصله میان حکومت و جامعه را افزایش داد. بسیاری از مقام‌های امریکایی که سیگار با آن‌ها مصاحبه کرده‌اند، اذعان می‌کنند که فساد، تلاش‌های نظامی و امنیتی را نیز بی‌اثر کرد. سیگار گزارش داد که در برخی موارد، حتی فساد از سربازان امریکایی قربانی گرفت. در بیشتر موارد، پروژه‌ها بی‌کیفیت، قراردادها غیرمعیاری و پیمانکاران فقط به فکر سود و منافع شخصی بودند.

مطالب بیشتر:  ۲۰ سال حضور، میلیاردها دالر کمک؛ اما بدون زیربنا و استقلال اقتصادی

براساس یافته‌های سیگار پروژه‌های بازسازی افغانستان در بسیاری موارد تنها روی کاغذ وجود داشت و در عمل ناکام ماند. نیروگاه‌های چندصد میلیون دالری که هیچ‌گاه به‌طور واقعی بهره‌برداری نشدند، هواپیماها و تجهیزات نظامی گران‌قیمت که کارآمدی نداشتند و ساختمان‌ها و هتل‌هایی که ساخته شدند اما خالی و رها باقی ماندند، نمونه‌هایی از این ناکامی‌ها هستند. به باور تحلیلگران، این موارد استثنا نبودند، بلکه بخشی از یک الگوی تکرارشونده بودند، الگوی که در آن، تصمیم‌گیری از واشنگتن بدون درک واقعیت‌های افغانستان صورت می‌گرفت.

یکی از جدی‌ترین یافته‌های سیگار مربوط به فروپاشی نیروهای امنیتی افغانستان است. سال‌ها مقام‌های امریکایی از اردویی با بیش از ۳۰۰ هزار سرباز و پولیس سخن می‌گفتند. اما سیگار نشان داد که این ارقام تا حد زیادی غیرواقعی بوده‌اند. پدیده «سرباز و پولیس خیالی» باعث شد توان واقعی نیروهای امنیتی حکومت وقت بیش از حد بزرگ‌نمایی شود. در روزهای پایانی پیش از فروپاشی جمهوریت، آمارهای رسمی همچنان از آمادگی دفاعی سخن می‌گفتند، در حالی که امارت اسلامی عملاً کنترل کشور را در دست داشتند.

سیگار پس از خروج نیروهای امریکایی نیز به فعالیت خود ادامه داد و گزارش داد که ایالات متحده همچنان بزرگ‌ترین کمک‌کننده مالی افغانستان باقی مانده و حدود ۳.۸ میلیارد دالر به این کشور کمک کرده است. اما همچنان ادعا کرد که این کمک‌ها با چالش‌های جدی همراه بود؛ از جمله نظارت محدود، مداخله و خطر انحراف منابع. سیگار مدعی شد که امارت اسلامی در کار سازمان‌های بین‌المللی دخالت کرده است. در مقابل، مقام‌های امارت اسلامی این گزارش‌ها را به شدت رد کردند و گفتند امریکا نه‌تنها هیچ کمکی به افغانستان نکرده، بلکه میلیاردها دالر از دارایی‌های این کشور را منجمد ساخته است.

مطالب بیشتر:  گام تاریخی روسیه؛ آیا فصل جدیدی از تعامل آغاز شد؟

در همین حال، سخنگوی امارت اسلامی درباره پایان کار سیگار گفت که این نهاد در افغانستان فعال نبود و از بیرون کار می‌کرد؛ زمانی که امریکا افغانستان را اشغال کرده بود، سیگار برای بررسی مصارف امریکا در افغانستان از سوی کانگرس آن کشور ایجاد شد. به گفته او: «پس از خروج نیروهای امریکایی دیگر نیازی به ادامه فعالیت سیگار وجود نداشت و همان زمان باید کارش متوقف می‌شد.» وی تأکید کرد که محاسبات سیگار در افغانستان مثمر نبود، زیرا بیشتر از بیرون انجام می‌شد و بر اطلاعاتی تکیه داشت که از کانال‌های تبلیغاتی و منابع ضعیف و دست‌چندم به دست می‌آمد. سخنگوی امارت اسلامی افزود افغانستان به چنین محاسباتی نیازی ندارد.

پایان کار سیگار بیش از هر چیز پرده از واقعیتی برداشت که بسیاری تحلیلگران سال‌ها هشدار داده بودند: پروژه بازسازی افغانستان نه به دلیل کمبود منابع، بلکه قربانی فساد ساختاری و منافع درونی شبکه‌ای از مقام‌های امریکایی، جنرالان، پیمانکاران و شرکت‌های بزرگ شد. گزارش‌های سیگار نشان می‌دهد که این افراد نه‌تنها از وجود فساد گسترده آگاه بودند، بلکه خود بخشی از آن را شکل دادند و از رهگذر قراردادهای میلیاردی و پروژه‌های ناکام، سودهای کلان بردند. نیروگاه‌های نیمه‌کاره، هواپیماهای اسقاط، ساختمان‌های خالی و تجهیزات نظامی بلااستفاده، تنها نمادهایی از این چرخه فساد بودند که با تصمیم‌گیری‌های واشنگتن و بی‌توجهی به واقعیت‌های افغانستان تکرار شدند. تحلیلگران تأکید می‌کنند که فساد سیستماتیک، نه‌تنها دولت افغانستان را بی‌اعتبار کرد، بلکه اعتماد مردم را از بین برد و زمینه سقوط سریع ساختار سیاسی را فراهم ساخت. سیگار بسته شد، اما پرسش اصلی باقی است: آیا امریکا آماده است مسئولیت نقش مستقیم خود در این فساد نهادی را بپذیرد، یا این پرونده نیز مانند بسیاری دیگر تنها در بایگانی تاریخ دفن خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *