تنشهای نظامی میان امارت اسلامی افغانستان و پاکستان در ماههای اخیر وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که دیگر صرفاً به درگیریهای پراکنده مرزی محدود نمیشود و نشانههایی از تغییر در الگوی تقابل دو طرف را آشکار میکند. در هفتههای گذشته، نیروی هوایی پاکستان با عبور از رویکرد پیشین خود که حملات را به مواضع منتسب به تحریک طالبان پاکستان محدود میکرد، اهدافی را در داخل افغانستان و در شهرهایی چون کابل و قندهار هدف قرار داده است. تکرار موارد نقض حریم هوایی افغانستان، بیانگر افزایش سطح فشار نظامی از سوی اسلامآباد است.
در مقابل، آنچه این دور از تنش را متمایز میکند، واکنش جدید امارت اسلامی است. برای نخستینبار، وزارت دفاع امارت اسلامی تأیید کرد که در پاسخ به حملات پاکستان، از پهپاد برای هدف قرار دادن نقاطی در داخل خاک این کشور استفاده کرده است. این تحول، در صورت تداوم، میتواند معادله امنیتی میان کابل و اسلامآباد را وارد مرحلهای متفاوت کند.
تا پیش از این، استفاده از پهپاد در افغانستان عمدتاً به کوادکوپترهای تجاری و نمونههای کوچک شناسایی محدود بود که بیشتر برای عملیاتهای تاکتیکی در امتداد خط فرضی دیورند به کار گرفته میشد. این کاربردها در سطح راهبردی تأثیر تعیینکنندهای نداشت. اما هدف قرار دادن مناطقی در عمق خاک پاکستان، حتا اگر برخی از این پهپادها رهگیری شده باشند، پیامی فراتر از یک اقدام محدود نظامی دارد.
براساس اعلام وزارت دفاع امارت اسلامی، در چند شهر پاکستان حملات پهپادی صورت گرفته است. گزارشهای مستقل رسانهای نیز نشان میدهد که حداقل چندین مورد، پهپادها به مناطقی در سوابی و فتحجنگ، در فاصله صدها کیلومتری از خاک پاکستان رسیدهاند.
کارشناسانی که بقایای پهپادهای سقوطکرده را بررسی کردهاند، گفتهاند این پهپادها از نوع ثابتبال با موتور تکسیلندر و ملخ چوبی هستند و احتمالاً با استفاده از قطعات تجاری مونتاژ شدهاند. طول بال برخی از این پهپادها حدود سه متر و بدنه آنها نزدیک به دو متر گزارش شده است. وزن کلی آنها در حدود ۱۳ تا ۱۵ کیلوگرم و توان حمل چند کیلوگرم مواد انفجاری برآورد میشود.
پهپادهای مورد استفاده امارت اسلامی عمدتاً از نوع انتحاری یا «کامیکازی» هستند؛ پهپادهایی که پس از رسیدن به هدف، با آن برخورد کرده و منفجر میشوند. این پهپادها به دو شیوه هدایت میشوند: در روش نخست، با ریموتکنترل و با برد حدود ۲۰ تا ۲۵ کیلومتر برای اهداف نزدیک استفاده میشوند. در روش دوم، با تعریف مختصات جغرافیایی از پیش تعیینشده، میتوانند تا فاصلههای بیشتر پرواز کنند. برخی کارشناسان برد عملیاتی این نوع پهپادها را، بسته به وزن سر جنگی و شرایط پرواز، بین ۱۵۰ تا ۴۰۰ کیلومتر تخمین زدهاند.
بررسیهای فنی نشان میدهد که موتور برخی از این پهپادها مشابه نمونههایی است که در بازارهای تجاری با قیمت حدود ۲۵۰ دلار در دسترس است. هزینه کلی ساخت یک پهپاد انتحاری ساده نیز در حدود ۷۰۰ دلار برآورد شده است. این هزینه پایین، در مقایسه با سامانههای پدافندی گرانقیمت، یکی از عوامل مهم در کارآمدی جنگ نامتقارن محسوب میشود.
علاوه بر پهپادهای ثابتبال، تصاویر منتشرشده از سوی وزارت دفاع امارت اسلامی نشان میدهد که از کوادکوپترهای تجاری نیز برای حمله به پاسگاههای مرزی استفاده شده است. این پهپادها معمولاً برد کوتاهتری دارند و بیشتر برای اهداف نزدیک بهکار میروند، اما قابلیت تصویربرداری و بازگشت به محل پرواز را نیز دارند.
گزارشهای منتشرشده حاکی از آن است که قطعات این پهپادها عمدتاً از بازارهای خارجی، بهویژه چین، تأمین و در داخل افغانستان مونتاژ میشود. برخی کارشناسان معتقدند بدنه بسیاری از این پهپادها بهصورت محلی ساخته شده و از مواد فیبری سبک استفاده میکند. اندازه کوچک، ارتفاع پایین پرواز و جنس بدنه از جمله عواملی است که کشف این پهپادها را برای رادارهای سنتی دشوارتر میکند.
در کوتاهمدت، این پهپادها بیشتر کارکرد بازدارنده و نمادین دارند. اما در صورت افزایش تعداد حملات، پاکستان ممکن است ناچار به گسترش سامانههای ضدپهپاد و افزایش هزینههای دفاعی در مرزهای غربی خود شود. چنین روندی میتواند بخشی از منابع نظامی این کشور را درگیر نگه دارد.
در مجموع، توان پهپادی امارت اسلامی در شرایط کنونی موازنه قدرت سنتی را بهطور بنیادین تغییر نداده است. نیروی هوایی پاکستان همچنان برتری کلاسیک خود را حفظ کرده است. با این حال، ورود پهپاد به این معادله نشاندهنده تحول در شیوههای تقابل است. اگر این ظرفیت توسعه یابد و تثبیت شود، میتواند به عاملی پایدار در تنش میان دو کشور تبدیل شود و معادله امنیتی منطقه را وارد مرحلهای تازه کند.
در کوتاهمدت، پهپادهای امارت اسلامی بیشتر نقش بازدارنده و نمادین دارند، اما چشمانداز آینده میتواند متفاوتباشد. اگر این ظرفیت پهپادی توسعه یابد و به سطح پیشرفتهتری برسد، برتری کلاسیک نیروی هوایی پاکستان به چالش کشیده خواهد شد.
همچنین، گسترش توان پهپادی افغانستان میتواند پاکستان را مجبور به صرف هزینههای سنگین برای تقویت سامانههای ضدپهپاد و دفاع مرزی کند؛ این امر منابع نظامی آن کشور را درگیر و پراکنده خواهد ساخت. از سوی هم، با تثبیت و پیشرفت فناوری پهپادی، افغانستان قادر خواهد بود معادله امنیتی منطقه را تغییر دهد و از حالت دفاعی صرف به یک قدرت بازدارنده فعال تبدیل شود.
سخن آخر اینکه، اگر امارت اسلامی سرمایهگذاری و توسعه جدی در حوزه پهپادی داشته باشد، این فناوری میتواند برتری سنتی پاکستان را کاهش دهد و افغانستان را به بازیگری مؤثرتر در معادلات امنیتی منطقه بدل کند.
