نگاهی به شرایط صحت و وجوب روزه از دیدگاه فقه احناف؛ چه کسانی باید روزه بگیرند و چه کسانی نگیرند؟

روزه در دهم ماه شعبان حدود یک‌ونیم سال بعد از هجرت پیامبر اکرم به مدینه‌ بر مسلمانان فرض شد. روزه یا «صوم» به لحاظ زبانی به معنای مطلق خودداری است. اگر شخصی از سخن‌گفتن، خوردن و آشامیدن دست برداشت، در عربی به آن «صائم» می‌گویند. از نمونه‌های روزه‌ به معنای خودداری از سخن‌گفتن، روزۀ حضرت مریم است که فرموده:« إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَٰنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنسِيًّا» [مریم: 26] یعنی من برای پروردگار رحمن روزه‌ای را نذر کرده‌ام، پس امروز با هیچ انسانی سخن نخواهم گفت. در شریعت روزه به معنای خود داری از همۀ خوردنی‌ها، آشامیدنی‌ها و لذت‌های جنسی در طول روز رمضان، از صبح صادق تا غروب آفتاب است.

اینکه روزه برچه کسی واجب و بر چه کسی نیست و نیز چه کسی می‌تواند روزه نگیرد؟ دراین نوشته خیلی کوتاه شرط‌ها و موردهای وجوب روزه را در چهارچوب فقه احناف بررسی می‌کنیم. در فقه حنفی برای وجوب روزه سه نوع شرط وجود دارد که هرکدام را جداگانه توضیح می‌دهیم.

نخست؛ شرط‌های وجوب روزه

شرط‌های وجوب روزه خود به سه گزینۀ جداگانۀ دیگر تقسیم شده است:

  1. شرط اسلام؛ روزه بالای شخص «مسلمان» واجب است و برغیر مسلمانی‌که در کشور اسلامی زندگی می‌کند و شهروندی آن‌جارا پذیرفته‌ است واجب نیست، چون آنان در مسایل فرعی شریعت اسلام مورد خطاب قرار نگرفته اند و اصلا روزۀ آن درست نیست چون یکی از شرط‌های صحت روز که بعدترخواهد آمد، نیت است و نیت روزه تنها از شخص مسلمانِ مکلف پذیرفته می‌شود. بناء اسلام همزمان شرط وجوب و صحتِ روزه است.
  2. شرط عقل؛ دومین شرط وجوب روزه برخورداری از عقل است. پس برای شخص دیوانه، عقب‌ماندۀ ذهنی و دارای اختلال‌ عصبی‌ روزه فرض نیست. این حکم در صورتی‌ است افراد نامبرده به‌طور دایمی بر بیماری‌های یادشده گرفتار باشند، اما اگر به گونۀ عارضی باشد و گه‌گاهی به آن دچارشوند آنگاه حکمش فرق می‌کند. مثلا فردی تا نیم رمضان به دیوانگی دچار شد و بعد ازآن بهبود یافت، آنگاه روزه‌داشتن روزهای بعدی و قضای روزهای گذشته بر او واجب است. همچنین اگر شخصی در آستانۀ ماه رمضان «دیوانه» شد و بعد از ماه رمضان بهبود یافت، قضاآوردن روزۀ آن، بر او واجب نیست، چون در این مدت از دایرۀ خطاب شریعت خارج و فاقد شرط روزه‌داری بوده است. حکم شخصی‌که پیش از رمضان به بیماری خواب عمیق یعنی بیهوشی گرفتار شود و پس از سپری‌شدن رمضان به‌هوش آید، عین همین حکم را دارد. امروزه، حالت‌های ناهشیاری یا کوما که گاهی فرد دچار آن می‌شود، می‌تواند یکی از مصداق‌های بیماری خواب درازمدت تلقی شود.
  3. بلوغ؛ سومین شرط وجوب روزه رسیدن به سن بلوغ است. یعنی روزه برکودک واجب نیست. اما با قیاس حکم روزه به حدیث نماز گفته شده که در هفت سالگی به کودک دستور روزه‌گرفتن داده شود و در ده‌سالگی اگر تشخیص داده شود که توانِ روزه‌داشتن را دارد، در صورت خودداری- با در نظرداشتن هدف‌های تربیتی- تنبیه شود. برای بلوغ، سن دقیق و مشخصی در فقه احناف قید نشده است، از همین‌رو می‌گویند که بلوغ گاهی از نشانه‌های بیولوژیکی و گاهی از سن‌وسال قابل تشخیص است. نشانۀ بلوغ بیولوژیک در پسران احتلام و در دختران تجربۀ عادت ماهوار و باردارشدن است. در صورت دیده‌نشدن این نشانه‌ها در کودک، امام ابو یوسف و امام محمد شاگردان امام اعظم، 15 سالگی سن بلوغ کودک دانسته اند. از نگاه فقهای احناف، در صورت عدم بروز علایم بیولوژیکی بلوغ، مدت زمانی (عمر) نیز می‌تواند از معیارهای بلوغ کودک به شمار آید. امام ابو حنیفه رحمه‌الله حد اقل سن بلوغ را در دختران هفده سال دانسته، اما در پسران در یک روایت18 سال و در روایت دیگر 19 سال را سن بلوغ گفته است. ولی، با توجه بر مفهوم عادت غالب روزگار، فتوا بر اساس گفتۀ امام ابو یوسف و امام احمد (15سال) است. اما به دلیل انکشاف جوامع بشری و پیچیدگی رسوم و آداب زندگی امروز، و تحول چشم‌گیر در معیارها و خواسته‌های زندگی، به‌نظر می‌رسد، دیدگاه‌ خودِ امام در شرایط زیستی امروزین، به لحاظ حقوقی زمینۀ تطبیق و سازگاری بیشتری دارد. این نکته یادمان باشد که برای روزه‌گرفتن معیار بلوغ بیولوژیک و سنی شرط نیست، توانایی و مقاومت جسمی برای تحمل گرسنگی و تشنگی مهم است.
مطالب بیشتر:  عمران خان نسخه صلح می‌پیچد؛ عاصم منیر طبل جنگ می‌کوبد

دوم؛ شرط‌های وجوب ادای روزه

هدف از شرط‍‌های وجوب ادا این است که گاهی پیش می‌آید که فرد مسلمان، تمامی شرط‌های مکلفیت روزه را دارد اما برای بجاکردن آن ناگزیری‌هایی وجود دارد، فقه اسلامی با توجه به وضعیت فرد مکلف، شرط‌هایی را وضع کرده است:

  1. صحت. برای ادای روزه داشتن جسم سالم شرط است. اگرچه پس صحت‌یابی مکلف به قضای آن هست.
  2. اقامت. شخص درهنگام روزه باید در «حضر» باشد نه در سفر. یعنی روزه بر فرد مکلفی‌‎که درسفر است واجب نیست؛ البته سفری که توام با دشواری‌ها باشد. در مورد سفری که برای مسافر سخت تمام نشود و گرفتن و نگرفتن روزه برایش یکسان باشد، دیدگاه حنفی‌ها که مالکی‌ها و شافعی‌ها نیز بر آنند این است: به دلیل عام‌بودن خطاب «وأن تصوموا خیرالکم»[ البقره: 184] گرفتن روزه بهتر است. دلیل دیگر حدیث أبی درداء رضی الله عنه است که می‌گوید پیامبر اکرم را در بعضی از سفرهایش که درآن از شدت گرما آدم دستِ خود را برسرش می‌گرفت، همراهی کردم و به‌جز از پیامبر وعبد الله بن رواحه هیچ‌کدام ما روزه نداشتیم. روزه‌داشتن شخص پیامبر از نظر آنان بیانگر اولویت روزه است و دلایل دیگری که این‌جا مجالش نیست.

سوم؛ شرط‌های صحت ادای روزه

  1. پاک‌بودن زن از عادت ماهوار و خون پس از زایمان (نفاس). یعنی بر زنی‌که در حال عادت ماهوارش و در هنگام خون‌ریزی پس از زایمان رمضان اورا دریابد، روزه‌داشتن درست نیست، اما قضاآوردنش واجب است.
  2. نیت. یکی از شرط‌های صحت ادای روزه داشتن نیت روزه است. شرط نیت به هدف تفکیک عبادت از عادت مقرر شده است. در مورد کیفیت نیت و اینکه آیا نیت به گونۀ لفظی هر روز به زبان آورده شود یا اینکه تصمیم قبلی و قلبی کافیست، فقها دیدگاه‌های متفاوتی دارند. از نظر امام ابوحنیفه تلفظ نیت برای صحت روزه شرط نیست، ارادۀ قبلی و قلبی شخص روزه دار برای صحت آن کافیست.
مطالب بیشتر:  بازاندیشی یک مداخله، افغانستان در خاطرات و اعترافات نویسندگان شوروی

جمع‌بندی

خلاصۀ سخن این‌که فقه حنفی برای وجوب روزه بر فرد مکلف، با تکیه بر منابع تشریع، سه نوع شرط را در نظر گرفته است. نخست، شرط‌های وجوب که بر مبنای آن روزه برفرد مکلف واجب می‌شود. تحقق این شرط به سه شرط دیگر بستگی دارد که عبارت از مسلمان‌بودن، برخورداری ازعقل و رسیدن به بلوغ جسمی برای تحمل گرسنگی است. دوم، شرط وجوبِ ادای روزه است که این شرط در صورت داشتن صحت کامل و درحضربودن، تحقق پیدا می‌کند و سومین شرط، شرط صحت ادای روزه است که درصورت پاک‌بودن زن مسلمان از عادت ماهوار و نفاس (خون‌ریزی پس از زایمان) و داشتن نیَّتِ روزه تحقق پیدا می‌کند. در فقه احناف برای نیت، داشتن ارادۀ قلبی کافی است و به زبان‌آوردن الفاظ نیت الزامی نیست. بنا براین، روزه، بر شخص غیرمسلمان، دیوانه یا افراد دارای اختلال عقلی‌ دوام‌دار واجب نیست، و ادای آن بر فردی‌که دچار بیماری مزمن و در سفرطاقت‌فرسا هست واجب نیست اما قضایش واجب است و نیز روزۀ زن مسلمان در حالت عادت ماهوار و خون‌ریزی پس از زایمان درست نیست، باید روزه را افطار کند و پس از رمضان قضا بیاورد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *