امروز، همزمان با سومین روز آتشبس موقت میان ایران و ایالات متحده و نخستین روز مذاکرات، اسلامآباد به کانون توجه تحولات منطقهای تبدیل شده است؛ گفتوگوهایی که انتظار میرود سرنوشت یکی از پرهزینهترین جنگهای اخیر خاورمیانه را رقم بزند. این مذاکرات در حالی آغاز میشود که نهتنها فضای اعتماد میان دو طرف شکل نگرفته، بلکه نشانههایی از تداوم بیاعتمادی و رقابت در میدان نیز همچنان پابرجاست.
شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، در سخنرانی خود این مذاکرات را «فرصتی سرنوشتساز» برای پایان جنگ توصیف کرده و آن را لحظهای تاریخی برای جهان اسلام دانسته است. همزمان، دیدار هیئت ایرانی به ریاست محمدباقر قالیباف و عباس عراقچی با نخستوزیر پاکستان انجام شده و به گفته رسانههای رسمی ایران، جزییات مذاکرات ایران و امریکا در این دیدار مورد بحث قرار گرفته است. قرار است هیئت امریکایی نیز بهطور جداگانه با نخستوزیر پاکستان دیدار کند.
در ادامه تلاشهای دیپلماتیک، اسحاق دار، وزیر خارجه پاکستان، نیز از دو طرف خواسته است که با تعامل سازنده وارد گفتوگو شوند و بر آمادگی اسلامآباد برای تسهیل دستیابی به یک راهحل پایدار تأکید کرده است.
در سوی دیگر، هیئت ایرانی با ترکیبی گسترده و چندلایه وارد اسلامآباد شده است؛ هیئتی ۷۱ نفره متشکل از مقامات سیاسی، نظامی، اقتصادی و حقوقی که به گفته منابع ایرانی، اختیارات کامل برای تصمیمگیری در مذاکرات را در اختیار دارد.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران و رئیس هیئت مذاکرهکننده، بار دیگر بر موضع تهران تأکید کرده است:
«ما نیت خوبی داریم، اما اعتماد نداریم. تجربه ما از مذاکره با امریکاییها همواره با شکست و نقض وعدهها همراه بوده است. دو اقدام از توافقات از جمله آتشبس در لبنان و آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران انجام نشده باقی مانده است. این دو باید پیش از آغاز مذاکرات اجرا شوند.»
در همین چارچوب، گزارشها از رایزنیهای فشرده هیئت ایرانی با مقامات پاکستانی برای الزام امریکا به انجام تعهداتش حکایت دارد. همچنین در دیدار با فرمانده ارتش پاکستان، هیئت ایرانی اعتراض خود را به نقض عهد امریکا مطرح کرده است.
با این حال، گزارش خبرگزاری رویترز از موافقت امریکا با آزادسازی بخشی از داراییهای مسدودشده ایران، بهعنوان نشانهای اولیه از حسن نیت ارزیابی شده، هرچند جزئیات آن هنوز روشن نیست.
در سوی مقابل، هیئت امریکایی به ریاست جیدی ونس وارد اسلامآباد شده است. او پیش از این سفر، ضمن ابراز خوشبینی نسبت به مذاکرات، به تهران نسبت به هرگونه فریب هشدار داده بود. در عین حال، دونالد ترامپ نیز همزمان با آغاز مذاکرات، از گزینههای نظامی سخن گفته و تأکید کرده است که در صورت شکست گفتوگوها، امریکا از قویترین سلاحها استفاده خواهد کرد.
این مواضع دوگانه، نشاندهنده تلاش واشنگتن برای حفظ همزمان مسیر فشار و دیپلماسی است؛ رویکردی که در دورههای پیشین نیز تجربه شده، اما نتایج محدودی به همراه داشته است.
از سوی دیگر، برخی گزارشها حاکی از آن است که اسرائیل و شخص بنیامین نتانیاهو در تلاشاند روند مذاکرات را با چالش مواجه کنند؛ ادعایی که از سوی منابع ایرانی مطرح شده و بیانگر پیچیدگی بیشتر صحنه سیاسی و امنیتی این بحران است.
مجموع این تحولات نشان میدهد که مذاکرات اسلامآباد در شرایطی متفاوت از گذشته آغاز شده است. نخست، بیاعتمادی ساختاری میان دو طرف همچنان پابرجاست و حتی در همین مرحله نیز نشانههایی از اختلاف بر سر اجرای تعهدات دیده میشود.
دوم، تغییر در موازنه قدرت است. جنگی که نزدیک به چهل روز ادامه داشته، بهنظر میرسد نتوانسته اهداف تعیینکنندهای برای امریکا به همراه داشته باشد، در حالیکه ایران توانسته با حفظ موقعیت خود، از جمله در تنگه هرمز، اهرمهای فشار مهمی را حفظ کند.
افزایش قیمت نفت، فشارهای داخلی در امریکا، گسترش اعتراضات ضد جنگ و عدم همراهی متحدان غربی نیز بهعنوان عوامل مکمل، موقعیت واشنگتن را در این مذاکرات تضعیف کرده است.
در چنین شرایطی، مذاکرات اسلامآباد بیش از هر زمان دیگری به صحنه تلاقی ضرورت و بیاعتمادی تبدیل شده است. از یکسو، فشارهای میدانی و اقتصادی، هر دو طرف را به سمت گفتوگو سوق داده و از سوی دیگر، تجربههای گذشته و تعهدشکنیهای جانب امریکایی و اختلافات عمیق چندین دههای، مسیر دستیابی به توافق را دشوار کرده است.
با این حال، واقعیت این است که ادامه جنگ برای هیچیک از طرفین بدون هزینه نیست. همین عامل، شاید تنها نقطه مشترکی باشد که بتواند این گفتوگوها را با وجود شکنندگی به پیش ببرد.
به نظر میرسد، اسلامآباد امروز نه فقط میزبان مذاکرات، بلکه صحنه یک آزمون تاریخی است: آیا دیپلماسی میتواند بر بیاعتمادی و فشارهای میدان غلبه کند، یا این آتشبس موقت، تنها وقفهای کوتاه در مسیر یک بحران طولانیتر خواهد بود؟
