تاریخ معاصر گواهی میدهد که ایالات متحده امریکا همواره با شعارهای فریبندهای همچون برقراری دموکراسی، دفاع از حقوق بشر و ایجاد صلح پایدار، به کشورهای مختلف لشکرکشی کرده است. اما آنچه در پایان این ماموریتهای به ظاهر بشردوستانه بر جای مانده، نه صلح است و نه آبادانی؛ بلکه ویرانههایی از جنگ، کشتههای بیشمار و سرزمینی سوخته است که حتی نفس کشیدن در آن برای ساکنانش مرگبار شده است. گزارش تحقیقی تکاندهندهای که توسط لینزی بیلینگ، خبرنگار تحقیقی و عکاس که از سال ۲۰۱۹ در افغانستان فعالیت داشته، در مجله نیو لاینز مگزین (New Lines Magazine) منتشر شده است، پرده از فاجعهای خاموش اما هولناک، نابودی کامل زیستبوم افغانستان توسط ماشین جنگی امریکا برمیدارد.
بر اساس یافتههای این گزارش که حاصل سالها تحقیق میدانی است، جنگ ۲۰ ساله امریکا در افغانستان یک فاجعه تمامعیار محیط زیستی را رقم زد. طبق آمار ارائهشده در نوشتهی این مجله، ارتش امریکا از سال ۲۰۰۱ تا خروج نهایی در سال ۲۰۲۱، بیش از ۸۵ هزار بمب بر سر مردم و طبیعت افغانستان ریخته است. اکثر این بمبها حاوی مادهای منفجره به نام آردیاکس (RDX) بودهاند؛ مادهای که آژانس حفاظت از محیط زیست امریکا صراحتاً آن را به عنوان مادهای که «ممکن است سرطانزا باشد» طبقهبندی کرده است.
لینزی بیلینگ در گزارش خود به یک نمونه بسیار مخرب اشاره میکند. در اپریل ۲۰۱۷، ارتش امریکا قدرتمندترین بمب غیرهستهای خود موسوم به «مادر تمام بمبها» (GBU-43/B) را در ولسوالی اچین ولایت ننگرهار پرتاب کرد. به گفته این خبرنگار، پیامدهای این انفجار تنها به کشتن شبهنظامیان ختم نشد؛ ساکنان روستای اسدخیل که در نزدیکی محل انفجار بودند، پس از بازگشت به خانههایشان با واقعیتی تلخ روبرو شدند. آنها گزارش دادند که محصولات زراعتیشان دیگر رشد نمیکند و زمینهایشان حاصلخیزی خود را از دست داده است. یکی از کشاورزان محلی به این گزارشگر گفته: «دیگر نمیتوانیم نصف محصول قبلی را برداشت کنیم.» علاوه بر نابودی زراعتی، شیوع بیماریهای پوستی عجیب در میان مردم منطقه بهویژه در بین کودکان، میراث مستقیم این آزمایش تسلیحاتی امریکا بوده است.
بخش دیگری از این گزارش تحلیلی به وضعیت پایگاههای نظامی امریکا میپردازد. در طول دو دهه حضور نظامی امریکا و ناتو در افغانستان، این پایگاهها به شهرهای کوچکی تبدیل شده بودند که روزانه حجم عظیمی از زبالههای خطرناک تولید میکردند. بر اساس تحقیقات منتشرشده در نیو لاینز مگزین، یکی از مخربترین اقدامات ارتش امریکا، استفاده از چاههای سوزاندن زباله بود.
در این گودالهای عظیم آتش، روزانه هزاران متر مکعب زباله شامل پلاستیک، قطعات الکترونیکی، لاستیک (تیر موتر)، زبالههای شفاخانهای و حتی بقایای انسانی با استفاده از سوخت جت جیپی-۸ (JP-8) سوزانده میشد. دود حاصل از این سوختن، حاوی مواد خطرناکی بود که سرطانزا بودن آن ثابت شده است. گزارشگر تاکید میکند که این روند سوزاندن زبالههای سمی در فضای باز تا سال ۲۰۱۸ و حتی پس از آن ادامه داشت، چرا که ارتش امریکا هیچ الزامی برای توقف آن در خود نمیدید.
فاجعه تنها به هوا محدود نشد؛ منابع آبی افغانستان نیز قربانی این حضور نظامی شدند. پیمانکاران طرف قرارداد ارتش امریکا، بدون هیچ نظارتی، فاضلاب و زبالههای کیمیاوی را مستقیماً در رودخانهها و زمینهای زراعتی تخلیه میکردند. در بخشی از گزارش، وضعیت در نزدیکی میدان هوایی جلالآباد تشریح شده است؛ جایی که تانکرهای فاضلاب محتویات خود را در جویهای آبی خالی میکردند که مردم محلی از آن برای شستوشو و زراعت استفاده میکردند.
یک کشاورز افغان در مصاحبه با این مجله میگوید: «آب قبل از آمدن امریکاییها بسیار پاک بود، اما حالا چاههای ما نیز آلوده شدهاند و بوی بسیار بدی میدهند.» یک انجنیر افغان که دوازده سال در پایگاههای امریکایی کار کرده بود نیز در گفتوگو با این مجله تایید میکند که شیرآبههای سمی بدون تصفیه وارد محیط زیست شده و باعث آلودگی گسترده آبهای زیرزمینی شدهاند.
با نگاهی فراتر از مرزهای افغانستان، به وضوح میتوان مشاهد کرد که الگوی رفتاری امریکا یکسان بوده است. آنچه لینزی بیلینگ، در افغانستان مستند کرده است، یک اتفاق تصادفی نیست، بلکه بخشی از یک رویه سیستماتیک در سیاست خارجی امریکا است. تحلیلگران روابط بینالملل بر این باورند که ایالات متحده در ۷۰ سال گذشته، در بیش از ۶۰ کشور جهان مداخله نظامی مستقیم داشته یا علیه دولتهای آنها کودتا کرده است.
این فهرست طولانی شامل طیف وسیعی از کشورهاست؛ از کشورهای امریکای لاتین مانند نیکاراگوئه و پاناما گرفته تا شرق دور در جاپان، کوریا و ویتنام، و تا خاورمیانه در عراق و افغانستان. تحلیلگران خاطرنشان میکنند که امریکا تنها رژیمی در جهان است که از بمب اتمی استفاده کرده است. در حالی که جاپان در جنگ جهانی دوم عملاً تسلیم شده بود، امریکا بر سر هیروشیما و ناکازاکی بمب اتم ریخت. جنایتی که هنوز پس از گذشت دههها، اثرات محیط زیستی آن باقی است و کودکانی در آن مناطق با نقص عضو مادرزادی متولد میشوند.
بررسیها نشان میدهد که منطق امریکا در تمام این موارد یکسان بوده است؛ حمله به بهانه مسائل حقوق بشری، دولتسازی و آوردن صلح. اما نتیجه نهایی، کشتار غیرنظامیان، هرجومرج سیاسی و از همه تلختر، آلودگی مرگبار و طولانیمدت محیط زیست در ویتنام، عراق و حالا افغانستان دقیقاً مشابه هم بوده است. همانطور که عامل نارنجی در ویتنام جنگلها و نسلها را نابود کرد، مواد کیمیاوی مانند پیافایاس (PFAS) و آردیاکس (RDX) در افغانستان نیز خاکی سمی برای نسلهای آینده به ارث گذاشتهاند.
به گزارش نیو لاینز مگزین داکتران محلی در افغانستان از افزایش چشمگیر انواع سرطان، نارساییهای کلیوی و بیماریهای تنفسی خبر میدهند. در این گزارش آمده که متخصصان ریه در ولایت ننگرهار، علت اصلی بیماریهای حاد تنفسی را استنشاق هوای آلوده ناشی از بمبارانها و سوزاندن زبالهها میدانند. کودکان و سالمندان، آسیبپذیرترین قربانیان این آلودگیها هستند.
با وجود این حجم از ویرانی، هیچ نهاد امریکایی مسئولیت پاکسازی این زبالهها را بر عهده نگرفت. گزارشگر اشاره میکند که طبق قوانین وزارت جنگ امریکا، ارتش این کشور هیچ وظیفهای برای پاکسازی محیط زیست پایگاههای خارجی پس از تخلیه ندارد، مگر آنکه توافقنامهای رسمی وجود داشته باشد؛ توافقی که در مورد افغانستان وجود نداشت. مکاتبات گزارشگر با نهاد بازرس ویژه امریکا برای بازسازی افغانستان یا سیگار نیز تایید میکند که روزانه صدها هزار پوند زباله بدون کنترل آلودگی سوزانده میشد و اکنون این زبالهها به حال خود رها شدهاند.
گزارش تکاندهندهی لینزی بیلینگ سندی است بر این واقعیت تلخ که جنگ امریکا در افغانستان، تنها رویارویی نظامی نبود، بلکه جنگ با طبیعت و آیندهی حیات در این سرزمین بود. امریکا بار دیگر به بهانه صلح وارد شد، اما با خروج خود، سرزمینی آلوده به مواد کیمیاوی، آبهای مسموم و خاکی سرطانزا بر جای گذاشت.
نتیجهی دو دهه حضور نظامی امریکا برای مردم افغانستان، نه دموکراسی بود و نه رفاه؛ بلکه، میراثی از بیماری و زمینی است که شاید تا سالها نتواند به ساکنانش زندگی سالم ببخشد. این فاجعه زیستمحیطی بار دیگر ثابت کرد که مداخلات نظامی امریکا، صرفنظر از شعارهای اغواکننده، حاصلی جز ویرانی زیرساختهای حیاتی و نابودی نسلهای آینده کشورهای مورد حمله ندارد.
