در جهان امروز، برخی پروندههای قضایی صرفاً یک ماجرای جنایی نیستند؛ بلکه به نمادهایی از مناسبات پیچیده قدرت، ثروت و نفوذ سیاسی بدل میشوند. پرونده جفری اپستین از جمله همین موارد است؛ پروندهای که با وجود مرگ متهم اصلی، نه تنها بسته نشد، بلکه هر بار با انتشار اسناد جدید، پرسشهای تازهای را درباره کارکرد نظام قضایی، نقش نخبگان و حدود پاسخگویی قدرت در ایالات متحده و فراتر از آن مطرح میکند.
جفری اپستین، سرمایهدار امریکایی، در سال ۱۹۵۳ در بروکلین نیویورک متولد شد. او بدون آنکه تحصیلات دانشگاهی خود را بهطور رسمی به پایان برساند، وارد حوزه مالی شد و بهتدریج خود را بهعنوان مدیر سرمایه و مشاور مالی افراد فوقثروتمند معرفی کرد. آنچه اپستین را از دیگر فعالان بازار مالی متمایز میکرد، نه فقط سبک زندگی اشرافی، بلکه دسترسی کمسابقهاش به حلقههای بسته نخبگان بود؛ محافلی که در آن سیاستمداران بلندپایه، میلیاردرها، دانشگاهیان برجسته و چهرههای فرهنگی رفتوآمد داشتند. با این حال، منبع دقیق ثروت او هرگز بهطور شفاف روشن نشد. املاک مجلل او در نیویورک، فلوریدا و جزیره خصوصی «لیتل سنت جیمز» در جزایر ویرجین امریکا، همواره محل تردید و پرسش رسانهها و نهادهای نظارتی بوده است.
نخستین پرونده قضایی جدی علیه اپستین در سال ۲۰۰۶ در ایالت فلوریدا شکل گرفت؛ زمانی که چند دختر نوجوان او را به سوءاستفاده جنسی متهم کردند. این پرونده در سال ۲۰۰۸ با یک توافق قضایی جنجالی پایان یافت؛ توافقی که به اپستین اجازه داد با پذیرش جرمی سبک، از پیگرد فدرال مصون بماند. سالها بعد، رسانهها و حقوقدانان این توافق را نمونهای آشکار از تأثیر ثروت و شبکه ارتباطات بر روند عدالت کیفری در امریکا دانستند؛ توافقی که به باور منتقدان، پیام روشنی از نابرابری در برابر قانون ارسال کرد.
در سال ۲۰۱۹، دادستانی فدرال نیویورک بار دیگر پرونده را گشود و اپستین را به قاچاق جنسی افراد زیر سن قانونی متهم کرد. او بازداشت و به زندان منتقل شد، اما تنها چند هفته بعد، خبر مرگش در سلول زندان منتشر شد. مقامهای رسمی مرگ را «خودکشی» اعلام کردند، اما نقصهای جدی امنیتی، از کار افتادن دوربینها و عدم نظارت کافی، موجی از تردید و بیاعتمادی عمومی را برانگیخت. مرگ اپستین عملاً روند رسیدگی قضایی را متوقف کرد و بسیاری از پرسشهای کلیدی بیپاسخ ماند.
پس از مرگ اپستین، توجهها به گیلین مکسول معطوف شد؛ شریک نزدیک و دوستدختر سابق او. دادستانها میگویند مکسول نقشی محوری در جذب، آمادهسازی و معرفی دختران نوجوان به اپستین داشته است. او در سال ۲۰۲۱ در دادگاهی فدرال به جرم مشارکت در قاچاق جنسی محکوم شد و اکنون دوران محکومیت خود را سپری میکند. بسیاری از قربانیان، مکسول را حلقه واسط میان اپستین و شبکه گسترده سوءاستفاده توصیف کردهاند؛ فردی که بدون او، این شبکه امکان بقا نداشت.
در میان قربانیان، نام ویرجینیا جوفره برجستهتر از دیگران است. او روایت کرد که در نوجوانی توسط اپستین و مکسول مورد سوءاستفاده قرار گرفته و سپس به افراد بانفوذ معرفی شده است. شهادتها و شکایتهای مدنی جوفره نقش مهمی در جلب توجه افکار عمومی و بازگشایی دوباره پرونده داشت. با این حال، این پرونده برای او بهای سنگینی داشت و سرانجام در ۲۵ اپریل ۲۰۲۵، خبر خودکشی او منتشر شد؛ خبری که بار دیگر ابعاد انسانی و تراژیک این پرونده را برجسته کرد.
اسناد منتشرشده پس از مرگ اپستین نشان میدهد که بیل کلینتون، رئیسجمهور پیشین امریکا، از دهه ۱۹۹۰ با اپستین روابطی داشته و در اوایل دهه ۲۰۰۰ حدود ۲۰ بار با هواپیمای شخصی او سفر کرده است. کلینتون تأکید کرده که ارتباطش با اپستین سالها پیش قطع شده و هرگونه تخلف را رد میکند. با این حال، پس از بازداشت اپستین در سال ۲۰۱۹، نام او دوباره در اسناد و شهادتها مطرح شد. در تازهترین تحول، کمیته نظارت مجلس نمایندگان امریکا، کلینتونها را برای ادای شهادت احضار کرد؛ احضاری که با عدم حضور آنها و اعتراض وکلایشان به «نامعتبر بودن» آن همراه شد.
شاهزاده اندرو، دوک یورک و عضو خاندان سلطنتی بریتانیا، یکی دیگر از چهرههای کلیدی این پرونده است. ویرجینیا جوفره مدعی شد که در نوجوانی، به واسطه اپستین و مکسول، با او رابطه جنسی داشته است. اندرو همه اتهامات را رد کرد، اما فشار افکار عمومی و پیامدهای سیاسی پرونده، او را وادار کرد با یک توافق مالی خارج از دادگاه، به شکایت مدنی پایان دهد و از انجام وظایف رسمی سلطنتی کنارهگیری کند؛ تصمیمی که بهشدت به اعتبار خاندان سلطنتی آسیب زد.
نام دونالد ترامپ، رئیسجمهور پیشین امریکا، نیز در برخی اسناد و گزارشها دیده میشود. شواهد نشان میدهد ترامپ و اپستین در دهه ۱۹۹۰ در محافل اجتماعی نیویورک یکدیگر را میشناختند. ترامپ میگوید سالها پیش رابطه خود را با اپستین قطع کرده و هیچ اطلاعی از فعالیتهای مجرمانه او نداشته است. او همچنین پیگیری دوباره این پرونده را بخشی از جدال سیاسی و «حقه دموکراتها» توصیف کرده است.
پرونده جفری اپستین فراتر از سقوط یک فرد است؛ این پرونده نمادی از سوءاستفاده از قدرت، مصونیت نخبگان و دشواری دستیابی به حقیقت در سایه ثروت و نفوذ است. با وجود صدها صفحه سند، شهادت و گزارش، همچنان این پرسش باقی است که چه کسانی پاسخگو خواهند بود و آیا عدالت، روزی به همه لایههای این شبکه دست خواهد یافت یا نه.
